آفریقای جنوبی در یک نگاه
آفریقای جنوبی با نام رسمی جمهوری آفریقای جنوبی، کشوری در جنوب آفریقا و در سواحل دو اقیانوس اطلس و هند است. این کشور با جمعیتی برابر ۶۳ میلیون نفر چهارمین کشور پر جمعیت در آفریقای جنوب صحرا است. آفریقای جنوبی دو کشور لسوتو و اسواتینی را در دل خود جای داده است به گونهای که کشور لسوتو در درون آفریقای جنوبی محصور شده و تنها با آفریقای جنوبی مرز مشترک دارد ولی کشور اسواتینی با اینکه در آفریقای جنوبی جای گرفته اما از سوی خاور با کشور موزامبیک مرز مشترک دارد. آفریقای جنوبی همچنین از سوی شمال خاوری با زیمبابوه و از شمال با بوتسوانا و از شمال باختری با نامبیا و از سوی خاور با موزامبیک مرز مشترک دارد. آفریقای جنوبی در دو سوی خود به دو اقیانوس هند و اطلس میرسد به گونهای که از جنوب خاوری با اقیانوس هند و از سوی جنوب باختری به اقیانوس اطلس پیوند میخورد.
جغرافیای طبیعی آفریقای جنوبی
جغرافیای طبیعی آفریقای جنوبی، آمیزهای کمنظیر از کوه، دشت، بیابان، دریا و رودخانه است که چهره کشور را نهتنها در نقشه، بلکه در اقتصاد، فرهنگ و زیستبوم آن شکل داده است. این تنوع محیطی، از فلاتهای بلند تا اکوسیستمهای دریایی دو اقیانوس، بستری برای شکلگیری یکی از غنیترین تنوعهای زیستی جهان فراهم کردهاست.
جغرافیای انسانی آفریقای جنوبی
جمعیت آفریقای جنوبی در سال ۲۰۲۵ بر اساس برآوردهای رسمی حدود ۶۴.۷ میلیون نفر و نرخ رشد سالانه آن ۱.۱۶٪ است. این کشور طی دو دهه گذشته از ساختار جمعیتی جوان به الگویی متعادلتر رسیده و پیشبینی میشود تا میانه قرن به سمت سالخوردگی جمعیت حرکت کند. جغرافیای انسانی آفریقای جنوبی با تنوع کمنظیر قومی، زبانی و دینی، میراث تاریخی پیچیده و پیوند عمیق با جغرافیای طبیعی شناخته میشود. این تنوع فرهنگی نتیجهٔ قرنها مهاجرت و آمیزش فرهنگی در آفریقای جنوبی است. ویژگیهایی چون ترکیب چندقومیتی (سیاهپوستان، رنگینپوستان، سفیدپوستان و آسیاییها/هندیها)، وجود دوازده زبان رسمی و پراکندگی جمعیت متأثر از اقلیم و منابع معدنی، این کشور را از بسیاری جوامع دیگر متمایز کرده است.
سبک زندگی در آفریقای جنوبی
آفریقای جنوبی بهعنوان «ملت رنگینکمان» شناخته میشود؛ زیرا مجموعهای از اقوام و نژادهای گوناگون (زولو، خوسا، سوتو، تسوانا، هندیتبارها، مالاییها، سفیدپوستان آفریکانس و انگلیسیتبار) را در خود جای داده است. این تنوع قومی سبب شده که فرهنگ واحدی وجود نداشته باشد، بلکه مجموعهای از خردهفرهنگها در کنار یکدیگر زیست کنند. ارزشهای بنیادین فرهنگ سنتی آفریقایی عبارت است از: باور به مشیت الهی و نیروهای ماورایی؛ احترام به اجداد و پیشینیان؛ عشق به خانواده و اجتماع؛ همزیستی با طبیعت و حفظ توازن آن؛ دینباوری و پایبندی به حقیقت. این ارزشها در طول قرون پابرجا ماندهاند و حتی با ورود مدرنیته و استعمار اروپایی، همچنان در لایههای عمیق فرهنگ عمومی حضور دارند.
سبک گذراندن اوقات فراغت در آفریقای جنوبی
فراغت در آفریقای جنوبی تنها به معنای استراحت و تفریح فردی نیست، بلکه صحنهای است که در آن هویت قومی، حافظه تاریخی و روابط قدرت بازتولید میشود. از یکسو، آیینهای جمعی مانند قصهگویی شفاهی، رقصهای آیینی، و موسیقی طبلمحور هنوز در جوامع بومی نقش آموزشی و هویتی دارند؛ از سوی دیگر، سینما، موسیقی شهریِ پساآپارتاید، فوتبال و فضاهای شهریِ مصرف (کافه، استادیوم، جشنواره) سبک فراغت مدرن را شکل میدهند. این همزیستیِ سنت و مدرنیته، بنیانی است برای فهم اینکه «تفریح» در آفریقای جنوبی چگونه عملاً به سازوکار استمرار فرهنگ و ملتسازی پس از آپارتاید تبدیل شده است.
سبک پوشش و پوشاک در آفریقای جنوبی
سبک پوشش و پوشاک در آفریقای جنوبی شامل تنوع قومی و فرهنگی؛ پوشاک سنتی و نمادین؛ پوشاک در زندگی روزمره و رسمی؛ صنایعدستی و تزئینات؛ باستانشناسی و پیشینه تاریخی و نقاب و پوشش بدنی است.
سبک تغذیه و خوراک در آفریقای جنوبی
سبک تغذیه و خوراک در آفریقای جنوبی شامل تنوع قومی و تأثیرات تاریخی؛ گوشت و فرآوردههای گوشتی؛ غذاهای سنتی و محلی؛ غذاهای دریایی؛ غذاهای مشهور و مدرن؛ لایهی اجتماعی و طبقاتی؛ شباهتها با غذاهای ایرانی؛ آشپزی و کتابهای آشپزی و نوشیدنی هاست.
رسانهها و سبک زندگی در آفریقای جنوبی
آفریقای جنوبی از دیرباز به عنوان یکی از پیشرفتهترین نظامهای رسانهای قاره آفریقا شناخته میشود. ساختار رسانهای این کشور محصول تعامل پیچیدهای از تاریخ استعماری، سیاست آپارتاید، و تحولات دموکراتیک پس از سال ۱۹۹۴ است. رسانهها نه تنها ابزار اطلاعرسانی بلکه وسیلهای برای بازنمایی هویت فرهنگی و تأثیرگذاری بر سبک زندگی مردم بودهاند.
رویدادهای شاخص مرتبط با سبک زندگی در آفریقای جنوبی
سبک زندگی مردم آفریقای جنوبی محصولی از تعامل پیچیده عوامل تاریخی، فرهنگی، مذهبی و اقتصادی است. این کشور به دلیل تنوع قومی و زبانی، تجربه تاریخی آپارتاید و گذار به دموکراسی، یک محیط چندلایه و چندصدایی از سبک زندگی دارد. رویدادهای فرهنگی، مذهبی و هنری نقش تعیینکنندهای در شکلدهی به این سبک زندگی ایفا میکنند و نشاندهنده پیوند میان سنت و مدرنیته، هویت جمعی و ذائقه فرهنگی است. در این میان، نقش پزشکان سنتی زولو، مراسم و فستیوالهای شهری، و رویدادهای موسیقایی و هنری برجسته است. این رویدادها نه تنها سرگرمی و تفریح فراهم میکنند، بلکه به بازنمایی هویت فرهنگی، انتقال ارزشها و آموزش اجتماعی کمک میکنند.
سیاستها، قوانین و برنامههای کلان مرتبط با سبک زندگی در آفریقای جنوبی
سبک زندگی مردم آفریقای جنوبی نه تنها نتیجه تعامل فرهنگی و تاریخی است، بلکه محصول مجموعهای از سیاستها، قوانین و برنامههای کلان دولت و نهادهای مدنی نیز میباشد. این کشور، پس از پایان آپارتاید در سال ۱۹۹۴، با هدف ایجاد جامعهای برابر و متنوع، مجموعهای از قوانین و سیاستهای کلان را به اجرا گذاشته است که زندگی روزمره، ذائقه فرهنگی، تفریحات و حتی رفتارهای مصرفی شهروندان را تحت تأثیر قرار دادهاند. توجه به سیاستها و برنامههای کلان، به ویژه در حوزههای فرهنگی، آموزشی، بهداشتی و اجتماعی، نشان میدهد که دولت آفریقای جنوبی تلاش میکند تا سبک زندگی شهروندان را با اهداف توسعه پایدار، برابری اجتماعی و حفاظت از هویتهای فرهنگی همسو سازد.
هویت فرهنگی و هویت یابی در آفریقای جنوبی
هویت فرهنگی در آفریقای جنوبی حاصل فرایند چندلایهٔ «بازتعریف خویشتن» در دوران پس از آپارتاید است؛ فرایندی که استعارهٔ ملت رنگینکمان (Rainbow Nation) ــ نخستینبار توسط اسقف دزموند توتو برای توصیف جامعهای چندنژادی و چندفرهنگی بهکار رفته بود ــ را از سطح شعار به بنیان هویتی و سیاستی کشور ارتقا داد. این هویت از پیوند سه مؤلفهٔ بنیادین: الف) زبان و تنوع زبانی بهمنزلهٔ ابزار برابری نمادین؛ ب) میراث مشترک و حافظهٔ جمعیِ آشتیمحور؛ پ) نهادهای فرهنگی و سیاستهای چندفرهنگگرایی که این تنوع را به سرمایهٔ نرمِ دیپلماسی و مشروعیت اجتماعی بدل میکنند، شکل می گیرد. نظام قانونیِ چندزبانی (یازده زبان رسمی بهعلاوهٔ زبان اشاره طبق اصلاحیهٔ ۲۰۲۳)، سیاستهای آموزشی و رسانهایِ چندفرهنگی، و نهادهایی چون شورای ملی زبانها و فرهنگ (PanSALB) و وزارت ورزش، هنر و فرهنگ (DSAC) چارچوب اجرایی این پروژه را فراهم کردهاند.
فرهنگ عمومی و خصایص مردم آفریقای جنوبی
فرهنگ عمومی مردم آفریقای جنوبی شامل تنوع نژادی، ارزشهای بنیادین فرهنگ سنتی آفریقایی، آداب زندگی (از تولد تا مرگ)، باورهای پیش از تولد، تولد و آیینهای نوزاد، ختنه و آیین بلوغ، آیینهای دفع انرژی منفی، فرهنگ عمومی و خصایص عرفی است.
تصوف در آفریقای جنوبی
پیشینه تصوف در آفریقای جنوبی
تصوف در آفریقای جنوبی تاریخی چندلایه دارد که ریشههای آن به ورود نخستین مسلمانان در قرن هفدهم میلادی بازمیگردد. در این دوره، استعمارگران هلندی برای بهرهکشی اقتصادی، بردگان و تبعیدیان مسلمان را از مجمعالجزایر اندونزی و مالایا به بندر کیپتاون منتقل کردند. این گروهها، که بیشتر از جزایر جاوه، سوماترا و مالاکا بودند، آموزههای صوفیانه و آیینهای طریقتهایی چون قادریه و شاذلیه را با خود آوردند. آنان در شرایط سخت اسارت و تبعید، از تصوف بهعنوان پناهگاهی معنوی و وسیلهای برای حفظ هویت اسلامی استفاده کردند. نخستین تجمعات مذهبی این مسلمانان در خانههای کوچک، مساجد ابتدایی و زوایای محلی شکل گرفت و با گذر زمان به جماعتهای صوفیانه تبدیل شد.
نمادها، سنتها و آیینهای مذهبی تصوف در آفریقای جنوبی
تصوف در آفریقای جنوبی، همچون دیگر نقاط جهان، نه تنها یک جریان مذهبی بلکه یک پدیده اجتماعی و فرهنگی است که در طول تاریخ با شرایط ویژه جامعه آفریقای جنوبی تطبیق یافته است. حضور صوفیان در این کشور، بهویژه از قرن هجدهم و نوزدهم میلادی با مهاجرت مسلمانان مالایی، هندی و آفریقای جنوبی مسلمانتبار آغاز شد و به تدریج به بخشی از هویت دینی و فرهنگی مسلمانان این سرزمین تبدیل شد. نمادها، سنتها و آئینهای صوفیانه، از آیینهای خلیفه و اورسی شریف تا زیارت قبور و ذکر و سماع، نه تنها ابعاد مذهبی بلکه ابعاد اجتماعی، فرهنگی و حتی سیاسی پیدا کردهاند. در ادامه، مهمترین سنتها و نمادهای تصوف در آفریقای جنوبی به تفصیل بررسی میشود.
مفاخر و رهبران تصوف در آفریقای جنوبی
تاریخ تصوف در آفریقای جنوبی با نام و یاد چهرههایی گره خورده است که نهتنها در ساحت معنوی، بلکه در عرصههای اجتماعی، آموزشی و فرهنگی نیز اثرگذار بودهاند. رهبران صوفیه در این سرزمین نقش مضاعفی ایفا کردهاند: از یکسو حافظ سنتهای طریقتی و اخلاقی اسلام در محیطی استعماری و چندفرهنگی بودند، و از سوی دیگر، بهعنوان کارگزاران اجتماعی، در حفظ هویت مسلمانان غیراروپایی نقشآفرینی کردند.
مکاتب و جریان های شاخص تصوف در آفریقای جنوبی
تصوف در آفریقای جنوبی، بهعنوان یکی از جنبههای برجسته فرهنگ اسلامی، از تنوع و پویایی قابلتوجهی برخوردار است. این تنوع ریشه در مهاجرتهای تاریخی از مناطقی مانند مالایا، هند و دیگر نقاط جهان اسلام دارد. سه جریان اصلی تصوف در این کشور، یعنی قادریه، بریلوی و دیوبندی، هر یک با ویژگیها، آیینها و ساختارهای خاص خود، نقشی کلیدی در شکلدهی به هویت دینی و فرهنگی جامعه مسلمانان ایفا کردهاند. این مقاله با بررسی تاریخی، آیینی، سازمانی و اجتماعی این جریانها، به تحلیل تأثیرات آنها در بستر چندفرهنگی آفریقای جنوبی میپردازد. همچنین، با استفاده از منابع معتبر، تعاملات، اختلافات و همکاریهای میان این جریانها بررسی شده و نقش آنها در مواجهه با چالشهای مدرن، مانند جهانیشدن و فناوری، مورد توجه قرار گرفته است.
سیاستها، قوانین و مقررات آفریقای جنوبی در مورد تصوف و طریقتهای صوفیانه
آفریقای جنوبی، بهعنوان یکی از دموکراسیهای جوان اما توسعهیافتهٔ قارهٔ آفریقا، از مترقیترین نظامهای قانون اساسی در جهان برخوردار است. قانون اساسی این کشور که در سال ۱۹۹۶ پس از فروپاشی نظام آپارتاید تدوین شد، بر کرامت انسانی، آزادی، برابری و تنوع فرهنگی بهعنوان اصول بنیادین جامعهٔ نوین آفریقای جنوبی تأکید دارد. در چارچوب همین نظام حقوقی، آزادی مذهب و وجدان نهتنها بهعنوان حقی فردی بلکه بهمنزلهٔ بخشی از هویت ملی تعریف شده است. این نگرش سبب شده است که ادیان، مکاتب و سنتهای عرفانی گوناگون ـ از مسیحیت تا اسلام و تصوف ـ بتوانند آزادانه در فضای اجتماعی فعالیت کنند.
آثار برجسته تصوف در آفریقای جنوبی
تصوف در آفریقای جنوبی، در طول بیش از سه قرن حضور مستمر، نهتنها در قالب جماعتها و طریقتهای معنوی، بلکه در شکل آثار مادی، معماری، آیینی و فرهنگی جلوهگر شده است. این آثار، بازتابی از تاریخ مقاومت، سازگاری و بازتولید فرهنگی مسلمانان این سرزمیناند؛ آثاری که از زیارتگاههای قرن هفدهم تا موزهها و آیینهای صوفیانهٔ معاصر را در بر میگیرد. در واقع، مطالعهٔ میراث صوفیانهٔ آفریقای جنوبی نشان میدهد که تصوف در این کشور صرفاً یک سنت دینی نیست، بلکه یکی از ارکان هویت فرهنگی و حافظهٔ جمعی مسلمانان و حتی جامعهٔ چندفرهنگی این کشور است.
مکتب اهل بیت (علیهم السلام) در آفریقای جنوبی
نهادها و فعالیتهای مذهبی و فرهنگیِ پیروان اهلبیت (ع) در آفریقای جنوبی
در آفریقای جنوبی، دین نهفقط عرصهای عبادی بلکه یکی از محورهای مهمِ بازسازیِ هویتِ جمعی پس از آپارتاید است. در چنین بستر چندقومیتی و سکولارـحقوقمحور، نهادهای اسلامی ناگزیرند نقشهای متنوعی ایفا کنند: از عبادت و آموزش گرفته تا گفتوگوی بینفرهنگی و خدمات اجتماعی. جامعهٔ پیروان اهلبیت (ع) نیز از این قاعده مستثنی نیست. در چهار دههٔ اخیر، با شکلگیری سازمانهایی چون «AFOSA» (Ahlul Bait Foundation of South Africa) و شبکههای محلی در کیپتاون و گوتنگ، تشیع در آفریقای جنوبی از حالتِ «حضور فردی و محدود» به «جامعهٔ نهادی و خودآگاه» ارتقا یافته است. نهادهای شیعی اکنون در کنار دیگر گروههای مسلمان، در شوراهای اسلامی، گفتوگوهای بینالادیان، و پروژههای اجتماعیِ ملی نقش فعال دارند.
جمعیت و پراکندگی جغرافیایی پیروان اهلبیت (ع) در آفریقای جنوبی
در تحلیل جمعیتشناسیِ پیروانِ اهلبیت در آفریقای جنوبی، نخستین دشواری، نبودِ دادههای رسمیِ تفکیکی در سرشماریهای ملی است. دولت آفریقای جنوبی در سرشماریهای ۲۰۱۱ و ۲۰۱۶، تنها «اسلام» را بهصورت کلی در کنار دیگر ادیان برشمرده است، بیآنکه تفکیک سنی/شیعی یا طریقتی انجام دهد. گزارش Pew (2009) جمعیت مسلمانان آفریقای جنوبی را حدود ۷۰۰ تا ۸۰۰ هزار نفر برآورد کرده و در نسخهٔ بهروز (۲۰۱۷) این عدد به نزدیکِ ۹۵۰ هزار نفر افزایش یافته است — معادل حدود ۱٫۶٪ از کل جمعیت کشور. در همین چارچوب، برآورد سهمِ شیعیان از این جامعه بین ۲ تا ۵ درصد در نوسان است. به بیان دیگر، میتوان گفت که جامعهٔ شیعی آفریقای جنوبی احتمالاً در بازهٔ ۲۰ تا ۴۰ هزار نفر قرار دارد، هرچند این عدد تنها تخمین است و به دلیل تعریفِ هویتِ مذهبی (اصلی، فرهنگی یا خانوادگی) نوسان دارد.
پیشینه پیروان اهلبیت در آفریقای جنوبی
مطالعهٔ تاریخِ پیروانِ اهلِبیت (ع) در آفریقای جنوبی نیازمندِ رویکردی چندسطحی است؛ زیرا این تاریخ نه تنها با سیرِ ورود و گسترشِ اسلام در جنوبِ آفریقا پیوند دارد، بلکه در دلِ تحولاتِ کلانِ استعماری، مهاجرتی و ایدئولوژیکِ قرنهای اخیر تکوین یافته است. از دیدگاهِ تاریخی، حضورِ شیعیان در آفریقای جنوبی را میتوان در سه دورهٔ متمایز تحلیل کرد: ۱. دورهٔ آغازینِ اسلامیسازیِ کیپ (قرن هفدهم تا نوزدهم)، ۲. دورهٔ مهاجرتهای قراردادی و شکلگیری جوامع مسلمانِ ناتال (قرن نوزدهم تا میانهٔ قرن بیستم)، و ۳. دورهٔ بیداری و نهادسازیِ فراملی (از دههٔ ۱۹۷۰ به بعد). هر دوره دارای ساختار، منطق و منابع متفاوتی برای انتقالِ معرفت و هویت بوده است.
چالشها و چشمانداز آینده جامعه پیروان اهلبیت (ع) در آفریقای جنوبی
جامعهٔ شیعی آفریقای جنوبی پس از سه دهه تثبیت نهادی، اکنون در مرحلهای قرار گرفته است که میتوان آن را «مرحلهٔ بازتعریف راهبردی» نامید؛ دورهای که دیگر صرفاً بر بقا و شناسایی تمرکز ندارد، بلکه بر پایداری، کارآمدی و بومیسازی اندیشهٔ اهلبیت (ع) در بستر چندقومیتیِ آفریقای جنوبی متمرکز است. این مرحله مستلزم درک دقیق چالشهای ساختاری و اجتماعی و نیز بهرهگیری هوشمندانه از فرصتهای جدید است: از رسانه و آموزش گرفته تا دیپلماسی فرهنگی و اقتصاد اجتماعی.
تعاملات اجتماعی و سیاسی پیروان اهلبیت (ع) در آفریقای جنوبی
تاریخ سیاسیِ آفریقای جنوبی در قرن بیستم بهشدت با حضور نهادهای دینی گره خورده است. در دوران آپارتاید (۱۹۴۸–۱۹۹۴)، دین یکی از معدود عرصههایی بود که در آن مقاومت مدنی و بیان اخلاقی در برابر نظام تبعیض نژادی مجال بروز مییافت. نهادهای مسیحی، یهودی و مسلمان همگی در مقاطع مختلف به اشکال گوناگون در جنبشهای آزادیخواهانه نقش داشتند. در این میان، هرچند جمعیت شیعیان در آن زمان اندک بود، اما تأثیرشان در حوزهٔ گفتمان عدالت و رهایی چشمگیر شد. روحانیان و فعالان شیعی – بهویژه از میان دانشجویان مهاجر و روشنفکران هندیتبار – آموزههای عاشورا و عدالت علوی را در چارچوب مبارزه با تبعیض و استعمار تفسیر کردند. از همین بستر، نوعی اسلام عدالتمحور در آفریقای جنوبی شکل گرفت که در دههٔ ۱۹۸۰، با انقلاب ایران همزمان بود و به بازاندیشی در نقش دین در سیاست یاری رساند.
روابط ایران و آفریقای جنوبی
روابط علمی و دانشگاهی ایران و آفریقای جنوبی
روابط علمی و دانشگاهی جمهوری اسلامی ایران و جمهوری آفریقای جنوبی بخشی از شبکهٔ گستردهٔ همکاریهای فرهنگی و دیپلماتیک میان دو کشور است که در چارچوب سیاست جنوب–جنوب و راهبرد تبادل دانش و فناوری میان کشورهای مستقل تعریف میشود. هر دو کشور دارای نظامهای آموزش عالی پیشرفته در مناطق خود هستند و از دههٔ ۱۳۷۰ش (۱۹۹۰م) تاکنون، همکاریهای علمی میان دانشگاهها و مؤسسات تحقیقاتی آنها پیوسته رو به گسترش بوده است. نقطهٔ اشتراک راهبردی در روابط علمی دو کشور، تأکید بر «دانش برای توسعه» است. ایران در خاورمیانه و آفریقای جنوبی در قارهٔ آفریقا، هریک بهعنوان قطب علمی و فناوری منطقهای شناخته میشوند و تبادل تجربهٔ آموزشی و پژوهشی میان آنها، از اهداف پایدار سیاست خارجی علمی در هر دو کشور بهشمار میرود.
روابط علمی و فناوری ایران و آفریقای جنوبی
روابط علمی و فناورانهٔ جمهوری اسلامی ایران و جمهوری آفریقای جنوبی در دههٔ اخیر به یکی از محورهای کلیدی همکاریهای جنوب–جنوب تبدیل شده است. هر دو کشور از رهبران علمی و صنعتی در مناطق خود محسوب میشوند؛ ایران در خاورمیانه با زیرساختهای پیشرفته در انرژی، داروسازی و فناوریهای نو، و آفریقای جنوبی در آفریقا با اقتصاد صنعتی و شبکهٔ گستردهٔ شرکتهای فناور. این همکاری در راستای سیاست خارجی علمی و دیپلماسی فناوری محور بر پایهٔ استقلال و نوآوری شکل گرفته است. هدف اصلی این روابط، انتقال متقابل فناوری، توسعهٔ ظرفیتهای صنعتی، تجاریسازی نوآوریها و ایجاد شبکههای پایدار میان دانشگاه، صنعت و دولت در دو کشور است.
روابط فرهنگی ایران و آفریقای جنوبی
روابط فرهنگی ایران و آفریقای جنوبی بخشی بنیادین از مناسبات دوجانبه است که ریشه در همدلی تاریخی، اشتراک در ارزشهای انسانی و همگرایی در گفتمان عدالت، معنویت و آزادی دارد. هر دو کشور از پیشگامان جنبشهای ضداستعماری در قرن بیستم بودهاند و در دورهٔ پساآپارتاید و پس از پایان جنگ تحمیلی، بر محور همکاری جنوب–جنوب و تقویت گفتوگوی فرهنگی میان تمدنها حرکت کردهاند. از نخستین سالهای برقراری روابط دیپلماتیک رسمی در ۱۹۹۴ تا امروز، پیوندهای فرهنگی میان تهران و پرتوریا در حوزههای آموزش عالی، رسانه، ادبیات، هنر، دین، و مطالعات تمدنی گسترش یافته است. این روابط، نهفقط در سطح دولتها، بلکه از مسیر نهادهای مردمی، دانشگاهی و مذهبی نیز توسعه یافته و بخشی از سیاست قدرت نرم دو کشور در آفریقا و غرب آسیا را شکل داده است.
دیپلماسی فرهنگی آفریقای جنوبی
دیپلماسی فرهنگی در آفریقای جنوبی(South Africa’s Cultural Diplomacy) مجموعهای از سیاستها، برنامهها و اقدامات است که با استفاده از ابزارهای فرهنگی و هنری—از جمله زبان، آموزش، سینما، گردشگری، میراث، رسانه و ورزش—تصویر بینالمللی این کشور را شکل میدهد و به گسترش روابط و اعتماد میان ملتها کمک میکند. این سیاست از پایان نظام آپارتاید (Apartheid) در سال ۱۹۹۴ آغاز شد و هدف آن بازسازی جایگاه کشور در جهان، پس از دههها انزوا و تحریم، از مسیر فرهنگ و گفتوگو بود. پایهٔ نظری و اخلاقی این سیاست بر دو ستون استوار است: نخست، قدرت نرم (Soft Power) یعنی توان اثرگذاری از راه جذابیت و الگوگیری بهجای اجبار، و دوم، اوبونتو (Ubuntu) که در زبانهای بانتو به معنای «من هستم چون ما هستیم» است. اوبونتو، که در فلسفهٔ سیاسی و اجتماعی آفریقای جنوبی نقش محوری دارد، بر همبستگی انسانی، کرامت متقابل و وابستگی متقابل انسانها تأکید میکند و به سیاست خارجی کشور بُعدی اخلاقی و انسانی میبخشد. در این چارچوب، دیپلماسی فرهنگی تلاشی است برای تبدیل تجربهٔ تاریخیِ آشتی ملی، گذار صلحآمیز از تبعیض نژادی و ایجاد جامعهای متنوع به روایت فرهنگیِ ملموس برای مخاطبان داخلی و خارجی. این روایت با عنوان «ملت رنگینکمان» (Rainbow Nation) شناخته میشود و از طریق هنر، میراث، موسیقی، رسانه و آموزش بازنمایی میگردد. سیاست فرهنگی کشور در سطح خارجی میکوشد این تصویر را با تجربهٔ زیستهٔ واقعی همسو کند تا جذابیت فرهنگی به اعتماد، و اعتماد به همکاری تبدیل شود.
رسانه و دیپلماسی فرهنگی در آفریقای جنوبی
رسانه در آفریقای جنوبی، از زمان گذار سیاسی در ۱۹۹۴ تاکنون، یکی از ستونهای اصلی قدرت نرم و ابزار کلیدی دیپلماسی فرهنگی بوده است. ساختار چندزبانهٔ رسانههای ملی، توسعهٔ شبکههای خصوصی فراملی مانند MultiChoice / DStv، و نقش فعّال سازمان پخش آفریقای جنوبی (SABC) در نمایش تنوع فرهنگی و ترویج ارزشهای دموکراتیک، چهرهای تازه از کشور در سطح آفریقا و جهان ساختهاند. سیاست رسانهایِ پساآپارتاید نه فقط بر آزادی بیان، بلکه بر «نمایندگی عادلانهٔ همهٔ صداها» تکیه دارد و همین رویکرد، رسانه را به پلی میان جامعهٔ داخلی و جامعهٔ جهانی تبدیل کرده است. رسانههای تصویری و دیجیتال با ارائهٔ روایتهای متنوع از آفریقای جنوبیِ دموکراتیک، نقش مؤثری در شکلدهی تصویر برند ملی (Brand South Africa) و الگوسازی فرهنگی در آفریقا دارند. در عین حال، چالشهایی چون تمرکز مالکیت، نابرابری دیجیتال، و فشارهای تجاری بر محتوا، همچنان مانع از تحقق کامل «رسانهٔ عمومیِ چندفرهنگی» هستند.
دیپلماسی اقتصادی آفریقای جنوبی
دیپلماسی اقتصادی در سیاست خارجی آفریقای جنوبی، از دههٔ ۱۹۹۰ میلادی تا امروز، ابزاری برای بازتعریف جایگاه این کشور در نظام جهانی و تثبیت آن بهعنوان قدرتی منطقهای در آفریقا بوده است. پس از فروپاشی نظام آپارتاید و تشکیل دولت دموکراتیک به رهبری نلسون ماندلا (1994)، ژوهانسبورگ کوشید با تلفیق دو هدف متعارض—جبران نابرابری تاریخی داخلی و حضور فعال در اقتصاد جهانی—راهی نو در سیاست خارجی بگشاید. دیپلماسی اقتصادی در این چارچوب نه صرفاً ابزاری برای تجارت و سرمایهگذاری، بلکه راهبردی چندوجهی برای توسعه، مشروعیت سیاسی و نفوذ نرم در سطح منطقهای و بینالمللی تلقی میشود. با عضویت در گروه بیست (G20) و پیمان بریکس (BRICS)، آفریقای جنوبی نقش پلی میان شمال و جنوب جهانی را ایفا میکند. این کشور که بیش از ۳۰ درصد تولید ناخالص داخلی قارهٔ آفریقا را در اختیار دارد، از طریق شبکهٔ گستردهای از نهادهای اقتصادی، صنعتی و مالی، توانسته است نفوذ خود را در قاره تثبیت کرده و در تصمیمسازیهای کلان اقتصادی جهان نیز مشارکت مؤثر داشته باشد.
دیپلماسی سیاسی و امنیتی آفریقای جنوبی
دیپلماسی سیاسی و امنیتی آفریقای جنوبی ستون اصلی سیاست خارجی این کشور از زمان گذار تاریخی به دموکراسی در سال ۱۹۹۴ تاکنون بهشمار میرود. هدف کلان آن تثبیت جایگاه ژوهانسبورگ بهعنوان میانجی صلح، قدرت نرمِ منطقهای و مدافع چندجانبهگرایی در آفریقا و نظام بینالملل است. پس از پایان نظام آپارتاید، رهبران جدید—بهویژه نلسون ماندلا و تابو امبکی—تلاش کردند چهرهٔ کشور را از «دولت تبعیضنژادی» به «قدرت صلحساز» تغییر دهند. این تحول، بستر شکلگیری سیاست خارجیای شد که بر اصول گفتوگو، عدالت، عدمهمسویی و حل مسالمتآمیز مناقشات استوار است. امروزه آفریقای جنوبی بهعنوان بازیگری کلیدی در معماری امنیتی قاره شناخته میشود. عضویت فعال در شورای صلح و امنیت اتحادیه آفریقا (AUPSC)، مشارکت در مأموریتهای صلحبان سازمان ملل و رهبری در چارچوب جامعهٔ توسعهٔ آفریقای جنوبی (SADC)، مؤلفههای اصلی این نقش بهشمار میروند.
قدرت نرم آفریقای جنوبی
قدرت نرم در روابط بینالملل به توانایی یک کشور برای تأثیرگذاری بر رفتار و نگرش دیگران از طریق جاذبه، اقناع و مشروعیت اشاره دارد، نه از راه اجبار یا تطمیع. در این معنا، یک دولت زمانی دارای قدرت نرم است که دیگران ارزشهایش را معتبر بدانند و سیاستهایش را از درون بپذیرند. آفریقای جنوبی پس از پایان نظام آپارتاید در ۱۹۹۴، بازسازی چهرهٔ بینالمللی خود را نه با تکیه بر قدرت نظامی یا اقتصادی، بلکه با اتکا به ظرفیتهای فرهنگی، اخلاقی و هنجاری آغاز کرد. محور این بازسازی دو ایدهٔ مکمل است: نخست، فلسفهٔ اوبونتو (Ubuntu) بهعنوان مبنای اخلاقیِ سیاست خارجی، و دوم، روایتِ آشتی و تنوعِ پساآپارتاید که در قالب ملت رنگینکمان (Rainbow Nation) شناخته میشود. بر اساس این رویکرد، قدرت نرم آفریقای جنوبی (South Africa’s Soft Power) در تلاش است تا تجربهٔ تاریخیِ گذار مسالمتآمیز را به الگویی برای تعامل انسانی و همکاری منطقهای تبدیل کند. در واقع، تصویر خارجی کشور نهفقط بر پایهٔ ظرفیتهای مادی، بلکه بر اساس توانایی آن در ایجاد اعتماد و همدلی شکل میگیرد. این نوع از قدرت، زمانی مؤثر است که ارزشهای اعلامی با رفتار واقعیِ دولت همخوان باشند و مخاطبان خارجی، کشور را بهعنوان بازیگری با اعتبار اخلاقی و نیت خیر بشناسند.
ایرانیان مقیم آفریقای جنوبی
ایرانیان مقیم آفریقای جنوبی کوچکترین اما فعالترین دیاسپورای ایرانی در قارهٔ آفریقا بهشمار میروند. بنا بر گزارش رسمی وزارت امور خارجه (۱۴۰۲)، حدود دوهزاروچهارصد نفر از شهروندان ایرانی در این کشور زندگی میکنند. تمرکز جمعیتی آنها در شهرهای ژوهانسبورگ، پرتوریا، کیپتاون و دوربان است. این جامعه در دهههای اخیر با حفظ هویت ایرانیـاسلامی خود، در معرفی مؤلفههای فرهنگی ایران در کشور میزبان نقشآفرین بوده و از سوی محافل علمی به عنوان نمونهای از یک «دیاسپورای اخلاقی» (Ethical Diaspora) معرفی شده است.
نهادهای ایرانی فعال در آفریقای جنوبی
نهادهای ایرانیِ فعال در آفریقای جنوبی به مجموعهای از تشکلهای فرهنگی، اجتماعی و همیارانه اطلاق میشود که با هدف حفظ و بازتولید سرمایهٔ هویتی و زبانیِ جامعهٔ ایرانیان مقیم این کشور، و نیز تقویت پیوندهای مردمی، دانشگاهی و فرهنگی میان ایران و آفریقای جنوبی فعالیت میکنند. مهمترین صورتبندیهای نهادیِ این حضور، انجمن دوستی ایران و آفریقای جنوبی (Iran–South Africa Friendship Association) و کانون ایرانیان مقیم آفریقای جنوبی (Iranian Association of South Africa – IASA) است. این دو نهاد، در کنار رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در پرتوریا، سهضلعی اصلی شبکهٔ تعاملات فرهنگی و اجتماعی ایرانیان مقیم آفریقای جنوبی را میسازند. این شبکه در عمل در حوزههایی چون برگزاری آیینهای جمعی (نوروز، یلدا، مناسک مذهبی)، آموزش و تداوم زبان فارسی برای نسلهای دوم و سوم، سازماندهی نشستهای ادبی و فرهنگی دوزبانه (فارسی/انگلیسی)، ایجاد پیوندهای دانشگاهی و هنری، و تسهیل دسترسی جامعهٔ ایرانیان مقیم به نهادهای رسمی عمل میکند. بر پایهٔ دادههای ثبتی موجود تا سال ۱۴۰۳، این شبکه در گفتمان رسمی خود عمدتاً بهعنوان یک شبکهٔ «مردمی و جامعهمحور» معرفی میشود، اما در عمل با نمایندگیهای رسمی جمهوری اسلامی ایران در آفریقای جنوبی (از جمله سفارت و رایزنی فرهنگی) همآهنگ است و در برخی برنامهها بهصورت مشترک عمل میکند.
نیز نگاه کنید به
روسیه در یک نگاه؛ کانادا در یک نگاه؛ کوبا در یک نگاه؛ تونس در یک نگاه؛ مصر در یک نگاه؛ لبنان در یک نگاه؛ ژاپن در یک نگاه؛ سنگال در یک نگاه؛ تایلند در یک نگاه؛ آرژانتین در یک نگاه؛ فرانسه در یک نگاه؛ اسپانیا در یک نگاه؛ مالی در یک نگاه؛ ساحل عاج در یک نگاه، سودان در یک نگاه؛ اردن در یک نگاه؛ قطر در یک نگاه؛ سیرالئون در یک نگاه؛ اتیوپی در یک نگاه؛ سوریه در یک نگاه؛ اوکراین در یک نگاه
گردآورنده
آتنا حمیدیان