پرش به محتوا

هنرهای نمایشی در ترکیه

از دانشنامه ملل
نسخهٔ تاریخ ‏۲۸ ژانویهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۰۵:۳۵ توسط Hamidian (بحث | مشارکت‌ها)
نمایش سایه‌ای قره گز و حاجی‌وات؛ صحنه‌ای از داستان طاهر و زهره قابل بازیابی از: https://istanbultarihi.ist/646-karagoz-and-ortaoyunu

هنرهای نمایشی در ترکیه به مجموعه‌ای گسترده از شیوه‌های اجرایی، نمایشی و آیینی اطلاق می‌شود که طیفی از نمایش‌های سنتی و مردمی تا تئاتر آکادمیک، اپرا و باله مدرن را دربرمی‌گیرد. این حوزه در بستر تاریخیِ تعامل میان میراث عثمانی–اسلامی، فرهنگ مردمی آناتولی و الگوهای نمایشی اروپا شکل گرفته و در دوره جمهوری ترکیه به‌صورت هنری صاحب سبک و رسمی بازتعریف شده است.

کارشناسان بر این باورند که هنرهای نمایشی در ترکیه تنها به جنبه‌های زیبایی‌شناختی محدود نمی‌شوند، بلکه به‌مثابه رسانه‌ای اجتماعی عمل کرده‌اند. این هنرها در انتقال ارزش‌ها، بازنمایی هویت ملی و شکل‌دهی به گفتمان‌های فرهنگی و سیاسی نقش داشته‌اند. در واقع، تئاتر و دیگر اشکال اجرا اغلب به‌عنوان ابزاری از قدرت نرم تلقی شده‌اند که امکان مذاکره بر سر سیاست‌های هویت و مقاومت فرهنگی را فراهم می‌کنند[۱].

ریشه‌های سنتی و مردمی

نمایش سایه‌ای قره گز و حاجی‌وات؛ صحنه‌ای از داستان تاهیر و زهره قابل بازیابی از: https://wepa.unima.org/en/karagoz/

پیش از ظهور تئاتر مدرن، نمایش در سرزمین‌های ترک‌نشین عمدتاً خصلتی آیینی، شفاهی و وابسته به مناسک جمعی داشت. برجسته‌ترین گونه‌های این سنت عبارت‌اند از:

قره‌گز و حاجی‌وات (Karagöz ve Hacivat)

این نمایش سایه‌ای با ساختار طنزآمیز و انتقادی، یکی از محبوب‌ترین گونه‌های نمایشی در دوره عثمانی بود. اجراهای آن به‌ویژه در ماه رمضان رونق داشت و با استفاده از شخصیت‌های تیپیک و موقعیت‌های کمیک، به بازتاب تنش‌های اجتماعی و طبقاتی می‌پرداخت. قره‌گوز و حاجی‌واط نه‌تنها سرگرمی فراهم می‌کردند، بلکه به‌عنوان رسانه‌ای مردمی امکان نقد غیرمستقیم قدرت و ساختارهای اجتماعی را نیز ایجاد می‌کردند.

اورتا اویونو (Orta Oyunu)

نمایشی بداهه و سیّار که بدون صحنه‌ی ثابت در میدان‌ها یا فضاهای عمومی اجرا می‌شد. این گونه نمایش بر تیپ‌های اجتماعی و گفت‌وگوهای موقعیت‌محور استوار بود و با بهره‌گیری از زبان عامیانه و طنز، روابط انسانی و تضادهای اجتماعی را بازنمایی می‌کرد. اورتا اویونو به دلیل انعطاف در اجرا و نزدیکی به زندگی روزمره، مخاطبان گسترده‌ای داشت و به‌عنوان آیینه‌ای از جامعه عمل می‌کرد.

مدّاحی (Meddah)

روایت تک نفره نمایش یا مداحی که به عنوان میراث ناملوس ترکیه در یونسکو ثبت گردیده است. قابل بازیابی از: https://ich.unesco.org/en/RL/arts-of-the-meddah-public-storytellers-00037

روایت‌گری نمایشی تک‌نفره با ریشه در سنت قصه‌گویی اسلامی. مدّاح با بهره‌گیری از ابزارهای زبانی، حرکتی و صوتی، نقش‌های متعدد را ایفا می‌کرد و از طریق تقلید، بداهه‌پردازی و طنز، مخاطبان را سرگرم و هم‌زمان آگاه می‌ساخت. اجراهای مدّاحی معمولاً در قهوه‌خانه‌ها، بازارها و محافل عمومی برگزار می‌شد و علاوه بر جنبه‌ی سرگرمی، کارکرد آموزشی و اجتماعی نیز داشت. این هنر به‌عنوان میراث فرهنگی ناملموس، توسط یونسکو ثبت شده و نشان‌دهنده‌ی جایگاه آن در حافظه‌ی جمعی و فرهنگ ترکیه است.

تئاتر در دوره عثمانی متأخر

از نیمه دوم قرن نوزدهم و هم‌زمان با اصلاحات تنظیمات، تماس با تئاتر اروپایی افزایش یافت. تأسیس سالن‌های نمایشی در استانبول و اجرای ترجمه‌های فرانسوی و ایتالیایی، آغازگر دگرگونی ساختاری در هنر نمایش بود. در این دوره:

  • زبان نمایشی به‌تدریج از گفتار عامیانه به ترکی عثمانی رسمی‌تر گرایش یافت؛
  • مضامین اخلاقی، تاریخی و میهنی برجسته شدند؛
  • تئاتر از سرگرمی مردمی به نهادی فرهنگی با مخاطبان نیمه‌نخبگانی تبدیل شد[۲].

هنرهای نمایشی در جمهوری ترکیه

با تأسیس جمهوری ترکیه در سال 1923، هنرهای نمایشی به‌عنوان بخشی از پروژه‌ی ملت‌سازی و مدرنیزاسیون فرهنگی سازمان‌دهی شدند. دولت با الهام از الگوهای اروپایی، نهادهای مهمی چون تئاتر دولتی (Devlet Tiyatroları) و اپرا و باله دولتی (Devlet Opera ve Balesi) را پایه‌گذاری کرد تا هنر نمایش و موسیقی در قالبی مدرن و نهادمند رشد یابد.

سالن اپرای بزرگ آنکارا قابل بازیابی از: https://www.devopera.gov.tr/?utm_source=copilot.com

در این دوره، آموزش آکادمیک در رشته‌های بازیگری، کارگردانی و طراحی صحنه تثبیت شد و برای ارتقای سطح هنری، ترجمه و اجرای آثار کلاسیک غربی ــ از جمله آثار شکسپیر، مولیر و ایبسن ــ در اولویت قرار گرفت. این سیاست‌ها نه‌تنها به گسترش دانش و مهارت‌های هنری کمک کردند، بلکه زمینه‌ی شکل‌گیری نسل تازه‌ای از هنرمندان حرفه‌ای را فراهم ساختند.

هدف اصلی این برنامه‌ها، ارتقای ذوق هنری جامعه و پرورش شهروند مدرن در چارچوب ایدئولوژی جمهوری‌خواهانه بود؛ شهروندی که از طریق آشنایی با هنرهای نمایشی، ارزش‌های فرهنگی نوین را درونی کرده و به بازتاب‌دهنده‌ی هویت جدید ترکیه بدل شود[۳].

تئاتر معاصر و جریان‌های نو

از دهه 1960 به بعد، تئاتر ترکیه وارد مرحله‌ای انتقادی و تجربی شد. نمایشنامه‌نویسان و کارگردانان معاصر به مسائل اجتماعی و سیاسی چون نابرابری، مهاجرت روستایی–شهری، اقتدار سیاسی، سانسور و بحران هویت فردی پرداختند.

در کنار تئاتر دولتی، گروه‌های مستقل و خصوصی ــ به‌ویژه در استانبول و آنکارا ــ فعال شدند و جشنواره‌های نمایشی بین‌المللی شکل گرفت. این روند، موجب تنوع سبکی و گسترش افق‌های زیبایی‌شناختی هنرهای نمایشی شد[۴].

اپرا و باله

اپرا و باله در ترکیه پدیده‌ای اساساً مدرن به شمار می‌آیند که از دهه‌ی 1930، هم‌زمان با سیاست‌های فرهنگی جمهوری تازه‌تأسیس، با حمایت مستقیم دولت گسترش یافتند. در این مسیر، آموزش نظام‌مند در رشته‌های آواز، موسیقی و رقص تثبیت شد و برای ارتقای سطح هنری، استادان خارجی به کشور دعوت شدند. اجرای رپرتوار کلاسیک اروپایی ــ از آثار آهنگسازانی چون موتسارت، وردی و چایکوفسکی ــ به‌عنوان شاخصه‌ی اصلی این حوزه شناخته شد و جایگاه اپرا و باله را در میان هنرهای نمایشی تثبیت کرد.

در کنار این جریان غالب، تلاش‌هایی محدود برای تلفیق موسیقی و روایت‌های بومی ترکی با قالب اپرا نیز صورت گرفت؛ هرچند این تجربه‌ها بیشتر جنبه‌ی آزمایشی داشتند و نتوانستند به جریان غالب تبدیل شوند. با این حال، اهمیت آن‌ها در نشان دادن تمایل به بومی‌سازی هنرهای وارداتی قابل توجه است.

این شاخه‌ی هنری، بیش از دیگر گونه‌های نمایشی، مخاطبان نخبه و شهری را به خود جذب کرده و به نمادی از مدرنیته‌ی فرهنگی و هویت شهری جمهوری ترکیه بدل شده است[۵].

جایگاه اجتماعی و فرهنگی

هنرهای نمایشی در ترکیه همواره میان دو قطب اصلی در نوسان بوده‌اند: از یک‌سو، ابزاری برای سیاست فرهنگی رسمی و پروژه‌ی ملت‌سازی؛ و از سوی دیگر، عرصه‌ای برای نقد اجتماعی، بیان مستقل و بازاندیشی هویت. این کشاکش ساختاری، به‌ویژه در دوره‌های بی‌ثباتی سیاسی، بر محتوای آثار و شیوه‌ی سازمان‌دهی نهادی آن‌ها تأثیر گذاشته است.

با وجود این تنش‌ها، تئاتر و دیگر شاخه‌های هنرهای نمایشی همچنان از پویاترین و زنده‌ترین حوزه‌های تولید فرهنگی در ترکیه معاصر به شمار می‌آیند و نقش مهمی در شکل‌دهی به گفت‌وگوهای اجتماعی و فرهنگی ایفا می‌کنند[۶].

  1. Adak, H., & Altınay, R. E. (2018). Introduction: Theatre and politics in Turkey and its diasporas. Theatre Journal, 52(3–4), 421–429. Johns Hopkins University Press. https://www.jstor.org/stable/48616849
  2.  Nutku, Ö. (1999). Türkiye’de Tiyatro Tarihi. İstanbul: Mitos-Boyut Yayınları.
  3. Şener, S. (2011). Cumhuriyet Dönemi Türk Tiyatrosu. İstanbul: Yapı Kredi Yayınları
  4.  Özdemir, N. (2016). Contemporary Turkish theatre and social change. Theatre Research International, 41(2), 145–160.
  5. Say, A. (2005). Türkiye’nin Müzik Atlası. Ankara: Müzik Ansiklopedisi Yayınları
  6. And, M. (2002). Karagöz: Turkish Shadow Theatre. Ankara: Dost Yayınları.