پرش به محتوا

شخصیت های مهم و تاثیرگذار مسلمان در چین: تفاوت میان نسخه‌ها

از دانشنامه ملل
Momeni (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
Momeni (بحث | مشارکت‌ها)
خط ۹۴: خط ۹۴:


=== ''' '''[[شخصیت های مسلمان دوران ‌سلسله‌ی چينگ]] ===
=== ''' '''[[شخصیت های مسلمان دوران ‌سلسله‌ی چينگ]] ===
حدود 300 سال‌در دوران‌ حاكمیت ‌[[سلسله چینگ]]، ‌مسلمانان چینی تحت ‌شدید­ترین ظلم ‌و ستم‌ حاكمان ‌چینگ(←[[سلسله چینگ]]) ‌قرار گرفتند و طبعا هر جا كه ‌ظلم ‌و ستم ‌باشد، مبارزه ‌و مقابله ‌هم‌ خواهد بود. یکی از دلایل فشارهای ظالمانه ­ی منچوها علیه مسلمانان این بود که چون خود آن­ها از اقلیت نژاد منچو بودند، فکر می ­کردند که اگر سایر اقلیت ­ها هم بخواهند مثل آنان به حاکمیت کل چین دست یابند، قدرت آنان تضعیف خواهدشد.
حدود 300 سال‌در دوران‌ حاكمیت ‌[[سلسله چینگ]]، ‌مسلمانان چینی تحت ‌شدید­ترین ظلم ‌و ستم‌ حاكمان ‌چینگ(←[[سلسله چینگ]]) ‌قرار گرفتند و طبعا هر جا كه ‌ظلم ‌و ستم ‌باشد، مبارزه ‌و مقابله ‌هم‌ خواهد بود. یکی از دلایل فشارهای ظالمانه ­ی منچوها علیه مسلمانان این بود که چون خود آن­ها از اقلیت نژاد منچو بودند، فکر می ­کردند که اگر سایر اقلیت ­ها هم بخواهند مثل آنان به حاکمیت کل [[چین]] دست یابند، قدرت آنان تضعیف خواهدشد.


در میان ‌شخصیت­ های ‌مسلمان دوران‌ چینگ‌(←[[سلسله چینگ]])، تعداد شخصیت­ های ‌ادبی ‌و هنری ‌25 درصد از تعداد كل‌شخصیت­ های ‌مسلمان این دوره را تشكیل‌ می دادند. به­ عنوان ‌نمونه،‌ دینگ‌پنگ(Ding Peng)، ما شیزون(Ma Xizoun)، دینگ‌وِی(Ding Wei)، جِن‌اینگ­فنگ‌(Zhen Ying Feng)، سون‌پنگ(Sun Peng)، سه‌یو(Se Yu)، ما رو وِی(Ma Ru Wei)، شا شن(Sha Shen)، لی روِه‌شو(Li Ruo Xu)، ما جیلونگ(Ma Zhi Long)، از جمله ‌كسانی ‌بودند كه ‌در زمینه­ ی ‌خلق‌ ادبیات ‌مسلمانان چینی موفقیت­ هایی شایان توجهی را به­ دست ‌آوردند.  
در میان ‌شخصیت­ های ‌مسلمان دوران‌ چینگ‌(←[[سلسله چینگ]])، تعداد شخصیت­ های ‌ادبی ‌و هنری ‌25 درصد از تعداد كل‌شخصیت­ های ‌مسلمان این دوره را تشكیل‌ می دادند. به­ عنوان ‌نمونه،‌ دینگ‌پنگ(Ding Peng)، ما شیزون(Ma Xizoun)، دینگ‌وِی(Ding Wei)، جِن‌اینگ­فنگ‌(Zhen Ying Feng)، سون‌پنگ(Sun Peng)، سه‌یو(Se Yu)، ما رو وِی(Ma Ru Wei)، شا شن(Sha Shen)، لی روِه‌شو(Li Ruo Xu)، ما جیلونگ(Ma Zhi Long)، از جمله ‌كسانی ‌بودند كه ‌در زمینه­ ی ‌خلق‌ ادبیات ‌مسلمانان چینی موفقیت­ هایی شایان توجهی را به­ دست ‌آوردند.  
خط ۱۰۰: خط ۱۰۰:
ماجو(Ma Zhu)، یکی از دانشمندان مشهور مسلمان [[چین]] در اوایل دودمان چینگ(←[[سلسله چینگ]])، یکی از پیش آهنگان تألیف آثار اسلامی به [[زبان چینی]] است. لیوجی(Liu Zhi)( در حدود 1655 – 1745میلادی) دانشمند مشهور مسلمان [[چین]] در اوایل دودمان چینگ(←[[سلسله چینگ]]) بود و با وانگ دای­یو(Wang Dai Yu)، ماجو و ما دِه­شین(Ma De Xin)( 1794 – 1874)، با هم " چهار مترجم و مولف بزرگ " اسلامی [[چین]] نامیده می­ شوند. ما دِه شین شاید نخستین شخص بود که قرآن  را به [[زبان چینی]] ترجمه کرد و کتاب «سفرنامه ­ی حج»  او از کتاب های خوب و خواندنی او است.
ماجو(Ma Zhu)، یکی از دانشمندان مشهور مسلمان [[چین]] در اوایل دودمان چینگ(←[[سلسله چینگ]])، یکی از پیش آهنگان تألیف آثار اسلامی به [[زبان چینی]] است. لیوجی(Liu Zhi)( در حدود 1655 – 1745میلادی) دانشمند مشهور مسلمان [[چین]] در اوایل دودمان چینگ(←[[سلسله چینگ]]) بود و با وانگ دای­یو(Wang Dai Yu)، ماجو و ما دِه­شین(Ma De Xin)( 1794 – 1874)، با هم " چهار مترجم و مولف بزرگ " اسلامی [[چین]] نامیده می­ شوند. ما دِه شین شاید نخستین شخص بود که قرآن  را به [[زبان چینی]] ترجمه کرد و کتاب «سفرنامه ­ی حج»  او از کتاب های خوب و خواندنی او است.


پس از [[جنگ تریاک در چین|جنگ تریاک]] در سال 1840، چین به تدریج تناقضات اجتماعی، طبقاتی و ملی به طور بی سابقه­ ای تشدید شد. در چنین شرایطی، مسلمانان خوی در شمال غربی و جنوب غربی چین با طبقه­ ی ملاکان غیر مسلمان منطقه درگیر و سر انجام به قیام بزرگ مسلمانان «خوی» علیه حکومت چینگ(←[[سلسله چینگ]]) منجر شد. اگرچه این قیام بی رحمانه از سوی دولت چینگ سرکوب شد، ولی این بحران، موجب پیشرفت همه جانبه­ ی اجتماعی مسلمانان، از جمله در زمینه­ های آموزشی و فرهنگ اسلامی شد<ref name=":0" />'''.'''
پس از [[جنگ تریاک در چین|جنگ تریاک]] در سال 1840، چین به تدریج تناقضات اجتماعی، طبقاتی و ملی به طور بی سابقه­ ای تشدید شد. در چنین شرایطی، مسلمانان خوی در شمال غربی و جنوب غربی چین با طبقه­ ی ملاکان غیر مسلمان منطقه درگیر و سر انجام به قیام بزرگ مسلمانان «خوی» علیه حکومت چینگ(←[[سلسله چینگ]]) منجر شد. اگرچه این قیام بی رحمانه از سوی دولت چینگ(←[[سلسله چینگ]]) سرکوب شد، ولی این بحران، موجب پیشرفت همه جانبه­ ی اجتماعی مسلمانان، از جمله در زمینه­ های آموزشی و فرهنگ اسلامی شد<ref name=":0" />'''.'''


=== [[شخصیت های مسلمان در دوران معاصر]] ===
=== [[شخصیت های مسلمان در دوران معاصر]] ===
پس‌از [[جنگ تریاک در چین|جنگ تریاک]]، مبارزه ‌با امپریالیسم ‌و فئودالیسم ‌‌وظیفه‌­ی عمومی ‌مردم‌ [[چین]] ‌شد. در این ‌شرایط ‌تاریخی، تعداد زیادی ‌از شخصیت­ های ‌برجسته ‌از مسلمانان نژاد خوی ‌در مبارزات ‌استقلال‌ طلبانه‌­ی ملت‌ چین ‌فعالانه به ‌میدان ‌آمده و دوشادوش مردم [[چین]] در این مبارزه شرکت و فرماندهان برجسته­ ی مسلمان نقش مهمی در آزاد سازی سرزمین [[چین]] ایفا کردند.  
پس‌از [[جنگ تریاک در چین|جنگ تریاک]]، مبارزه ‌با امپریالیسم ‌و فئودالیسم ‌‌وظیفه‌­ی عمومی ‌مردم‌ [[چین]] ‌شد. در این ‌شرایط ‌تاریخی، تعداد زیادی ‌از شخصیت­ های ‌برجسته ‌از مسلمانان نژاد خوی ‌در مبارزات ‌استقلال‌ طلبانه‌­ی ملت‌ [[چین]] ‌فعالانه به ‌میدان ‌آمده و دوشادوش مردم [[چین]] در این مبارزه شرکت و فرماندهان برجسته­ ی مسلمان نقش مهمی در آزاد سازی سرزمین [[چین]] ایفا کردند.  


در همین ‌دوران‌ بود که نخستین ‌روزنامه‌­ی مسلمانان به [[زبان چینی]] ‌معاصر به نام«روزنامه‌­ی میهن‌پرستی» و نخستین ‌مجله ­ی ‌اسلامی به نام«هوشیاری» تأسیس ‌و منتشر شد و همزمان ‌اولین‌ سازمان‌ مردمی ‌مسلمانان خوی ‌[[چین]] ‌به نام‌ «انجمن‌مسلمانان چین» تأسیس ‌و مدارس‌ مختلفی ‌برای ‌آموزش ‌و تربیت ‌کودکان مسلمان به ‌وجود آمدند که این ‌تلاش ­ها نشان دهنده ­ی ارتقای بی سابقه‌­ی خود آگاهی ‌مسلمانان‌ خوی ‌بود.
در همین ‌دوران‌ بود که نخستین ‌روزنامه‌­ی مسلمانان به [[زبان چینی]] ‌معاصر به نام«روزنامه‌­ی میهن‌پرستی» و نخستین ‌مجله ­ی ‌اسلامی به نام«هوشیاری» تأسیس ‌و منتشر شد و همزمان ‌اولین‌ سازمان‌ مردمی ‌مسلمانان خوی ‌[[چین]] ‌به نام‌ «انجمن‌مسلمانان چین» تأسیس ‌و مدارس‌ مختلفی ‌برای ‌آموزش ‌و تربیت ‌کودکان مسلمان به ‌وجود آمدند که این ‌تلاش ­ها نشان دهنده ­ی ارتقای بی سابقه‌­ی خود آگاهی ‌مسلمانان‌ خوی ‌بود.

نسخهٔ ‏۱۶ نوامبر ۲۰۲۳، ساعت ۰۹:۱۳

در طول تاریخ بیش‌از هزار و سیصد ساله­ ی حضور اسلام در چین، تعداد زیادی شخصیت اندیشمند، سیاست‌مدار، صنعتگر، كارشناس‌نظامی، كارشناس‌آموزشی، پزشک، ادیب، هنرمند و روحانی مسلمان در این کشور پا به‌عرصه­ ظهور گذاشته اند که نه تنها در شکل گیری و رشد و توسعه­ جامعه­ مسلمانان این کشور، بلکه در پیشرفت و تکامل تمدن و فرهنگ و هنر این سرزمین نیز تأثیر گذار بوده و منشأ خدمات گسترده­ و فراوانی بوده ­اند. این گونه شخصیت ­های برجسته‌، تقریبا در هر عصری و در تمامی‌زمینه‌ها حضور داشته‌اند. برخیاز علوم‌خاص‌متعلق به مسلمانان،‌نظیر علوم‌داروئی‌و نجوم،‌در دوران­ های سلسله یوان و سلسله مینگ از موقعیتی شایسته­ و‌تاریخی برخوردار بودند. ظهور این شخصیت ­ها در چین، از نظر زمانی و مکانی و بسته به موقعیت ­ها و زمینه­ های گوناگون متفاوت بوده و شاهد فراز و فرودهایی بوده است که بررسی این موضوع در پی می ­آید.

برخلاف اغلب اقلیت­ های قومی و نژادی چین، مسلمانان این کشور، پراكنده‌ترین‌اقلیت‌ملی و دینی در سراسر این کشور‌ به شمار می ­آیند. پراكندگی جغرافیایی ظهور شخصیت­ های تاریخی مسلمان‌در این کشور نیز انعكاسی از همین پراكندگی محل سکونت‌آنان‌است، كه‌می توان‌تجمع پیدایش آنان را به‌چند منطقه‌تقسیم‌كرد:

1ـ منطقه‌­ی شمال‌غربی، با مركزیت‌استان گنسو.

2ـ منطقه­ ی‌شمال‌چین،‌با مركزیت‌پكن.

3ـ منطقه­ ی‌جنوب‌غربی،‌با مركزیت‌استان یون­ نن.

4ـ منطقه­ ی‌سواحل‌دریایجنوب‌شرقی،‌با مركزیت‌استان جیانگ‌­سو.


جدول‌شماره 1ـ تركیب‌شغلیشخصیت­های برجسته‌­ی مسلمان در چین[۱]

سیاسی، اقتصادی نظامی مذهبی پزشكی علمیو فنی تاریخیجغرافیاییفلسفی ادبیهنری‌ آموزشیو پرورشی سایر
سلسله‌­ یوان‌ 16 6 2 1 3 2 4
سلسله­ مینگ‌ 6 15 4 1 3 7 1 1
سلسله­ چینگ 6 13 7 7 12 4
دوران‌معاصر 4 52 10 1 1 2 1 5 4

شخصیت های مسلمان دوران سلسله ی یوان

همانگونه که پیشتر اشاره شد، عصر‌حاكمیت‌ سلسله یوان، دوره‌­ی مهمی ‌در تاریخ‌ چین و نقطه­ ی عطفی برای شكل‌گیری جامعه ­ی مسلمانان خوی ‌به شمار می ­آید كه ویژگی های تاریخی ‌آن ‌به­ شرح ‌زیر است:

الف‌ـ منشأ اصلی ملیت ‌مسلمانان خوی ‌و سایر ‌اقوام مسلمان ‌وارد شده‌ به‌ چین، از مسیر غرب‌کشور بوده‌ است.

ب‌ـ شخصیت­ های‌ مسلمان از نظر شغلی بیشتر شخصیت‌سیاسی بودند.

ج‌ـ تركیب مشاغل ‌آنان ‌متنوع ‌و همه ‌جانبه‌ و متعادل و متناسب ‌بود. به عنوان نمونه، می توان از سید اجل عمر شمس‌الدین ‌سیاستمدار معروف، احمد بناکتی كارشناس ‌و متخص امور مالیاتی‌، جمال‌ الدین ‌از نظر علمی فردی ‌شایسته و با استعداد، یحیی ‌دارالدین ‌‌معماری سرشناس و برجسته، شمس ‌متخصص و كارشناس‌علم‌ کنفوسیوس، علاءالدین ‌صنعتگر ‌توپ‌سازی، و در زمینه‌­ی شعر سعدالله، نقاشی گائو­كه­ گونگ(Gao Ke Gong)، موسیقی ‌ما جیو­گائو(Ma Jiu Gao)، نام برد که از شهرت ‌ب­سزائی ‌برخوردارند.

د ـ مسلمانانی كه‌در زمان‌یوان‌وارد چین شدند، اعم‌از مقامات‌ عالیرتبه‌ و افراد معمولی، از مناطق ‌و کشورهای مختلف‌ به ‌این‌ كشور آمده‌ و به ­طور پراكنده ‌در سراسر چین اقامت ‌گزیدند. و اغلب در نقل ‌مكان و مهاجرت­ ها اعوان ‌و انصار و خانواده‌های ‌خود را نیز همراه‌ خود می بردند و فرزندان‌ و سربازان ‌و اطرافیان ‌آنان ‌هم‌ كه‌ مسلمان ‌بودند همراه آنان مهاجرت کرده و ساكن‌ می ­شدند.

شخصیت های مسلمان دوران سلسله مینگ

دوران‌ حاكمیت ‌سلسله مینگ هم‌ دوران‌ مهمی برای رشد قوم‌ خوی بود.

اولا، در دوران‌ سلسله مینگ ‌بود كه‌ تعدادی از شخصیت­ های ‌مهم ‌مسلمان همچون جِنگ خِه، خَی‌­رویی(Hai Rui)، مقام‌ عالی رتبه‌­ی عادل ‌و درستكار، لیجی(Li Zhi)، اندیشمند، تاریخدان ‌و ادیب ‌معروف‌ چین، خودنگ ­جو(Hu Deng Zhou)، بینانگذار آموزش ‌مسجدی،‌ وانگ‌دَییو(Wang Dai Yu)، متفکر و اندیشمند بزرگ را می توان نام برد.

ثانیا، اگرچه تا دوران‌ سلسله یوان، ‌اكثر ‌قریب ‌به ‌اتفاق مسلمانان ‌نام‌­های ‌معمولی اسلامی ‌و یا اسامی عربی، فارسی ‌و تركی ‌خود را حفظ‌ كرده‌ بودند، ولی ‌در دوران ‌سلسله مینگ نام و نام‌خانوادگی مسلمانان به ‌اسامی ‌چینی ‌تبدیل ‌شد.ثالثا، در بین ‌شخصیت­ های ‌برجسته‌­ی مسلمان در دوران‌ سلسله مینگ ، تعداد شخصیت­ ها و مقامات عالی رتبه­ ی ‌نظامی بیش از سایر مقامات بود.

جو یوان­ جانگ(Zhu Yuang Zhang)، نخستین ‌امپراتور دودمان‌ مینگ(←سلسله مینگ)،‌ برحسب‌ جایگاه ‌و نقش ‌مسلمانان در آن ‌زمان‌، بسیاری ‌از افسران ‌و ژنرال­ های ‌مسلمان را به کار گرفت. در آن‌ زمان ‌ده ‌ژنرال ‌عالی رتبه ‌از جمله‌ چانگ‌یو­چون(Chang Yu Chun)، خو دَ­خی(Hu Da Hai)، خو دِ­جی(Hu De Ji)، دِنگ‌دِشینگ(Deng De Xing)،‌ مو اینگ(Mu Ying)، لان‌یو(Lan Yu)، فنگ‌شنگ‌(Feng Sheng)، فنگ‌گوِه یونگ(Feng Guo Yong)،  همگی مسلمان و از نژاد خوی ‌‌بودند.

در اواخر دودمان مینگ(←سلسله مینگ) و اوایل دودمان چینگ(←سلسله چینگ)، در روند توسعه ­ی اسلام و جامعه­ ی مسلمانان خوی، سه پدیده ­ی مهم به وقوع پیوست: 1) شکل گیری مکتب ­های صوفیانه در شمال غربی چین؛ 2) آغاز آموزش و پرورش مسجدی در چین؛ 3) آغاز تألیف کتاب­ها و آثار اسلامی به زبان چینی[۲].

 شخصیت های مسلمان دوران ‌سلسله‌ی چينگ

حدود 300 سال‌در دوران‌ حاكمیت ‌سلسله چینگ، ‌مسلمانان چینی تحت ‌شدید­ترین ظلم ‌و ستم‌ حاكمان ‌چینگ(←سلسله چینگ) ‌قرار گرفتند و طبعا هر جا كه ‌ظلم ‌و ستم ‌باشد، مبارزه ‌و مقابله ‌هم‌ خواهد بود. یکی از دلایل فشارهای ظالمانه ­ی منچوها علیه مسلمانان این بود که چون خود آن­ها از اقلیت نژاد منچو بودند، فکر می ­کردند که اگر سایر اقلیت ­ها هم بخواهند مثل آنان به حاکمیت کل چین دست یابند، قدرت آنان تضعیف خواهدشد.

در میان ‌شخصیت­ های ‌مسلمان دوران‌ چینگ‌(←سلسله چینگ)، تعداد شخصیت­ های ‌ادبی ‌و هنری ‌25 درصد از تعداد كل‌شخصیت­ های ‌مسلمان این دوره را تشكیل‌ می دادند. به­ عنوان ‌نمونه،‌ دینگ‌پنگ(Ding Peng)، ما شیزون(Ma Xizoun)، دینگ‌وِی(Ding Wei)، جِن‌اینگ­فنگ‌(Zhen Ying Feng)، سون‌پنگ(Sun Peng)، سه‌یو(Se Yu)، ما رو وِی(Ma Ru Wei)، شا شن(Sha Shen)، لی روِه‌شو(Li Ruo Xu)، ما جیلونگ(Ma Zhi Long)، از جمله ‌كسانی ‌بودند كه ‌در زمینه­ ی ‌خلق‌ ادبیات ‌مسلمانان چینی موفقیت­ هایی شایان توجهی را به­ دست ‌آوردند.

ماجو(Ma Zhu)، یکی از دانشمندان مشهور مسلمان چین در اوایل دودمان چینگ(←سلسله چینگ)، یکی از پیش آهنگان تألیف آثار اسلامی به زبان چینی است. لیوجی(Liu Zhi)( در حدود 1655 – 1745میلادی) دانشمند مشهور مسلمان چین در اوایل دودمان چینگ(←سلسله چینگ) بود و با وانگ دای­یو(Wang Dai Yu)، ماجو و ما دِه­شین(Ma De Xin)( 1794 – 1874)، با هم " چهار مترجم و مولف بزرگ " اسلامی چین نامیده می­ شوند. ما دِه شین شاید نخستین شخص بود که قرآن  را به زبان چینی ترجمه کرد و کتاب «سفرنامه ­ی حج»  او از کتاب های خوب و خواندنی او است.

پس از جنگ تریاک در سال 1840، چین به تدریج تناقضات اجتماعی، طبقاتی و ملی به طور بی سابقه­ ای تشدید شد. در چنین شرایطی، مسلمانان خوی در شمال غربی و جنوب غربی چین با طبقه­ ی ملاکان غیر مسلمان منطقه درگیر و سر انجام به قیام بزرگ مسلمانان «خوی» علیه حکومت چینگ(←سلسله چینگ) منجر شد. اگرچه این قیام بی رحمانه از سوی دولت چینگ(←سلسله چینگ) سرکوب شد، ولی این بحران، موجب پیشرفت همه جانبه­ ی اجتماعی مسلمانان، از جمله در زمینه­ های آموزشی و فرهنگ اسلامی شد[۲].

شخصیت های مسلمان در دوران معاصر

پس‌از جنگ تریاک، مبارزه ‌با امپریالیسم ‌و فئودالیسم ‌‌وظیفه‌­ی عمومی ‌مردم‌ چین ‌شد. در این ‌شرایط ‌تاریخی، تعداد زیادی ‌از شخصیت­ های ‌برجسته ‌از مسلمانان نژاد خوی ‌در مبارزات ‌استقلال‌ طلبانه‌­ی ملت‌ چین ‌فعالانه به ‌میدان ‌آمده و دوشادوش مردم چین در این مبارزه شرکت و فرماندهان برجسته­ ی مسلمان نقش مهمی در آزاد سازی سرزمین چین ایفا کردند.

در همین ‌دوران‌ بود که نخستین ‌روزنامه‌­ی مسلمانان به زبان چینی ‌معاصر به نام«روزنامه‌­ی میهن‌پرستی» و نخستین ‌مجله ­ی ‌اسلامی به نام«هوشیاری» تأسیس ‌و منتشر شد و همزمان ‌اولین‌ سازمان‌ مردمی ‌مسلمانان خوی ‌چین ‌به نام‌ «انجمن‌مسلمانان چین» تأسیس ‌و مدارس‌ مختلفی ‌برای ‌آموزش ‌و تربیت ‌کودکان مسلمان به ‌وجود آمدند که این ‌تلاش ­ها نشان دهنده ­ی ارتقای بی سابقه‌­ی خود آگاهی ‌مسلمانان‌ خوی ‌بود.

در این حرکت خود آگاهانه، افرادی هم­چون، تونگ‌زونگ(Tong Zong)، مالین‌ای(Malin Yi)، دینگ‌جو یوان(Ding Zhu Yuan)، خوانگ‌جِن‌­پان(Huang Zhen Pan)، چایدا­یو(Chai Da Yu)، ما لیو­جو(Ma Liu Zhuo)، دینگ‌بائو­چِن(Ding Bao Chen)، جانگ‌زیچی(Zhang Zi Qi)، دینگ‌گونگ‌­چِن‌(Ding Gong Chen)، از جمله ‌پیش‌آهنگان ‌مسلمانان چین در عصر حاضر به‌شمار می آیند.

بَیشوو ای(Bai Shou Yi)، مورخ مشهور مسلمان معاصر چین، شرح حال و چگونگی ظهور شخصیت ­های مهم مسلمان در چین را در یک مجموعه‌­ی چهار جلدی،‌ تحت عنوان:«شرح‌ حال‌ شخصیت‌­های مسلمان نژاد خوی«که در سال‌1997 به‌ چاپ ‌رسیده ‌است،‌ مفصلا توضیح داده و ‌این ‌شخصیت­ ها را به‌ چهار بخش‌، دوران‌ سلسله یوان، سلسله مینگ، سلسله چینگ ‌و معاصر تقسیم‌ كرده‌ است. در این‌ كتاب‌ بیوگرافی326 نفر از شخصیت­ های مسلمان(بیوگرافی ‌كامل‌192 نفر و بیوگرافی مختصر 134 نفر) آورده‌ شده‌ است.

جنگ خه، دریا سالار مسلمان مشهور عصر مینگ

اگرچه شخصیت­ های مسلمان بسیاری در عصر امپراتوری مینگ( ←سلسله مینگ) به مناصب مهم دولتی دست یافتند، ولی جایگاه ممتاز دریاسالار جِنگ­ خِه، نه تنها در سلسله مینگ، بلکه در تاریخ دریانوردی جهان امروز از جایگاه ویژه ­ای برخوردار است. محمد شعبان، معروف به جِنگ­ خِه، در حدود سال 1371 میلادی، و در اواخر دوران فرمانروایی مغول­ ها، در یک خانواده­ ی مسلمان در استان یون­ نن در جنوب غربی چین، چشم به جهان گشود. جِنگ ­خِه، ششمین نسل از فرزندان سید اجل عمر شمس ­الدین، از شخصیت ­های مشهور ایرانی الاصل عصر حاکمیت مغول­ ها بود. وی در 11 سالگی به عنوان خواجه ­ی دربار به قصر امپراتور در شهر نان جینگ راه یافت و به تدریج به خاطر لیاقت و شایستگی فراوانی که داشت، نردبان ترقی را یکی پس از دیگری طی کرد و به مقام خواجه­ ی ارشد دربار امپراتور چین برگزیده شد. در دوران فرمانروایی دودمان مینگ(←سلسله مینگ)، که ورود ناوگان­ های تجاری خارجی به بنادر چین با محدودیت و کاهش روبرو شد، زمینه برای دریانوردی چینی ­ها به سمت اقیانوس­ ها و دریاهای غرب، بیش از گذشته فراهم گردید. این امر در عصر حکومت امپراتور یونگ ­لِه(1402 تا 1425 میلادی) از این سلسله­، رونق و شکوفایی بیشتری پیدا کرد. وی به ویژه به امور دریانوردی و اعزام ناوگان­ های عظیم به مناطق مختلف جهان شناخته شده­ی آن روز علاقه ­ی خاصی داشت و از این موضوع به شدت حمایت می ­کرد.

برای تحقق این امر، امپراتور یونگ ­لِه، به جِنگ ­خِه مأموریت داد تا رهبری ناوگان بزرگی از کشتی ­های چینی را عهده دار شده و به عنوان سفیر صلح و دوستی و به نمایندگی از امپراتوری عظیم چین، به کشورها و مناطق مختلف جهان سفر و با اهدای هدایایی نفیس از جانب امپراتور به پادشاهان و حاکمان این کشورها، زمینه ­ی گسترش مناسبات دوستانه و توسعه ­ی روابط تجاری و بازرگانی با این مناطق را فراهم سازد. جِنگ ­خِه، طی سال­ های 1405 تا 1433 میلادی، در رأس ناوگانی بزرگ، هفت مرتبه از سواحل جنوب شرقی چین تا بنادر و سرزمین­ های اندونزی، جنوب و جنوب شرقی آسیا، هندوستان، خلیج فارس، جزیره­ ی هرمز، سواحل شرق آفریقا و زنگبار را طی کرده و با رهبران و پادشاهان و حاکمان و مردمان 35 کشور و منطقه بازدید و ملاقات و گفتگو نموده و ضمن ابلاغ پیام صلح و دوستی امپراتوری چین، گزارش­ های مفصلی از خصوصیات فرهنگی، سیاسی، اقتصادی، سوق الجیشی و ژئوپولیتیک این مناطق تهیه و در اختیار امپراتور قرار داد. در یکی از نخستین سفرهای دریایی جِنگ ­خِه و و همراهان مسلمانش به زیارت خانه ­ی خدا در مکه مکرمه و حرم رسول خدا در مدینه ­ی منوره مشرف شدند[۳][۴].

عوامل افزایش جمعیت مسلمانان در دوران مینگ

اغلب مورخان چینی و غربی معتقدند که اسلام در چین نه از طریق شمشیر، بلکه به صورت کاملا مسالمت آمیز و بدون هرگونه تبلیغ رسمی توسعه یافته و گسترش پیدا کرده است.[۵] یکی از علل تحمل و مدارای جامعه­ ی چینی نسبت به اسلام و مسلمانان هم همین عدم تبلیغ اسلام توسط آنان در میان چینی­ ها ذکر شده است. با این حال، دردوران مینگ( ←سلسله مینگ)به خاطر عوامل زیر، جمعیت مسلمانان به شدت افزایش یافت.

1-   تثبیت محل اقامت و سکونت مسلمانان و دست کشیدن از مهاجرت و کوچ دایمی.

2-   مهاجرت بسیاری از مسلمانان ترک زبان آسیای مرکزی به چین

3-   انطباق با شرایط محیطی و همزیستی مسلمانان با مردمان بومی

4-   ازدواج با زنان و دختران چینی که موجب اسلام آوردن تمامی اعضای خانواده ­ی دختر نیز می ­شد.

5-   پذیرش سرپرستی ایتام و فرزندان خانواده­ های بی بضاعت و یا کم بضاعت چینی توسط خانواده ­های مرفه مسلمان و تربیت این کودکان بر اساس فرهنگ و اعتقادات اسلامی

6-   آشنایی با اسلام و پذیرش آزادانه ­ی آن توسط برخی از اقوام مختلفی­ که با مسلمانان مراوده داشتند.

سلسله چینگ، عصر نابردباری چینی ها و رویارویی و قیام مسلمانان

پس از سقوط دودمان مینگ( ←سلسله مینگ)، نوبت به ظهور سلسله چینگ(1644 تا 1911 میلادی) رسید. این دودمان که آخرین سلسله از امپراتوری­ های چین به شمار می ­آید، برخلاف روال معمول گذشته، نه از نژاد اکثریت خَن، بلکه به اقلیت بیگانه­ ی«منچو» تعلق داشتند که از حدود قرن سوم پیش از میلاد وارد سرزمین چین شده و در طول این تاریخ هرگز در این سرزمین به حکومت دست نیافته بودند. به همین خاطر بود که حاکمان چینگ(←سلسله چینگ)(مانند مغول­ها)، در طول دوران حاکمیتشان همیشه از سوی مردم چین به عنوان افرادی بدون فرهنگ و غیر متمدن، حاکمانی نامشروع و غاصبان امپراتوری چین تلقی شده و هیچوقت به عنوان سلسله ­ای چینی مورد اقبال و پذیرش واقع نشدند. لذا امپراتوران چینگ(←سلسله چینگ)، در مقابل مردم و فرهنگ و تمدن سابقه دار چینی همواره با نوعی احساس حقارت توأم با ترس و وحشت از دست دادن حکومت به سر می ­بردند.

وضعیت نابسامان اقتصادی اواخر دوران مینگ( ←سلسله مینگ) به خاطر قطع مبادلات تجاری با کشورهای خارجی، و وقوع حوادث ناگوار طبیعی هم­چون قحطی و خشک­سالی از یک سو، و درگیری­ های دامنه دار داخلی که منجر به سقوط سلسله مینگ شده بود، و هم­چنین نا خشنودی طبقات بالای جامعه­ ی نژاد اکثریت خن نسبت به روی کار آمدن اقلیت منچو، موجب بروز نارضایتی عمومی در سطح جامعه­ ی چینی به صورت عموم و سایر اقلیت­ های نژادی که خود را با سابقه­ تر و مستحق ­تر به حکومت نسبت به منچو­ها می­ دانستند به صورت خاص گردید. همزمان شدن این تغییر و تحولات و نارضایتی­ های داخلی با باز شدن پای استعمارگران خارجی و غربی به خاور دور و بنادر و سواحل شرقی چین، زمینه برای نا آرامی­ های گسترده­ تر اجتماعی بیش از گذشته فراهم شد. در چنین شرایطی بود که مسلمانان چینی نیز که بیش از گذشته از سوی منچوها مورد تبعیض و نابرابری و تحت فشار قرار گرفته بودند، دست به شورش زده و تقریبا همزمان در سه نقطه­ ی جنوب غربی( استان یون­ نن)، شمال غربی( استان­ های گنسو و نینگ شیا) و غرب(منطقه­ ی سین کیانگ) قیام کرده و برای مدت کوتاهی در سه منطقه (استان­ های یونن و منطقه­ ی سین کیانگ)، موفق به تشکیل حکومت موقت اسلامی شدند، ولی  این خیزش­ ها پس از مدتی، با یورش ارتش امپراتوری مواجه و حکومت­ های موقت اسلامی آن­ها سرکوب شده و از میان رفتند. با عنایت به اهمیت و گستردگی تغییر و تحولات به وقوع پیوسته در این عصر و تأثیرهای مثبت و منفی آن در سرنوشت اسلام و مسلمانان چین در قرن­ های نوزدهم، بیستم و بیست و یکم، تحلیل و بررسی این وقایع و نتایج آن­ها در پی می­ آید.

سیاست حاکمان چینگ در برخورد با اقلیت ها

سلسله ­ها و امپراتوران پیش از دودمان چینگ(←سلسله چینگ)(غیر از دوران کوتاه مدت سلسله یوان)، همگی از نژاد چینی اکثریت خَن بودند. این سلسله ­ها، همگی از یک قوم و نژاد بوده و در واقع، تغییر و تحولات و جابه جایی ­های قدرت در درون سیستم فرهنگ سنتی چین صورت می­گرفت. لذا، آمد و رفت هر سلسله ­ای، صرفا یک تغییر و تحول سیاسی به شمار می­ رفت و نه مردم و نه هیچ سلسله و امپراتوری، نگران وضعیت ادامه­ و استمرار فرهنگ پایدار سنتی، ارزش ­ها و نُرم ­های پذیرفته شده­ی حاکم برجامعه، تمدن دیرپای چینی که کاملا  بر اندیشه­ های کنفوسیوسی و تائویی مبتنی بود، نبودند. بنابراین، هرگز از اقلیت­ ها و خرده فرهنگ ­های نژادهای گوناگونی که در چین زندگی می­کردند خوف و هراسی نداشته و آن­ها را در مقایسه با فرهنگ و تمدن چینی خود، جوامعی عقب افتاده، وحشی و بربر، و غیر متمدن می­پنداشتند. اقلیت ­های قومی و نژادی نیز همیشه خود را وامدار فرهنگ چینی دانسته و هرگز یارای برابری و ابراز وجود در برابر غول فرهنگ چینی نداشتند. اما این شرایط در خصوص حاکمان امپراتوری چینگ، کاملا برعکس بود. آن­ها خود را نه تنها در برابر اکثریت نژاد خَن و فرهنگ درخشان آنان ضعیف و آسیب پذیر می­پنداشتند، بلکه در مقایسه با سایر اقلیت­ ها، احساس حقارت نموده و از سوی آنان هم بر ادامه­ ی حکومت خود بیمناک شدند. براین اساس، حاکمان منچو، برای جبران این ضعف و احساس ناخوشایند حقارت، سیاست کلی خود را بر پایه ­ی تبعیض، تطمیع، تضعیف، اختلاف اندازی میان اقوام مختلف، تحت فشار گذاشتن آن­ها، جذب و همسان سازی خرده فرهنگ ­ها و اقلیت های قومی با جریان اصلی جامعه و فرهنگ چین و در نهایت برخورد شدید با کسانی که در برابر حاکمیت آنان ایستادگی کنند استوار ساختند. این سیاست، به ویژه در عصر حاکمیت دو امپراتور نخست سلسله چینگ به نام ­های یونگ جِنگ(1735-1723 م.) و چی یِن لونگ(1795-1736 م.)، به مورد اجرا گذاشته شد. در این دوران، علی­رغم سخت­گیری­ های حکام محلی منچو علیه مسلمانان و تهیه و ارسال گزارش­ های مفصلی به دربار مبنی بر این که مسلمانان گروهی یاغی، افراطی، مخل نظم اجتماعی، مخالف فرهنگ سنتی چین، و افرادی فرقه گرا و مشکوک هستند، امپراتوران مذکور به شدت از فرهنگ و اعتقادات مسلمانان دفاع کرده و تهیه کنندگان اینگونه گزارش­ها را ملامت و آن­ها را متهم به عدم شناخت مسلمانان می کردند[۶] [۵] [۷]

به هرحال، برخلاف انتظار مجریان سیاست(تفرقه بینداز و حکومت کن) دربار چینگ(←سلسله چینگ)، جامعه­ ی مسلمانان، نه در جامعه­ ی چین جذب شدند، نه بر حاکمیت اقلیت منچو گردن نهادند، و نه از فرهنگ و هویت دینی خود دست برداشتند، بلکه در واکنش به این همه نابرابری و تبعیض، و تضییقات روا داشته شده توسط حاکمان محلی منچو، راه چاره را در افزایش خود آگاهی، تقویت روح انسجام و همبستگی، تأکید بر هویت دینی و فرهنگی و سرانجام رویارویی و ستیز با دربار چینگ(←سلسله چینگ) و استقلال طلبی و تشکیل کشوری مستقل و اسلامی دیده و در مناطق مختلف، سر به شورش برداشتند.

شکست سیاست جذب و همسان سازی و آغاز برخورد با مسلمانان 

همانگونه که پیشتر اشاره شد، منچوها خود از اقلیت ­های چین به شمار می­رفتند و از سابقه ­ی فرهنگی و تمدنی کهنی برخوردار نبودند. برای حل مشکل این احساس کمبود، آن­ها با پذیرش و جذب فرهنگ سنتی چین خود را مدافع آن نشان داده، و سیاست جذب و همسان سازی سایر اقلیت­ ها، از جمله مسلمانان را در پیش گرفتند. مسلمانان گمان نمی­کردند که از سوی حاکمان چینگ(←سلسله چینگ) برای از دست دادن کامل هویت دینی و فرهنگی خود بدین سان تحت فشار مضاعف قرار گیرند. در این دوران، مقامات محلی دولت چینگ(←سلسله چینگ) از ازدواج مسلمانان با زنان چینی که در گذشته یک امر متداول بود، گرویدن غیر مسلمانان به اسلام، به فرزندی گرفتن کودکان چینی توسط خانواده ­های مسلمان، تردد علما و روحانیون بین ایالت­ ها، رفت و آمد مسلمانان بین شهرها و روستاها برای زیارت اماکن مقدس، و احداث مساجد جدید نیز ممانعت کردند. پس از شکست سیاست جذب و همسان سازی فرهنگی مسلمانان، دولت چینگ(←سلسله چینگ) به سیاست استفاده از زور روی آورد. با اتهام تحریک مسلمانان چین از سوی مسلمانان آسیای میانه علیه امپراتوری چین، دربار چینگ در اواخر قرن هفدهم و اوایل قرن هجدهم در داخل سرزمین­های آسیای مرکزی پیشروی نموده و منطقه­ی جونگاریا در شمال ایالت سین کیانگ را تصرف کرد[۸]. سپاهیان چینگ، پس از تسخیر جونگاریا، به دستور دولت مرکزی از جنوب به سمت سرزمین­های مسلمان نشین اویغورها حرکت کردند. آن­ها در سال 1758 میلادی، شهرهای کاشغر، یارکند، و آق­سو در جنوب این ایالت را به تصرف خود در آوردند. در این درگیری­ ها منچوها، با استفاده از همان سیاست گذشته(تفرقه اندازی)، مسلمانان را بر ضد یکدیگر تحریک و به جان هم انداختند.

عوامل تأثیر گذار در رویارویی مسلمانان و منچوها

به­ طور کلی می توان گفت، جامعه مسلمانان چین از مرحله ­ی ابتدایی خوداتکایی و خود محدود سازی در دوران سلسله تانگ و سونگ در دوران سلسله یوان به مرحله­ ی حضور در هرم قدرت رسید. سپس در دوران مینگ(←سلسله مینگ)، وارد عصر همزیستی و تثبیت هویت فرهنگی شد و در دوران حاکمیت چینگ(←سلسله چینگ) به دلایل متعدد وارد فاز مقاومت و رویارویی و در نهایت در نیمه­ ی دوم قرن نوزدهم وارد مرحله­ی ستیزه جویی و شورش و تشکیل دولت مستقل اسلامی گردید. در این روند، عوامل مختلفی از هر دو طرف(دولت ­های چینی و جامعه ­ی مسلمانان) مؤثر بودند که در پی به برخی از این عوامل به ­صورت خلاصه اشاره می ­شود.

الف- عوامل مؤثر در رویارویی از سوی دولت چینگ(←سلسله چینگ) :

-      نا آگاهی و عدم شناخت حاکمان محلی منچو نسبت به فرهنگ و اعتقادات دینی مسلمانان؛

-      حسادت و بدگویی آن­ها نسبت به مسلمانان در دربار امپراتور؛

-      ارایه­ ی گزارش­های خلاف واقع و مغرضانه در مورد مسلمانان توسط مقامات محلی چینگ؛

-      روا داشتن تبعیض و آزار و اذیت نسبت به مسلمانان و ایجاد محدودیت در انجام فرایض دینی آن­ها؛

-      سرکوب اعتراضات و خواسته­ های به حق مسلمانان و جانبداری مقامات محلی از چینی­ های غیر مسلمان در منازعات و اختلافات غیر سیاسی میان آن­ها و مسلمانان؛

-      بروز مشکلات اقتصادی به دلیل توقف مبدلات تجاری میان چین و کشورهای خارجی و بروز حوادث طبیعی هم­چون سیل، خشک سالی و قحطی و بروز بیماری های فراگیر واگیر دار مانند طاعون؛

-      فروکش کردن حس اعتماد دوجانبه و فروریختن اعتماد متقابل،

-      آغاز شورش ­های پی درپی در مناطق مختلف چین و افزایش سوء ظن حکومت نسبت به فعالیت­های دینی و اجتماعی مسلمانان؛

-      فراهم شدن زمینه­ های رویارویی و از میان رفتن سیاست­های تساهل و تسامح و مدارای گذشته نسبت به اقلیت ­ها، به ویژه مسلمانان؛

-      رفتار ستیزه جویانه ­ی مقامات محلی نسبت به مسلمانان و شدت بخشیدن به اجرای سیاست همسان سازی فرهنگی و اعتقادی اقلیت ­ها؛

-      آغاز ضعف در دستگاه امپراتوری و رو به زوال رفتن دستگاه اداری حکومت مقتدرانه­ ی مرکزی و اتخاذ تصمیم­ های خودسرانه و نادرست نسبت به مسلمانان از سوی مقامات محلی؛

-      احساس عدم امنیت و اطمینان حاکمان منچو نسبت به ادامه­ ی حکومتشان و تفسیر تفاوت فرهنگی و مذهبی مسلمانان به مخالفت با حکومت چینگ(←سلسله چینگ)؛

ب‌-   عوامل مؤثر در رویارویی از سوی مسلمانان:

-      افزایش خودآگاهی مسلمانان نسبت به فرهنگ و اعتقادات دینی خود؛

-      گرایش به تجدید حیات اسلامی در چین که متأثر از جریانات احیاگری اسلامی در خاورمیانه و هند بود؛

-      ایجاد ارتباطات گسترده میان مسلمانان چین با جهان اسلام و کسب اطلاعات از اوضاع جهان اسلام که در مقابل استعمارگران اروپایی به ستیز برخاسته بودند؛

-      ادامه ­ی تحصیل برخی از روحانیون مسلمان چینی در کشورهایی مانند مصر، عربستان، یمن و آشنایی آنان با جریانات اسلامی در این مناطق و انتقال اندیشه­ های انقلابی به چین؛

-      گسترش اندیشه ­های اصلاح طلبانه­ ی مذهبی در میان علما و متفکران دینی و تلاش آنان برای فاصله گرفتن از خرافات و اختلاط­ های فرهنگی کنفوسیوسی و چینی که در دوران همسان سازی وارد اعتقادات و باورهای مذهبی و اجتماعی مسلمانان شده بود؛

-      ورود برخی از اندیشه­ ها و مکاتب طریقت ­های صوفیانه به چین از آسیای مرکزی و شبه جزیره­ ی عربی؛

-      آغاز اختلافات و درگیری ­های فرق ه­ای میان مسلمانان طرفدار آموزه­ های دینی قدیم و جدید؛

-      احیای تفکرات آزاد اندیشانه ­ی اسلامی و هویت خواهی میان مسلمانان و سرایت اندیشه­ های احیاگرانه­ ی اسلامی از خارج؛

-      به تنگ آمدن مسلمانان از تبعیض ­ها، سرکوب ­ها و فشارهای روا داشته شده از سوی مقامات دولتی نسبت به فرهنگ و اعتقادات دینی و آموزشی آن­ها و اوج گرفتن نارضایتی عمومی نسبت به شرایط نا به نجار حاکم بر مناطق مسلمان نشین؛

-      رشد افکار استقلال طلبانه و سهم خواهی مسلمانان از قدرت، حداقل در مناطق مسلمان نشین؛

-      تلاش برای تحقق آرزوی چندین قرن خفته ­ی مسلمانان برای ایجاد حکومتی اسلامی در مناطق مسلمان نشین غرب، شمال غربی و جنوب غربی سرزمین چین که محل سکونت بیشتر مسلمانان بود؛

-      آغاز شورش ­های گسترده در مناطق مختلف چین، مانند شورش تایپینگ ­ها، و رو به افول گذاشتن دودمان چینگ(←سلسله چینگ) و احساس عدم امنیت اجتماعی برای جامعه­ ی مسلمانان در شرایط نا آرام و اغتشاشی سرزمین چین؛[۹]

نیز نگاه کنید به ورود اسلام به چین؛ اسلام در چین

کتابشناسی

  1. ↑ ماگوان دِ(2003)، پراکندگی جغرافیایی ظهور شخصیت­های مهم و تاریخی مسلمان در چین، مجله دراسات قومیه هوی. شماره 2
  2. ↑ ۲٫۰ ۲٫۱ وانگ فنگ(2007)، پژوهش های افکار فلسفی چهار مترجم و نویسنده­ ی بزرگ مسلمان چینی در دوران سلسله­ های مینگ و چینگ، مرکز پژوهش های ملت هوی، دانشگاه نینگ شیا.
  3. ↑ گزارشی از دومین سمینار بین المللی- پژوهشی جنگ خه، دریانورد مسلمان چینی. فصلنامه ی دراسات قومیه هوی. شماره یک.2002
  4. ↑ مراد زاده، رضا(1382)، چگونگی نفوذ اسلام در چین، بنیاد پژوهش­های اسلامی استان قدس رضوی
  5. ↑ ۵٫۰ ۵٫۱ فِنگ جین یوان(2003)، الاسلام فی الصین، دارالهلال الارزق للنشر- هونغ کونغ
  6. ↑ ایزرائیلی، رافائل(1368)، ترجمه ی حسن تقی زاده طوسی، مسلمانان چینی رویارویی دو فرهنگ، بنیاد پژوهش های آستان قدس رضوی.
  7. ↑ Jean A. Berlie, Islam in China. Hui and Uyghurs Between Modernization and Sinicization. White Lotus LTD. Thailand, Bangkok. 2004.
  8. ↑ هستینگز،جیمز (1974)، دایره المعارف دین و اخلاق، جلد هشتم، انتشارات چارلز اسکرینبرز، نیویورک. ص 892
  9. ↑ سابقی، علی محمد(1392).جامعه و فرهنگ چین.تهران:موسسه فرهنگی هنری و انتشاراتی بین المللی الهدی