ادبیات در عراق
تاريخ ادبيات در عراق به بيش از اسلام بر می گردد، ولی ادبيات در آن دوره دارای توان و مايه لازم نبوده است. پس از ايجاد تمدن اسلامی در عراق، به ويژه در دو شهر مهم عراق يعنی بصره و کوفه اديبانی بهنام ظهور کردند و دو مدرسه کوفيه و بصريه را تاسيس کردند. البته شعر علوي حتي در دوره اموی دارای جايگاه بلندی بود و با جابجايي قدرت از سوريه که دارای تمايل عربی و بدوی بود به عراق که وابسته و متکی بر ايرانيها و سپس ترکها بود، شعر و ادبيات در عراق رونق گرفت و مکاتب ادبی بسياری بوجود آمد. همچنين نهضت ترجمه رونق گرفت و مدارسی چون نظاميه و المستنصريه و بيت الحکمه به عنوان پايگاه انتشار ادبيات بنا شدند. در عراق بيش از هشتاد شاعر بنام و مشهور که هر کدام دارای مکتب و سبکی هستند وجود داشته که مشهورترين آنها عبارتند از[۱]:
- شاعران مثنوی و رباعيات که از جمله آنها می توان به ابی نواس، ابی الفناهيه، بنبوشنجی، اصبهانی، ابن الجوزی، الواسطی، ابن تفری و ... اشاره کرد.
- شاعران مديحهسرايی که نامآورترين آنها عبدالله السلامی (ابوفرج بيفاء)، بنبناته سعدی، ابوطيب جعفی معروف به مبتنی، سبط ابن التعاوندی و صفی الدين الحلی بودهاند.
- شاعران مرثيهگوی و هجاء که معروفترين آنها انباری، متنبی، السری الرفاء و ابنالقطان البغدادی بودهاند.
- شاعران شيعه که شاعران بنام بوده و دو موضوع اساسي را مد نظر داشتهاند: مدح و ذکر سيره ائمه اطهار بويژه امام علی (ع)؛ سوگواری و نوحه سرايی بر شهيدان کربلا و نامآورترين این شاعران عبارتند از: الزاهی البغدادی، السری الرفاء، الثعالبی، الناشی الاصغر، الشريف الرضی، ابوالحسن مهيار، و ابن ابی الحديد.
- شاعران غزلسرا که مشهورترين آنها ابونواس، بشار، ابی تمام، البحتری، ابن الروحی، ابن العطم، الحاجری و التلعفری بودهاند.
- شاعران تصوف و زهد که معروفترين آنها ابن السراج البغدادی، المرتضی الشهر زوري و الصرصری هستند.
- شاعران فلسفه و آموزش علوم که نامآورترين آنها ابوالنفيس، ابنالشبل البغدادی و ابنالهباريه محسوب میشوند[۲].
اما نثر قديم در عراق پس از عصر عباسی رونق گرفت و کتابهايی در نثر علمی، فلسفی، و ادبی نگارش يافت. همچنين نثرهايی برای موعظه، قصهها و همچنين رسالههای شخصی و سياسی نوشته شد. ترجمه نیز در اين دوره شکوفا شد و معروفترين مترجمان اين دوره عيسی بن زرعه البغدادی می باشد. اما نويسندگان معروف در اين فن عبارتند از[۳]:
الانباری، الاسکافی، النحوی، مهلبی، ثقالبی، ابواسحاق الصابی، العلاء بن الموصلايا و ضياء الدين ابن الاثير صاحب کتاب «الکامل فی التاريخ»، ابوحيان توحيدی، ابن مسکويه صاحب کتاب «تَجارِبُ الْاُمَم» و الحريري صاحب «مقامات الحريری».
در عراق نوين کوششهای شعری در سده نوزدهم و بيستم انجام گرفت. اين دو كوشش عبارتند از:
کوشش در تجديد شعر کلاسيک و قديم و؛ کوشش در ايجاد و استمرار شعر آزاد[۴].
شعر در عراق پس از امپراتوری عباسی دوره تاريک و اضمحلال را سپری کرد. به علت اوضاع مضطرب عراق و تسلط اقوام گوناگون بر این سرزمین، نهضت شعر روبه افول گراييد، مگر برخی از شاعران که از ظلم زمان و بدبختی ايام اشعاری سرودهاند. ولي با ورود به سده نوزدهم و بيستم کوششی در تجديد حيات شعری آغاز شد[۵].
شعرای گوناگون با توجهات متعددی در سده بيستم به شعر کلاسيک پرداختند. در اين سده دو دوره شعری مهم به چشم ميخورد. يکي حرکتی که با آغاز سده بيستم شروع و با جنگ اول جهاني و اشغال عراق بوجود آمد. در اين حرکت شاعران به سرودن اشعار جهادی و مبارزه در مقابل اشغالگر پرداختند و با انقلاب دهه بيستم (1920 م) عراق به اوج خود رسيد. در اين مدت شعرهای حماسی بسيار درباره حوادث اشغال عراق، حوادث تلخ جهان اسلام و امت عربی و عراق و وضعيتهای آسف بار مردم نوشته شد[۶]. از شعرای مشهور اين دوره می توان به محمد صادقی زهاوی، معروف رصافی، احمد الصافی النجمی، محمد رضا الشبيبی، علی الشرقی، محمد مهدی الجواهری نام برد.
شعر آزاد پس از جنگ جهاني دوم در جهان عرب پايه گذاری شد. پيشگامان اين شعر همگی عراقی بودند و می توان گفت پايه گذاران اين شعر در جهان عرب شاعران نوسرای عراقی بودند[۷]. در واقع شعر در عراق پس از جنگ جهانی دوم شاهد تحولی شگرف شد و شاعران سعی کردند از شعر موزون و قافيهدار رها شده و به سوی شعر آزاد تمايل کنند. شعر آزاد در عراق سعی کرد روشی جديد را ابداع کند. گرچه اين شعر از شعر های غربی بويژه انگليس تاثير پذيرفت و در دهه پنجاه و شصت گرايش سوسياليستی به خود گرفت، اما در دهههای بعد نتوانست همانند قبل روح حماسه و مقاومت را به جوش آورد. معروفترين شاعران شعر آزاد در عراق عبارت بودند از:
بدرشاکر السياب، نازک الملائکه، بلند الحيدری و عبدالوهاب البياتی.
در نسل هاي بعدی افراد مانند شيخ جعفر سامی مهدی، حميد سعيد و عبدالامير مصله و ديگران به چشم می خورند. اما اين افراد شهرت شاعران قبل را نداشتهاند.
در خصوص ادبیات معاصر، با نگاهی به فرهنگ موجود در عراق در می يابيم که فرهنگ کنوني دارای هرج و مرج عميقي است. ادبيات کودکان و نوجوانان به علت استبداد و سرکوبهای رژيم بعثی نتوانست ادبيات اين نسل را پايه گذاری کند و آنها را به ادبيات قديم و نوين علاقمند سازد، مگر در برخی از افراد که کار آنها نیز نگاشتن تجربيات شخصی خود است. بايد گفت دهه هفتاد ميلادی به بعد دوره دوری نسل جوانان از فرهنگ شعر وشاعری و کلاً ادبيات در عراق است. البته نبود نشريات و کتابهای ادبی، کمبود محتوای فرهنگی و ادبی، وضعيت اسفبار عراق و شرکت در جنگهای طولانی و همچنين وضعيت فقر و مسایل معيشتی از جمله مشکلاتی است که مانع از آن شده که نسل جوان و نوجوان را با ادبيات خود آشنا و تربيت کند.
گرچه پس از سقوط رژيم بعثی کوششهايی برای انتشار روزنامه يا مجله برای کودکان و نوجوانان انجام گرفت چنانچه در سال 2006 م انجمن اديبان و نويسندگان عراق همايشی درباره ادبيات کودکان برگزار کرد اما تاکنون پيشرفت قابل ملاحظه ای به چشم نمی خورد و تا رسيدن به ساحل مطلوب فاصله زياد وجود دارد.
شاعران که در دوره های مختلف تاریخ بشر، آلام وطن را بر دوش خود حمل نموده اند، در این دوره پس از صدام مهمترین تحولات عراق را در شعر خود منعکس نمودهاند. در زمینهی تحولات سیاسی، به ورود اشغالگران، اقدامات آنها و ترسیم چهرهی واقعی آنان که همان چپاولگران نفت، وحشیانی با منشهای حیوانی گوناگون و گاهی اسلام ستیزانی بی رحم هستند، پرداختهاند نویسندگان و شاعران عراقی علاوه بر اشغال، موضوع تجزیهی عراق را به عنوان تحول سیاسی مهم دیگری در شعر خود بازتاب دادهاند. در زمینه ی اوضاع اجتماعی- اقتصادی نیز شعرا و ادباء به بیان کشتارهایی که صحنه ی هر روزه ی خیابان های عراق است، پرداخته اند. همچنین آنها میان چپاول عراق و مشکلات اقتصادی و فقر مردم رابطه ای مستقیم برقرار نموده و مهاجرت اجباری و پایمال شدن ارزشهای انسانی را از دیگر اوضاع اجتماعی- اقتصادی جامعهی خود برشمردهاند. در زمینه ی اوضاع دینی، شاعران ونویسندگان عراقی، به هتک حرمت ها، اقدامات اسلام ستیزانه و دست بردن در آیین های دینی توسط اشغالگران، اشاره دارند. شاعران عراقی در کنار ترسیم اوضاع سیاسی، اجتماعی- اقتصادی و دینی جامعه ی خود، از اسلوبهای مختلفی همچون طنز تلخ، رمز، فراخواندن شخصیتهای موروثی عراق و غیره... استفاده نموده اند. شاعران عراقی در این دوره، مضامینی از جمله، دعوت مردم به جهاد و مقاومت، عشق به وطن، فخر، سرزنش کردن سران عراقی و گاهی عربی و نکوهش شخصیت های روحانی نما، فقدان آزادی، امیدواری به بهبودی اوضاع، غم و اندوه، ناامیدی از آینده ی عراق و موضوعات دیگری را در اشعار خود گنجانده اند[۸].
- ↑ ضيف شوقی، ضیف (2012)، تاريخ الادب العربي، عصرالدول و العارات، جلد 5، انتشارات دارالمعارف، مصر القاهره، ص 323 و 32.
- ↑ شوقی، ضیف (2012)، تاريخ الادب العربي، عصرالدول و العارات، جلد 5، انتشارات دارالمعارف، مصر القاهره، ص 325-429.
- ↑ شوقی، ضیف (2012)، تاريخ الادب العربي، عصرالدول و العارات، جلد 5، انتشارات دارالمعارف، مصر القاهره، ص 430-478.
- ↑ ابوسعد، احمد (1959)، الشعر والشعرا في العراق (900ـ1958 م): دراسة ومختارات، لبنان: دارالمعارف، ص 4.
- ↑ حضارة العراق، جلد 13، عده از محققين عراقی، بغداد 1985، ص 292 و 293.
- ↑ ابوسعد، احمد (1959)، الشعر والشعرا في العراق (900ـ1958 م): دراسة ومختارات، لبنان: دارالمعارف، ص 7.
- ↑ ابوسعد، احمد (1959)، الشعر والشعرا في العراق (900ـ1958 م): دراسة ومختارات، لبنان: دارالمعارف، ص 12 -13.
- ↑ نعمت عزیز، نعمت(1389)، بازتاب اوضاع عراق از آغاز اشغال تا کنون در شعر معاصر عراق (2009-2003)، وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه لرستان، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، پایان نامه کارشناسی ارشد، قابل بازیابی از https://elmnet.ir/doc/10460272-11654