پرش به محتوا

سنت وقف در تونس: تفاوت میان نسخه‌ها

از دانشنامه ملل
Samiei (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی « سنت اسلامی وقف موسوم به «احباس» تا پیش از استقلال تونس در این کشور جاری و ساری بوده است. اعیان موقوفه «حبوس» نامیده می‌شود؛ این سنت از دوره حفصیان، رواج بسیاری در تونس یافت (شریف، ۱۹۹۳: ۵۶) و حکومت عثمانی، به‌ویژه در دوران وزارت خیرالدین تونس...» ایجاد کرد
 
Tania (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
 
خط ۱: خط ۱:




سنت اسلامی وقف موسوم به «احباس» تا پیش از استقلال [[تونس]] در این کشور جاری و ساری بوده است. اعیان موقوفه «حبوس» نامیده می‌شود؛ این سنت از دوره حفصیان، رواج بسیاری در تونس یافت (شریف، ۱۹۹۳: ۵۶) و حکومت عثمانی، به‌ویژه در دوران وزارت خیرالدین تونسی، در دادن نقش اجتماعی و دینی بیشتر به موقوفات نقش مهمی را ایفا کرد.  
سنت اسلامی وقف موسوم به «احباس» تا پیش از استقلال [[تونس]] در این کشور جاری و ساری بوده است. اعیان موقوفه «حبوس» نامیده می‌شود؛ این سنت از دوره [[حفصیان در تونس|حفصیان]]، رواج بسیاری در [[تونس]] یافت<ref>شریف، محمدهادی (۱۹۹۳م). [[تاریخ تونس]] من عصور ماقبل التاریخ الی الاستقلال. دار سراسر للنشر، الطبعة الثالثه،ص56.</ref> و حکومت عثمانی، به‌ویژه در دوران وزارت خیرالدین تونسی، در دادن نقش اجتماعی و دینی بیشتر به موقوفات نقش مهمی را ایفا کرد. مؤسسه‌ای در سال ۱۸۷۴ میلادی برای رسیدگی به موقوفات تأسیس شد و در سال ۱۹۲۴ میلادی نظام آن بازبینی شد و به سه گونه اجاره دائم، استبدال نوعی یا نقدی و اجاره به‌صورت طولانی اداره می‌شد؛<ref>نشنتاوی، احمد؛ زکی، خورشید؛ یونس، عبدالحمید. دائرةالمعارف الاسلامیه دارالفکر. بی‌جا، بی‌تا، جلد ۶،ص88/6.</ref> بیشترین عایدات موقوفات در اختیار نهادهای جریان تصوف بود. درآمدهای به‌دست‌آمده از موقوفاتی مانند باغ، خانه، مزرعه و نخلستان در اختیار طرق صوفیه قرار می‌گرفت و افرادی موسوم به «خماسه»(Les domestiques) این درآمدها را اداره می‌کردند و آن را در اختیار شیخ قرار می‌دادند؛ مثلا طریقه قادریه در شهرهای توزر و نفطه، نخلستان‌های بسیاری داشتند؛ تیجانی‌ها نیز در شهرهای بوعراده و کاف دارای بوستان‌ها و باغ‌های میوه بودند، پس از انقلاب کرامت، تلاش می‌شود تا سنت وقف احیا شود.<ref name=":17">عصمتی‌بایگی، سیدحسن (1395). جامعه و فرهنگ تونس. تهران: موسسه فرهنگی, هنری و انتشاراتی بین المللی الهدی, ص 179.</ref>


مؤسسه‌ای در سال ۱۸۷۴ میلادی برای رسیدگی به موقوفات تأسیس شد و در سال ۱۹۲۴ میلادی نظام آن بازبینی شد و به سه گونه اجاره دائم، استبدال نوعی یا نقدی و اجاره به‌صورت طولانی اداره می‌شد (نشتاوی، بی‌تا: ۶/۸۸)؛ بیشترین عایدات موقوفات در اختیار نهادهای جریان تصوف بود. درآمدهای به‌دست‌آمده از موقوفاتی مانند باغ، خانه، مزرعه و نخلستان در اختیار طرق صوفیه قرار می‌گرفت و افرادی موسوم به «خماسه» این درآمدها را اداره می‌کردند و آن را در اختیار شیخ قرار می‌دادند؛ مثلا طریقه قادریه در شهرهای توزر و نفطه، نخلستان‌های بسیاری داشتند؛ تیجانی‌ها نیز در شهرهای بوعراده و کاف دارای بوستان‌ها و باغ‌های میوه بودند، پس از انقلاب کرامت، تلاش می‌شود تا سنت وقف احیاء شود.
== کتابشناسی ==

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۴ فوریهٔ ۲۰۲۴، ساعت ۱۷:۴۸


سنت اسلامی وقف موسوم به «احباس» تا پیش از استقلال تونس در این کشور جاری و ساری بوده است. اعیان موقوفه «حبوس» نامیده می‌شود؛ این سنت از دوره حفصیان، رواج بسیاری در تونس یافت[۱] و حکومت عثمانی، به‌ویژه در دوران وزارت خیرالدین تونسی، در دادن نقش اجتماعی و دینی بیشتر به موقوفات نقش مهمی را ایفا کرد. مؤسسه‌ای در سال ۱۸۷۴ میلادی برای رسیدگی به موقوفات تأسیس شد و در سال ۱۹۲۴ میلادی نظام آن بازبینی شد و به سه گونه اجاره دائم، استبدال نوعی یا نقدی و اجاره به‌صورت طولانی اداره می‌شد؛[۲] بیشترین عایدات موقوفات در اختیار نهادهای جریان تصوف بود. درآمدهای به‌دست‌آمده از موقوفاتی مانند باغ، خانه، مزرعه و نخلستان در اختیار طرق صوفیه قرار می‌گرفت و افرادی موسوم به «خماسه»(Les domestiques) این درآمدها را اداره می‌کردند و آن را در اختیار شیخ قرار می‌دادند؛ مثلا طریقه قادریه در شهرهای توزر و نفطه، نخلستان‌های بسیاری داشتند؛ تیجانی‌ها نیز در شهرهای بوعراده و کاف دارای بوستان‌ها و باغ‌های میوه بودند، پس از انقلاب کرامت، تلاش می‌شود تا سنت وقف احیا شود.[۳]

کتابشناسی

  1. ↑ شریف، محمدهادی (۱۹۹۳م). تاریخ تونس من عصور ماقبل التاریخ الی الاستقلال. دار سراسر للنشر، الطبعة الثالثه،ص56.
  2. ↑ نشنتاوی، احمد؛ زکی، خورشید؛ یونس، عبدالحمید. دائرةالمعارف الاسلامیه دارالفکر. بی‌جا، بی‌تا، جلد ۶،ص88/6.
  3. ↑ عصمتی‌بایگی، سیدحسن (1395). جامعه و فرهنگ تونس. تهران: موسسه فرهنگی, هنری و انتشاراتی بین المللی الهدی, ص 179.