هنر در ترکیه: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۲: | خط ۲: | ||
=== ریشههای کهن هنر در میان اقوام ترک === | === ریشههای کهن هنر در میان اقوام ترک === | ||
بررسی تاریخ هنر در ترکیه، ناگزیر با بازگشت به ریشههای کهن هنر در میان اقوام ترک آغاز میشود. کهنترین شواهد شناختهشده، به نقشبرجستهها و حکاکیهای سنگی منسوب به هزارههای چهارم و پنجم پیش از میلاد بازمیگردد که در نواحی کوهستانی آلتای (Altay) در سیبری شناسایی شدهاند. این آثار که گاه با عنوان «هنر نوح» نیز شناخته میشوند، شامل پیکرههای انسانی، حیوانی و نمادهای آیینیاند و بخشی از آنها امروزه در موزههایی در سنپترزبورگ (لنینگراد سابق) نگهداری میشود ( | بررسی تاریخ هنر در ترکیه، ناگزیر با بازگشت به ریشههای کهن هنر در میان اقوام ترک آغاز میشود. کهنترین شواهد شناختهشده، به نقشبرجستهها و حکاکیهای سنگی منسوب به هزارههای چهارم و پنجم پیش از میلاد بازمیگردد که در نواحی کوهستانی آلتای (Altay) در سیبری شناسایی شدهاند. این آثار که گاه با عنوان «هنر نوح» نیز شناخته میشوند، شامل پیکرههای انسانی، حیوانی و نمادهای آیینیاند و بخشی از آنها امروزه در موزههایی در سنپترزبورگ (لنینگراد سابق) نگهداری میشود<ref>Çoruhlu, Y. (2002). ''Early Turkic Art''. Istanbul: Kültür AŞ, Available for https://kultur.istanbul</ref>. | ||
هرچند بخش قابلتوجهی از این آثار بر اثر فرسایش طبیعی یا مدفونشدن در یخها از میان رفتهاند، اما همان بقایای موجود نشاندهنده شکلگیری زودهنگام بیان تصویری و نمادین در میان اقوام ترک است. افزون بر این، شواهدی از حکاکیهای سنگی در غرب رود اورخون و در منطقه اوکتون نیز بهدست آمده که از تداوم سنتهای هنری در این نواحی حکایت دارد ( | هرچند بخش قابلتوجهی از این آثار بر اثر فرسایش طبیعی یا مدفونشدن در یخها از میان رفتهاند، اما همان بقایای موجود نشاندهنده شکلگیری زودهنگام بیان تصویری و نمادین در میان اقوام ترک است. افزون بر این، شواهدی از حکاکیهای سنگی در غرب رود اورخون و در منطقه اوکتون نیز بهدست آمده که از تداوم سنتهای هنری در این نواحی حکایت دارد<ref>Golden, P. B. (1992). ''An Introduction to the History of the Turkic Peoples''. Wiesbaden: Harrassowitz, Available for https://doi.org/10.2307/603723</ref>. | ||
=== دوره اویغورها و بومیسازی هنر === | === دوره اویغورها و بومیسازی هنر === | ||
با شکلگیری دولت اویغورها و تثبیت ساختارهای سیاسی–فرهنگی آنان، هنر ترک وارد مرحلهای تازه از بومیسازی شد. پس از سقوط حکومت اویغورها، بسیاری از عناصر فرهنگی و هنری آنان در میان اقوام ترک دیگر تداوم یافت. در این دوره، تأثیر فرهنگ اویغوری در زمینههایی چون دباغی، معماری معابد، آیینهای نمایشی و روایتهای اسطورهای بهوضوح قابل مشاهده است. | با شکلگیری دولت اویغورها و تثبیت ساختارهای سیاسی–فرهنگی آنان، هنر ترک وارد مرحلهای تازه از بومیسازی شد. پس از سقوط حکومت اویغورها، بسیاری از عناصر فرهنگی و هنری آنان در میان اقوام ترک دیگر تداوم یافت. در این دوره، تأثیر فرهنگ اویغوری در زمینههایی چون دباغی، معماری معابد، آیینهای نمایشی و روایتهای اسطورهای بهوضوح قابل مشاهده است. | ||
نقاشیهای دیواری برجایمانده از قرون هشتم و نهم میلادی، بهویژه در فضاهای مذهبی، نشاندهنده شکلگیری زبانی تصویری با ویژگیهای سبکی مشخصاند. این نقاشیها از نخستین نمونههای هنر تصویری ترک بهشمار میآیند و بعدها در دوره اسلامی، بهویژه در معماری و نگارگری، اثرگذار بودند ( | نقاشیهای دیواری برجایمانده از قرون هشتم و نهم میلادی، بهویژه در فضاهای مذهبی، نشاندهنده شکلگیری زبانی تصویری با ویژگیهای سبکی مشخصاند. این نقاشیها از نخستین نمونههای هنر تصویری ترک بهشمار میآیند و بعدها در دوره اسلامی، بهویژه در معماری و نگارگری، اثرگذار بودند<ref>Esin, E. (1978). ''Pre-Islamic Turkic Culture and Art''. Ankara: Türk Tarih Kurumu Available for, https://www.ttk.gov.tr</ref>. | ||
در کنار هنرهای تجسمی، گونههایی از نمایش آیینی، پانتومیم (Pantomime) و شکلهای اولیه تئاتر سنتی نیز در این دوره رواج داشت. روایتهای حماسی و افسانهای، همچون داستانهای شفاهی و منظوم، بخش مهمی از میراث فرهنگی اویغوری را تشکیل میدادند و در انتقال مفاهیم هویتی نقش داشتند. | در کنار هنرهای تجسمی، گونههایی از نمایش آیینی، پانتومیم (Pantomime) و شکلهای اولیه تئاتر سنتی نیز در این دوره رواج داشت. روایتهای حماسی و افسانهای، همچون داستانهای شفاهی و منظوم، بخش مهمی از میراث فرهنگی اویغوری را تشکیل میدادند و در انتقال مفاهیم هویتی نقش داشتند. | ||
=== هنر در دوره عثمانی: تداوم سنت و آغاز گذار === | === هنر در دوره عثمانی: تداوم سنت و آغاز گذار === | ||
در دوره عثمانی، هنرها در پیوندی نزدیک با ساختارهای درباری، دینی و اداری سامان یافتند. در حوزه هنرهای تجسمی، نگارگری (مینیاتور) مهمترین شاخه نقاشی بود که هم در نسخههای خطی تاریخی و هم در متون ادبی کاربرد داشت. این سنت، ضمن تداوم الگوهای ایرانی–ترکی، بهتدریج در معرض تأثیرات هنر اروپایی قرار گرفت ( | در دوره عثمانی، هنرها در پیوندی نزدیک با ساختارهای درباری، دینی و اداری سامان یافتند. در حوزه هنرهای تجسمی، نگارگری (مینیاتور) مهمترین شاخه نقاشی بود که هم در نسخههای خطی تاریخی و هم در متون ادبی کاربرد داشت. این سنت، ضمن تداوم الگوهای ایرانی–ترکی، بهتدریج در معرض تأثیرات هنر اروپایی قرار گرفت<ref>And, M. (1985). ''Ottoman Miniature Painting''. Istanbul: Dost Yayınları, Available for https://dostyayinlari.com</ref>. | ||
از سدههای متأخر عثمانی، بهویژه از قرن هجدهم به بعد، توجه به مفاهیمی چون پرسپکتیو، سایهروشن و واقعنمایی افزایش یافت. حضور هنرمندان غربی دعوتشده به دربار عثمانی و ارتباط فزاینده با اروپا، زمینه تجربهگرایی و تحول در نقاشی عثمانی را فراهم کرد. | از سدههای متأخر عثمانی، بهویژه از قرن هجدهم به بعد، توجه به مفاهیمی چون پرسپکتیو، سایهروشن و واقعنمایی افزایش یافت. حضور هنرمندان غربی دعوتشده به دربار عثمانی و ارتباط فزاینده با اروپا، زمینه تجربهگرایی و تحول در نقاشی عثمانی را فراهم کرد. | ||
=== تحولات معماری عثمانی و اصلاحات تنظیمات === | === تحولات معماری عثمانی و اصلاحات تنظیمات === | ||
معماری عثمانی نیز از نیمه دوم قرن هفدهم وارد مرحلهای از دگرگونی شد. تماس با معماری باروک و روکوکوی اروپایی، بهویژه در دوره سلطنت محمود اول و سپس محمود دوم، به شکلگیری گونهای از «باروک متأخر عثمانی» انجامید. این روند در قرن نوزدهم و در چارچوب اصلاحات تنظیمات (Tanzimat) شدت گرفت ( | معماری عثمانی نیز از نیمه دوم قرن هفدهم وارد مرحلهای از دگرگونی شد. تماس با معماری باروک و روکوکوی اروپایی، بهویژه در دوره سلطنت محمود اول و سپس محمود دوم، به شکلگیری گونهای از «باروک متأخر عثمانی» انجامید. این روند در قرن نوزدهم و در چارچوب اصلاحات تنظیمات (Tanzimat) شدت گرفت<ref>Eldem, E. (2011). Ottoman architecture and modernization. ''Muqarnas'', 28, 1–25, available for https://doi.org/10.1163/22118993-90000241</ref>. | ||
در این دوره، عناصر باروک، روکوکو و نئوکلاسیک اروپایی بهتدریج وارد معماری عثمانی شدند و سبکی موسوم به «عثمانی نئوکلاسیک» یا «سبک تنظیمات» پدید آمد. این سبک در بناهایی چون باب عالی، مساجد متأخر عثمانی، کتابخانهها و عمارتهای اداری بهوضوح قابل مشاهده است و مرحله گذار از سنت به مدرنیته را نمایندگی میکند. | در این دوره، عناصر باروک، روکوکو و نئوکلاسیک اروپایی بهتدریج وارد معماری عثمانی شدند و سبکی موسوم به «عثمانی نئوکلاسیک» یا «سبک تنظیمات» پدید آمد. این سبک در بناهایی چون باب عالی، مساجد متأخر عثمانی، کتابخانهها و عمارتهای اداری بهوضوح قابل مشاهده است و مرحله گذار از سنت به مدرنیته را نمایندگی میکند. | ||
نسخهٔ ۲۸ ژانویهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۰۶:۲۴
هنر در ترکیه برآیند تاریخیِ تداومهای فرهنگی و گسستهای نهادی در سرزمینی است که از آسیای مرکزی تا آناتولی امتداد یافته و در آن، سنتهای پیشااسلامی، تجربه امپراتوری عثمانی و پروژه مدرنیزاسیون جمهوری، بهصورت لایهلایه بر یکدیگر انباشته شدهاند. تاریخ هنر در ترکیه نه خطی و یکنواخت، بلکه چندمرکزی و متکثر است و در حوزههایی چون هنرهای تجسمی، معماری، موسیقی و سینما، مسیرهای متفاوت اما درهمتنیدهای را طی کرده است.
ریشههای کهن هنر در میان اقوام ترک
بررسی تاریخ هنر در ترکیه، ناگزیر با بازگشت به ریشههای کهن هنر در میان اقوام ترک آغاز میشود. کهنترین شواهد شناختهشده، به نقشبرجستهها و حکاکیهای سنگی منسوب به هزارههای چهارم و پنجم پیش از میلاد بازمیگردد که در نواحی کوهستانی آلتای (Altay) در سیبری شناسایی شدهاند. این آثار که گاه با عنوان «هنر نوح» نیز شناخته میشوند، شامل پیکرههای انسانی، حیوانی و نمادهای آیینیاند و بخشی از آنها امروزه در موزههایی در سنپترزبورگ (لنینگراد سابق) نگهداری میشود[۱].
هرچند بخش قابلتوجهی از این آثار بر اثر فرسایش طبیعی یا مدفونشدن در یخها از میان رفتهاند، اما همان بقایای موجود نشاندهنده شکلگیری زودهنگام بیان تصویری و نمادین در میان اقوام ترک است. افزون بر این، شواهدی از حکاکیهای سنگی در غرب رود اورخون و در منطقه اوکتون نیز بهدست آمده که از تداوم سنتهای هنری در این نواحی حکایت دارد[۲].
دوره اویغورها و بومیسازی هنر
با شکلگیری دولت اویغورها و تثبیت ساختارهای سیاسی–فرهنگی آنان، هنر ترک وارد مرحلهای تازه از بومیسازی شد. پس از سقوط حکومت اویغورها، بسیاری از عناصر فرهنگی و هنری آنان در میان اقوام ترک دیگر تداوم یافت. در این دوره، تأثیر فرهنگ اویغوری در زمینههایی چون دباغی، معماری معابد، آیینهای نمایشی و روایتهای اسطورهای بهوضوح قابل مشاهده است.
نقاشیهای دیواری برجایمانده از قرون هشتم و نهم میلادی، بهویژه در فضاهای مذهبی، نشاندهنده شکلگیری زبانی تصویری با ویژگیهای سبکی مشخصاند. این نقاشیها از نخستین نمونههای هنر تصویری ترک بهشمار میآیند و بعدها در دوره اسلامی، بهویژه در معماری و نگارگری، اثرگذار بودند[۳].
در کنار هنرهای تجسمی، گونههایی از نمایش آیینی، پانتومیم (Pantomime) و شکلهای اولیه تئاتر سنتی نیز در این دوره رواج داشت. روایتهای حماسی و افسانهای، همچون داستانهای شفاهی و منظوم، بخش مهمی از میراث فرهنگی اویغوری را تشکیل میدادند و در انتقال مفاهیم هویتی نقش داشتند.
هنر در دوره عثمانی: تداوم سنت و آغاز گذار
در دوره عثمانی، هنرها در پیوندی نزدیک با ساختارهای درباری، دینی و اداری سامان یافتند. در حوزه هنرهای تجسمی، نگارگری (مینیاتور) مهمترین شاخه نقاشی بود که هم در نسخههای خطی تاریخی و هم در متون ادبی کاربرد داشت. این سنت، ضمن تداوم الگوهای ایرانی–ترکی، بهتدریج در معرض تأثیرات هنر اروپایی قرار گرفت[۴].
از سدههای متأخر عثمانی، بهویژه از قرن هجدهم به بعد، توجه به مفاهیمی چون پرسپکتیو، سایهروشن و واقعنمایی افزایش یافت. حضور هنرمندان غربی دعوتشده به دربار عثمانی و ارتباط فزاینده با اروپا، زمینه تجربهگرایی و تحول در نقاشی عثمانی را فراهم کرد.
تحولات معماری عثمانی و اصلاحات تنظیمات
معماری عثمانی نیز از نیمه دوم قرن هفدهم وارد مرحلهای از دگرگونی شد. تماس با معماری باروک و روکوکوی اروپایی، بهویژه در دوره سلطنت محمود اول و سپس محمود دوم، به شکلگیری گونهای از «باروک متأخر عثمانی» انجامید. این روند در قرن نوزدهم و در چارچوب اصلاحات تنظیمات (Tanzimat) شدت گرفت[۵].
در این دوره، عناصر باروک، روکوکو و نئوکلاسیک اروپایی بهتدریج وارد معماری عثمانی شدند و سبکی موسوم به «عثمانی نئوکلاسیک» یا «سبک تنظیمات» پدید آمد. این سبک در بناهایی چون باب عالی، مساجد متأخر عثمانی، کتابخانهها و عمارتهای اداری بهوضوح قابل مشاهده است و مرحله گذار از سنت به مدرنیته را نمایندگی میکند.
نهادسازی هنر نوین و مکتب صنایع نفیسه
نقطه عطف تاریخ هنر جدید در ترکیه، تأسیس «مکتب صنایع حسنۀ عالیه» در استانبول در سوم مارس ۱۸۸۳ است. این نهاد آموزشی، نخستین مرکز رسمی آموزش نقاشی، معماری و مجسمهسازی به شیوه آکادمیک در امپراتوری عثمانی بهشمار میآید (6).
در دوره پیش از تأسیس این مدرسه، آموزش هنر بهصورت پراکنده و محدود به سطح متوسطه بود و بسیاری از هنرجویان برای ادامه تحصیل به اروپا اعزام میشدند. نقش عثمان حمدی بیگ در بنیانگذاری و تثبیت این نهاد تعیینکننده بود. او با ایجاد ساختارهای آموزشی منظم، زمینه نهادینهشدن آموزش هنر را فراهم کرد.
در سالهای بعد، رشتههایی چون نقاشی، معماری، مجسمهسازی و حکاکی گسترش یافتند و گروهی از دانشجویان ممتاز برای ادامه تحصیل به اروپا اعزام شدند. در سال ۱۹۱۴، مدرسهای ویژه آموزش هنر برای زنان با عنوان «مکتب صنایع نفیسه ثانوی» تأسیس شد که نقش مهمی در گسترش آموزش هنر برای زنان ایفا کرد (7).
دوره جمهوری و تثبیت آموزش عالی هنر
در سالهای نخست جمهوری (۱۹۲۱–۱۹۲۵)، با مدیریت محمد جمیل بیگ، مکتب صنایع نفیسه بر جذب استادان خارجی و آموزشدیده در غرب تمرکز یافت. در سال ۱۹۲۷ نام این نهاد به «آکادمی هنرهای زیبا» تغییر یافت و پس از اصلاحات دانشگاهی ۱۹۳۳، ساختار آموزشی چهار ساله آن تثبیت شد.
در دهههای بعد، با گسترش رشتهها، ورود استادان بینالمللی و ارتباط گستردهتر با مراکز هنری اروپا، این آکادمی به مهمترین مرکز تربیت نسل جدید هنرمندان ترکیه بدل شد. در سال ۱۹۶۹ استقلال نهادی یافت و در نهایت در سال ۲۰۰۴ به دانشگاه معماری، هنر و طراحی ارتقا یافت (8).
نقاشی نوین و شکلگیری نسلها
در دهههای ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰، نقاشی ترکیه وارد مرحلهای تازه شد. هنرمندانی که برای تحصیل به اروپا رفته بودند، پس از بازگشت، بنیانگذاران نقاشی مدرن ترکیه شدند. تشکیل گروه D در دهه ۱۹۳۰، نقطه عطفی در این روند بود و گرایش به کوبیسم و ساختارگرایی را تقویت کرد (9).
در دهه ۱۹۴۰، «گروه نو» با تأکید بر هنر اجتماعی، زندگی روزمره و مسائل مردم شکل گرفت. این جریان تا دهه ۱۹۸۰ ادامه یافت و نقاشی را به عرصه بیان اجتماعی نزدیکتر کرد.
موسیقی ترکی: از عثمانی تا جمهوری
موسیقی ترکی نیز دگرگونیهایی چندمرحلهای را تجربه کرد. موسیقی عثمانی، با ساختار مقاممحور خود، تا اواخر امپراتوری تداوم داشت، اما همزمان با اصلاحات، عناصر موسیقی غربی وارد آن شد. در دوره جمهوری، نهادهایی چون دارالالحان، ارکسترهای سمفونیک و آموزش آکادمیک، نقش مهمی در شکلگیری موسیقی جدید ترکیه ایفا کردند (10).
در دهههای پایانی قرن بیستم، سه گرایش اصلی در موسیقی ترکیه قابل تشخیص است: احیای موسیقی سنتی، نوآوری تلفیقی، و حفاظت از میراث موسیقایی ملی (11).
سینما در ترکیه
سینما از اواخر قرن نوزدهم وارد ترکیه شد و در دوره جمهوری به رسانهای فراگیر بدل گردید. دهههای ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ عصر شکوفایی سینمای ترکیه بود که به موضوعات اجتماعی، فقر، مهاجرت و روابط انسانی پرداخت. پس از دوره رکود ناشی از گسترش تلویزیون، از دهه ۱۹۹۰ به بعد، سینمای ترکیه با روایتهای نوین و حضور بینالمللی دوباره احیا شد (12).
جمعبندی
هنر در ترکیه حاصل تداوم تاریخی و بازاندیشی مداوم در هویت فرهنگی است. از نقشبرجستههای کهن آلتای تا نهادهای آموزش عالی هنر، و از نگارگری عثمانی تا سینمای معاصر، این سیر تاریخی نشان میدهد که هنر در ترکیه همواره عرصهای برای گفتوگو میان سنت و مدرنیته بوده است.
- ↑ Çoruhlu, Y. (2002). Early Turkic Art. Istanbul: Kültür AŞ, Available for https://kultur.istanbul
- ↑ Golden, P. B. (1992). An Introduction to the History of the Turkic Peoples. Wiesbaden: Harrassowitz, Available for https://doi.org/10.2307/603723
- ↑ Esin, E. (1978). Pre-Islamic Turkic Culture and Art. Ankara: Türk Tarih Kurumu Available for, https://www.ttk.gov.tr
- ↑ And, M. (1985). Ottoman Miniature Painting. Istanbul: Dost Yayınları, Available for https://dostyayinlari.com
- ↑ Eldem, E. (2011). Ottoman architecture and modernization. Muqarnas, 28, 1–25, available for https://doi.org/10.1163/22118993-90000241