سیاستگذاری فرهنگی روسیه
در اندیشه سوسیالیسم، فرهنگ برآمده از شرایط تولیدی و اقتصادی جامعه و روابط میان طبقات است و سیاست فرهنگی اتحاد جماهیر شوروی نیز که از ایدئوژی مارکسیستی و تفسیر لنینیستی آن سرچشمه میگرفت نمیتوانست جدا از این نگرش پایهای باشد. این موضوع از همان ابتدای انقلاب اکتبر بر فرهنگ حاکم شد اما صرفا از زمانی که استالین در دستورالعملی در سال 1932، باقی مانده سازمانهای مستقل فرهنگی و هنری را منحل کرد، واقعیت سخت خود را به جامعه و به ویژه اهالی فرهنگ نشان داد. طبق مرامنامه حزب کمونیست، هنر و تمام متعلقات عرصه فرهنگ باید به آرمانهای سوسیالیستی وفادار باشند و بدین ترتیب نظریه رئالیسم سوسیالیستی آغاز شد[۱].
در واقع، با ایجاد یک نظام اداری متمرکز و تحت کنترل شدید وضع مقررات قانونی مشابه و کنترل عقیدتی و مقرراتی، شبکهای از مؤسسات فرهنگی، صحنه فرهنگی کشور را به تصاحب خود در آورده و در سطوح محلی، جمهوری و ملی تشکیل یافتند. ارائه خدمات فرهنگی به اقشار مختلف جامعه، در قالب طرح پنج ساله توسعه اقتصادی ملی ترسیم یافت. توجه ویژه مسئولان رده بالای نظام به آن دسته از مؤسسات فرهنگی بود که از امکان انتقال اطلاعات در سطح بسیار بالا برخوردار بودند. از جمله این مؤسسات میتوان به رادیو، سینما، مطبوعات و شبکه مؤسسات فرهنگی که پوشش اطلاعاتی خبری کل کشور به ویژه مناطق روستایی را بر عهده داشتند، اشاره کرد. از سال 1960 با تشکیل اتحادیه فیلمسازان، نظام اتحادیههای تولیدکنندگان هنری کشور تشکیل گردید. وظیفه اصلی این اتحادیه کنترل روشنفکران کشور و سازمان دادن فعالیتهای فرهنگی طبق خواسته و نیاز حزب بلشویک بود. در سال 1953، وزارت فرهنگ اتحاد جماهیر شوروی منحل گردیده و اداره فرهنگ کشور تأسیس یافت. لازم به ذکر است که اداره مذکور به کنترل و هدایت فرهنگ در تمام سطوح جامعه از مناطق روستایی تا فدراسیون روسیه میپرداخت. اتحادیههای فدراسیون روسیه بر فعالیت نهادهای اجرایی کشور نظارت کرده و مؤسسات حزبی کشور نیز در همه سطوح، به کنترل فعالیت اتحادیههای مذکور میپرداختند. کمیته مرکزی، دبیرخانه و دفتر سیاسی حزب کمونیست اتحاد جماهیر شوروی نیز، نظارت بر این سیستم را بر عهده داشتند. با وجود استیلای این نظام محدود و بسته، حیات فرهنگی کشور همچنان متنوع باقی ماند. به محض این که کنترلهای فوق از میان برداشته شدند، تمایلات نهفته ظاهر گردید. در اواخر دهه 1950 و اوایل دهه 1960 اصلاحات خروشچف تحت عنوان «تاو» یا آب شدن یخها امیدهای فراوانی را در جهت نیل به رنسانس معنوی در کشور بر انگیخت[۲]. در دوره برژنف، که به دوره رکود مشهور شد، با وجود بازگشت به محدودیتهای گذشته، اما آزادیهای دوره خروشچف کماکان ادامه یافت[۳]. در اواسط دهه 1980، گورباچف تغییرات عمدهای را در زمینه فرهنگی کشور پیش کشید که به کاهش فشار عقیدتی و ایدئولوژیکی رسانهها و کنترل اداری مؤسسات آموزشی و فرهنگی کشور منتج گردید. طبق قانون مصوب 1990 سانسور از مطبوعات و رسانههای کشور حذف گردید. در اوایل سال 1990، کشور به طور کلی کنترل خود را از روی بخش فرهنگ کشور حذف کرد. همزمان با به اوج رسیدن بحران سیاسی و اقتصادی، علاقه مندی جامعه نسبت به امور فرهنگی به کلی از دست رفته و سقوط نظام کمونیستی اتحاد جماهیر شوروی رقم خورد[۴].
به هر حال، پیش از فروپاشی، ویژگیهای سیاسی و عقیدتی آنچنان بر پیکره فرهنگی کشور گسترده بود که برون رفت از آن همه ساختارسازی و پیریزی ساختارهای جدید آن هم با تنگناهای اقتصادی سالهای آغازین پس از فروپاشی، دشوار مینمود، ولی سیاستهای اقتصادی موفق دوره پوتین این دوران انتقال را به سرعت سپری کرد و اکنون متصدیان امور فرهنگی با بازیابی مجدد خود، توانستهاند راههای انتقال فرهنگی به دوران متناسب با پس از فروپاشی را به سرعت طی کنند. اهداف کلی سیاست فرهنگی روسیه با تاکید ویژه بر ارزشها و سنتهای فرهنگی ملی با اولویت بندیهای شورای اروپا هماهنگ است. در سیاستهای جدید فرهنگی تصدیگری دولت به حداقلها کاهش یافته است و توان بخش خصوصی و نهادهای مردمی به عنوان عنصر اصلی لحاظ شده است و جالب اینکه مذهب نیز در موضوعات فرهنگی مورد توجه دولت فدراسیون روسیه قرارگرفته است، امری که در دوران پیش از فروپاشی هرگز به آن توجه نمیشد[۵].
در جامعه امروز روسیه، دولت مهمترین نقش را در توسعه فرهنگی ایفا میكند كه این كار از طریق تنظیم حوزه فرهنگ در بازار صورت میگیرد. یكی از مباحثات مهم در این حوزه، ضرورت قرارگرفتن نهادهای تشكیل دهنده فرهنگ و محصولات آن زیر نظر دولت است. تغییراتی كه در ارگانهای كنترل كننده دولت به صورت دایم انجام میگیرد، ساختار آن را تا حد زیادی بر هم زدهاند. مكانیزمهای سازمانی كه مجری سیاستهای فرهنگی دولت هستند، در بخشهای مختلف این كشور خود را به انحطاط كشیدهاند. در جامعه امروز روسیه، راهكارهای فرهنگی در سطح عالی و در سطح دولت دستخوش تغییرات اساسی شده است و نقش دولت در اداره و توسعه فرهنگ و سیاست های فرهنگی بسیار بیشتر از قبل شده. پروسههای فرهنگی حاضر در جامعه كه توسط نهادهای اجتماعی و نهادهای فرهنگی به اجرا درمیآیند، امروز مورد توجه خاص قرار دارند. به همین خاطر دولت در پی تدوین دستور كار مشخص برای تغییر، استفاده از تكنولوژی و آموزش پرسنل است تا بتوانند شرایط را برای توسعه مطلوب در سیاستهای فرهنگی دولت ایجاد كنند. سیاست فرهنگی در روسیه به مجموعهای از عملكردها در جهت حل مشكلات در نهادهای تخصصی فرهنگ است و شامل برنامه توسعه روابط فرهنگی با سایر كشورها، حمایت از اتحادیههای نمایشی و موسیقی، امور مربوط به كتاب خانهها و موزهها و برنامههای مربوط به حفظ و نگهداری از مجموعههای تاریخی و یادبودها، همكاری در جهت آماده سازی متخصصین حرفهای در حوزه امور خلاقانه و خدمات فرهنگی میشود. این نهادهای فرهنگی وظیفه دارند فعالیتهای فرهنگی را طبق صلاحدید سازمان ذی ربط، بودجه تعیین شده و ابزارهای در اختیار و همچنین تكنولوژی روز افزایش بدهند. سیاستهای فرهنگی كه در حوزه مسئولیتهای سایر وزارت خانهها به غیر وزارت فرهنگ فدراسیون روسیه وارد میشود، شامل تدوین برنامههای میان سازمانی به صورت عمومی است. این برنامهها در حقیقت حمایت از توسعه فرهنگ قومی – ملی، روابط فرهنگی با شهروندان مقیم در خارج از كشور، برنامههای مختص جوانان، آموزش و پرورش، حفظ و نگهداری از یادبودهای فرهنگی، استفاده از میراث تاریخی – فرهنگی، فعالیتهای فرهنگی – تفریحی مردم و فعالیتهای آژانس فدرال در بخش تلویزیون و رادیو هستند[۶].
در خصوص روسیه میتوان به این نكته اشاره كرد كه طی دوران اصلاحات، سیاستهای مربوط به حوزه شكل دهی فرهنگ روسیه در سطح ملی به طور قابل توجهی ضعیف شده است؛ برنامههای هنری ملی كه بر عهده نهادهای منطقهای و شهری قرار داشتند، توسعه پیدا نمیكنند و علاوه بر این، برنامههای كودكان و جوانان نیز رشد ضعیفی دارند. با این حال این نكته حایز اهمیت است كه بسیاری از ادارات ذی ربط در حال جستجو برای یافتن خطوط مشی درست و راهكارهایی هستند كه پاسخگوی نیازهای امورز جامعه باشد. وزارت فرهنگ روسیه به این نتیجه رسید كه باید مشكلات سیاستهای فرهنگی و مطالب منتشره توسط ارگانها را به بحث گذاشت. برخی دانشمندان و متخصصین ضمن بررسی سیاستهای فرهنگی دولت پیشنهاد دادند كه از سیاستهای متمایز كننده برخی مناطق عبور كرده و به استراتژی یك دستسازی بپردازند زیرا امتیازات منطقه و ظرفیت نوآوری به تشویق در توسعه منطقه میانجامد. سایر متخصصین راجع به لزوم حفظ فضای فرهنگی واحد با یك مركزیت قوی و رشد مناطق ضمن مقایسه از نظر كیفیت و سطح زندگی سخن میگویند[۷]. این مركز موظف است سیاست واحدی برای تمام مناطق تدوین كند كه در فضای فرهنگی از قدرت اجرایی برخوردار باشد. سیاستهای فرهنگی محلی به صورت جزئیتر و با تنوع بیشتر برای حل مشكلات معیشتی و فرهنگی مردم است كه باز هم از مركز انجام میگیرد. مهمترین محورهای سیاست فرهنگی مقامات منطقهای به صورت زیر تعیین میشود:
- مسایل مرتبط با شغل افراد و كاهش سطح بیكاری؛
- ایجاد مشاركت میان مناطق مختلف كشور در حوزه فرهنگی – تفریحی؛
- سیاستگذاری در بخش حمایت از خانواده، مادران و كودكان؛
- اتخاذ تدابیر در امر حمایتهای اجتماعی؛
- توسعه سیستم موسسات فرهنگی – تفریحی؛
- سیاستگذاری در حوزه برنامهریزی شهری، زیرساختهای نوین، حل مشكلات مربوط به برنامهریزی سطح شهر، احداث ساختمانهای مسكونی، تكمیل شبكههای راه و حمل و نقل، شبكه ارتباطات، خدمات اجتماعی، تجاری و مراكز تفریحی؛
- سیاستگذاری در حوزه تربیت و آموزش عمومی كودكان، جوانان، آموزش تخصصی نوجوانان و جوانان؛
- تربیت نوجوانان و تشویق آنها به برنامههای هنری و خلاقانه؛
- توسعه زیرساختهای تفریحی؛ سازمان دهی استراحت و اوقات فراغت، برگزاری جشن و روزهای یادبود؛
- حفظ یادبودهای تاریخی میراث فرهنگی، حمایت از فضای فرهنگی به طور كل[۸].
در تاریخ 27 اكتبر سال 2012میلادی دولت لایحه قانونی شماره 1446 «درباره ایجاد تغییرات در برنامه هدفمند فدرال «فرهنگ روسیه» (طی سال های 2018-2012)» را به امضاء رساند[۹][۱۰].
طبق این برنامه، كل بودجه اختصاص یافته برای این تحقق پروژهها شامل 190407،47 میلیون روبل میشود كه مبلغ 183667،14 میلیون روبل از بودجه دولتی و 6740،33 میلیون روبل از سایر منابع تامین خواهد شد. طبق گزارشات مندرج در سایت وزارت فرهنگ روسیه، مبلغ 117433،11 میلیون روبل جهت سرمایه گذاری كلان و مبلغ 739،61 میلیون روبل برای تغییرات و به روز رسانی امور پژوهشی، تجربی – ساختاری و نهایتا 72234،74 میلیون روبل برای سایر ملزومات هزینه خواهد شد. این لایحه قانونی علاوه بر تعیین میزان سوبسیدها از بودجه دولتی و توزیع آن میان واحدهای فدرال به موضوعات جزئی تر از جمله تجهیز موزهها به كامپیوتر و وسایل ارتباطی، خرید وسایل و ملزومات برای موزهها و تامین امنیت اشیای موجود با تجهیزات جدید، تشكیل كتابخانههای سیار، تشكیل سیستم عمومی دستیابی به كتابخانه الكترونیك ملی، ساخت مراكز سیار چندمنظوره فرهنگی، احیای مراكز فنی و تهیه تجهیزات مورد نیاز برای مراكز فرهنگی روستایی و ایجاد كتابخانه سیار برای مراكز روستایی، تجهیز موسسات فرهنگی روستایی به وسایط نقلیه، تقویت مراكز برای كارهای گروهی خلاق، توزیع سوبسید میان واحدهای روسیه فدرال كه توسط دولت فدراسیون روسیه به تصویب میرسد[۱۱].
الگوی سیاست فرهنگ ملی روسیه امروز با استناد به ملاکها و معیارهای گوناگونی تعیین میگردد. از جمله این معیارها میتوان به طرح الگوی تئوریکی با اساس درک انسانی از فرهنگ و احترام به ارزشهای انسانی و نقش سیاسی فرهنگ به مثابه ملغمهای سنتی از هنر و میراث فرهنگی کشور اشاره کرد. از اهداف بلند مدت سال 2000 کشور دربرنامه ریزی فدرال تحت عنوان فرهنگ روسیه یاد میشود. هدف این برنامه توسعه پتانسیل فرهنگی روسیه و بهره گیری مؤثر و مفید و حفاظت از میراث فرهنگی فدراسیون روسیه است. از جمله اهداف و وظایف طرح دراز مدت دوره گذار میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
- الف. نگاهداری و حفاظت از میراث فرهنگی کشور به منظور توسعه حیات فرهنگی کشور؛
- ب. ایجاد فضای فرهنگی یکسان جهت دسترسی یکسان اقشار مختلف جامعه به کالاهای فرهنگی و تهیه و تدارک قوانین و مقررات ضروری جهت گفت و گوی فرهنگی میان اقوام مختلف کشور؛
- ج. جهت دهی گروهها و اشخاص به سمت ارزشهای مدرن فرهنگی کشور؛
- د. حمایت و پشتیبانی دولت از مشارکت فرهنگی و فعالیتهای حرفهای و خلاق؛
- ه. حفاظت وصیانت از میراث فرهنگی کشور و استفاده به جا و مؤثر از آن؛
- و. توسعه و تقویت زیر ساختهای فرهنگی کشور به منظور دسترسی به کالاهای فرهنگی، منابع اطلاعاتی موزههای کشور، کتابخانهها و آرشیوها و اتصال به دهکده اطلاعاتی جهانی؛
- ز. توسعه صنعت فیلم کشور از طریق سازماندهی مجدد بخش دولتی و افزایش تولید فیلم و نمایشهای سمعی و بصری؛
- ح. توسعه نقش فرهنگ در جامعه در جهت تقویت مؤسسات مختلف فرهنگی، افزایش آگاهیهای اجتماعی و حفاظت از گروههای آسیب پذیر اجتماع؛ و
- ط. متمرکز کردن بودجه بر اولویتهای فرهنگی کشور[۱۲].
طرح مذکور با دیگر فعالیتهای دولت در زمینههای علوم، آموزش، جوانان و سیاستهای قومی، برنامههای زیست محیطی و توسعه مناسبات مشترک فدرالی هماهنگ است. اجرای طرحهای اقتصادی کوتاه مدت در بخش فرهنگ کشور نتای