جامعه و نظام اجتماعی قطر: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
خط ۳: | خط ۳: | ||
محصولات صادراتی این کشور شامل گاز مایع، محصولات پتروشیمی، کود و فولاد است. محصولات وارداتی این کشور شامل ماشینآلات و تجهیزات حمل و نقل، مواد غذایی و مواد شیمیایی است. | محصولات صادراتی این کشور شامل گاز مایع، محصولات پتروشیمی، کود و فولاد است. محصولات وارداتی این کشور شامل ماشینآلات و تجهیزات حمل و نقل، مواد غذایی و مواد شیمیایی است. | ||
[[پرونده:ملت قطر.jpg|بندانگشتی|312x312پیکسل| | [[پرونده:ملت قطر.jpg|بندانگشتی|312x312پیکسل|مردم قطر https://menafn.com/1102972319/Qatars-population-sees-675-rise-from-2010-to-2020-census]] | ||
=== اقوام تشکیل دهنده هویت ملی === | === اقوام تشکیل دهنده هویت ملی === |
نسخهٔ ۱۳ ژوئیهٔ ۲۰۲۴، ساعت ۱۳:۵۰
منبع درآمد ارزی کشور، صادرات نفت و گاز میباشد. قطر سومین کشور دارنده ذخایر گاز پس از روسیه و ایران است. اقتصاد قطر یک اقتصاد کاملاً وابسته به نفت محسوب میشود اگر چه این کشور درآمدهای دیگر نظیر گردشگری دارد. و ذخیره گازیاش، برای ۲۰۰ سال آینده کافی تخمین زده شده است. قطر به علت پیش دستی در بهره برداری از منطقه گازی پارس جنوبی، توانستهاست بیش از ایران از این میدان گازی مشترک، گاز طبیعی استخراج کند و به رشد سریع اقتصادی دست یابد. در حالی که این کشور رشد نزدیک به ۲۰% را تجربه میکند. همچنین برگزاری جام جهانی ۲۰۲۲ فرصتی طلایی برای اقتصاد این کشور خواهد بود. قطر عضو سازمان کشورهای صادر کننده نفت، اوپک است.
محصولات صادراتی این کشور شامل گاز مایع، محصولات پتروشیمی، کود و فولاد است. محصولات وارداتی این کشور شامل ماشینآلات و تجهیزات حمل و نقل، مواد غذایی و مواد شیمیایی است.
اقوام تشکیل دهنده هویت ملی
نسبهای قبایل قطری و گروهها و مجموعههایی كه در سرزمین قطر سكونت دارند به قرار ذیل قابل تقسیمبندی است.
- قبیله آل ثانی (خانواده حاكم بر قطر): نسب آل ثانی به عمر بن معضاد التمیمی میرسد. آل ثانی از بنی تمیم المعاضید هستند. المعاضید از یمامه به نجد هجرت كردند و در قطر سكونت گزیدند. جد قبیله المعاضید، معضاد از قبیله بنی تمیم میباشد و قبایل زیر از آن سرچشمه میگیرند. الثانی، الابراهیم، البادی، الغانم، المحاشد كه همگی به المعاضید از بنی تمیم بر میگردند.
- قبیله البوكواره: (الكواری) كه اغلب آنان به المشارفه برمیگردند، منتسب به بنی تمیم میباشند. عموزادههای قبیله المعاضید هستند و قبایل زیراز آن منشعب میشود:
آل شیخ كه شیخهای قبیله البوكواره هستند، المطاوعه، الكلیب، الجهام، الربیعه، الهدیفی، الزامل، الطوار، البوجاسم، البكر.
- قبیله المسلم: مقر اصلی آنان در الحویل در شمال قطر بوده است و الحمید از بنی خالد از ایشان میباشند.
- قبیله المنانعه( المناعی): جد این قبیله مانع المثیب از آل علی از مسلم قبیله عنزه میباشد كه اقامتگاه آنان ابوظلوف و الدوحه بوده است.(لازم به ذكر است كه بسیاری میگویند نسب منانعه به بنی تمیم بر میگردد) شعبههای قبیله المنانعه عبارت است از:
الحمد، السالم، البدید، البن هندی، البن عجمی، الخلف، النجم، الابراهیم، الشاعر، العطیه، آل رمل، آل شبیب
- قبیله الساده: منتسب به سید احمد بن كاسب الرفاعی است كه از سادات هستند و اقامتگاه آنان در شهر الرویس است.
- آل مهانده: كه مفرد آن (المهندی) میباشد. كه از یك پیمان سیاسی قبیلهای در منطقه الخور بوجود آمد. المهانده گروهی از قبایل هستند كه در سایه پیمان با المهندی متحد شدند و اغلب آنان منتسب به بنیهاجر میباشند. قبایل تحت پیمان عبارتند از:
آل ابراهیم از بنیهاجر هستند و در الخور سكونت دارند.
المحمیضات:كه از المریخات هستند و در الخور سكونت دارند.
الحمیدات: منتسب به بنی خالد هستند و محل سكونت آنان در تنبك و الخور میباشد.( با علم به اینكه بعضی از آنان وارد پیمان فوق الذكر شدند و بعضی از آنان نشدند و برای خود مستقل هستند)
المسند: كه منتسب به بنیهاجر میباشند و اقامتگاه آنان در الخور میباشد(از شیوخ المهانده هستند)
آل بن علی: منتسب به بنی تمیم هستند و محل سكونتشان الخور و بعضی از مناطق دوحه میباشد.
الفشاشه: از السهول هستند و محل اقامتشان در الخور میباشد.
الحسن: از بنیهاجر میباشند و محل سكونتشان در الذخیره میباشد.
المریخات: كه از مطیر میباشند.
البن: كه برخی از آنان منتسب به السهول هستند و برخی دیگر به داییهایی خود الدواسر منتسب میشوند.
العرابید: منتسب به بنیهاجر هستند.
المطوی
الشفیری: منتسب به بنیهاجر هستند.
البن مطر: منتسب به بنی تمیم هستند.
و بسیاری خانوادهها هستند كه از طریق سببی (ازدواج) داخل در قبیله المهانده شده اند از جمله
جولوه المهندی،الهیل المهندی، عبدالجبار المهندی كه هر سه قبیله از عربهای مناطق جنوبی ایران هستند.
- آل اسلطه (سلیطی): منتسب به بنی تمیم میباشند كه ساكن شهر دوحه هستند.
شعبههای این قبیله عبارت است از:
النصر، الفضاله، الشاعر، الحجی (الحیی)
- قبیله النعیمی: قبیله نعیم یكی از بزرگترین قبایل عربی با نفوذ در ساحل شرقی شبه جزیره عربی میباشد كه به ( الازد) از(كهلان) منشعب از (قحطان) منتهی میشود. قبیله نعیم دو بخش اصلی دارد:
آل بوخریبان
البوشامس
از تعیمیهای موجود در قطر میتوان اسامی زیر را نام برد: الجفافله، الجبر، الفهد، الرمزان، المهنا، البرغش، المزایده، الهولی، الخلوی، الحیی، الحمده، الهندی، السواوره، الجمعان، الفرحان و الهجن
- قبیله البورمیح (رمیحی) اصالتاً از قبیله الشمر هستند كه 300 سال پیش به قطر كوچ كرده اند و در منطقه ام الماء در شمال قطر سكونت گزیدند و آنان بودند كه نام غزه را در قطر پدید آوردند.
- قبیله لكبسه ( كبیسی): قبیله ای عربی است كه منتسب به حارث از غلامان قحطان میباشد و در شمال قطر سكونت دارند. شعب قبیل الكبسه عبارت است از: آل بوجمیز، ال سلوم، آل رایق، آل صمخان، آل عجاج، آل عایشه، آل عید، لنفحه
- قبیله الخلیفات (خلیفی): از غلامان قحطان هستند
- قبیله النجاده: كه منشعب میشود به: الغانم ( با الغانم المعاضید فرق دارند) الختلان، الخرعان، العتیق، البلم، بوحدود، الحرقان، الموسی، بوجلوف، المانع، الدرهم و برخی دیگر كه به آنان النجاده گفته میشود كه از نجد آمده اند.
- قبیله المریخات ( مریخی): كه از قبیله مطیر منشعب شده اند و در روضه راشد سكونت دارند و بعضی از آنان وارد تیره المهانده شده اند.
- قبیله آل جاسم ( الجاسم): قبیله ای است عربی كه نسب آنان به مضر بنی تمیم كه در عربستان سعودی است میرسد و اولین گروه آنان كه حوالی سال 1907 در قطر سكونت گزیدند( بن محسن بودند) و رهبر آنان محسن خلیفه است شعب قبیله آل جاسم عبارت است از: بن محسن، آل مرثی، آل یاف، آل خالد، آل مره(المری) كه از قبیله یام میباشند و اولین گروه از آنان كه قطر سكونت گریدند العذبه و برخی از البریده برخی شعب البحیح میباشد.
- قبیله بنیهاجر (هاجری) از اشراف قحطان میباشند و رهبری آنان در قطر به عهده خلیل آل شهوان بوده است اما رهبری كل بنیهاجر بطور عموم بر عهده بنی شافی بوده است.
قبایل منشعب از آن عبارت است از: آل شافی، آل شهوانی، آل خیارین، الفهید، المسافره، كه بسیاری از این قبایل ساكن قطر شده اند.
- قبیله العجی: مفرد آن عجی و جمع آن عجوان میباشد و این اسم در بسیاری از قبایل عربی شایع است. مانند: آل عجی از آل فهر كه از غلامان قحطان میباشند. آل عجی از بنی مسروح حرب، آل عجی از الزمیل از سنجاره شمر، آل العجی فرزند عبدالله از قبیله یام، آل العجی از خفاجه، آل العجی از آل ابو عوجا العصیمات حاشد. آل عجی اسمی است كه در قبایل مارب ارحب و عبیده نیز موجود میباشد. آل عجی قطر از نسل سعید ابوعوجا العصیمی از عصیات حاشد از الهمدان هستند و آنان و بیت الحمر از یك ریشه هستند و اواخر دهه بیست میلادی در قطر سكونت دارند و شیوخ جنوب شبه جزیره عربی هستند و نسب آنان بسیار بزرگ است و به قحطان برمیگردند. رؤسای آنان عبارتند از: شیخ عبد الله ناجی عبدالله العجی، شیخ نجیب عبدالله ناجی العجی، شیخ محمد عباد ضیف الله العجی، شیخ عبد الوالی حسین علی العجی و شیخ سنان بن عبدالوالی العجی آل العجی به شعبههای ذیل تقسیم میشود:
آل عبدالله سعید كه خود عبارتند از: آل علی عبدالله آل احمد عبدالله (آل دباشی) آل محمد عبدالله و آل حسین عبدالله
آل ناصر سعید كه الازوح از آنان هستند
آل عمر سعید كه عبارتند از الجعونی
آل صالح سعید كه عبارتند از البعیری
عموزادههای آل العجی عبارتند از: آل عوض سعید و آل علی سعید
و شیخ آنان شیخ ناصر علی العجی میباشد
از جنوب شبه جزیره عربی به دولتهای خلیج فارس آمدند و آنجا را به عنوان موطن خود قرار دادند و تعداد بسیاری از آنان در دولت قطر و بحرین و امارات و عربستان سعودی هستند و ریشه آنان به جنوب شبه جزیره عربی بر میگردد و اصالتاً یمنی هستند
- قبیله الدواسر (دوسری) به دو شاخه لادزاید و التغالبه تقسیم میشوند و این دو گروه از قدیم ترین مردمان قبیله دواسر هستند كه در قطر سكونت دارند
زیر شاخههای الدوسری عبارت است از: آل ضابت، آل زابن، آل دایل، آل بوزویر، العمامره (العماری)
- قبیله البوعینین: اینان بودند كه شهر دوحه را بنا كردند و در حال حاضر در شهر الوكره سكونت دارند و نام عینین مشتق شده از نام موطن قدیم آنان است كه امروزه الجبیل نام دارد. از قبیله بنی تمیم میباشند كه با الصبیح از بنی خالد (الخاطر) پیمان بستند و این پیمان باعث ازدواج فیما بین آنان شد. این قبیله به سه شاخه تقسیم میشود: النواصر، آل علی و آل محمد
- قبیله بنی یافع (یافعی): ریشه آنان به جنوب شبه جزیره عربستان و به بنی یافع بن قاول از قحطان برمیگردند. زیر مجموعه آنان عبارت است از: الیزیدی، الكلدی، السعدی، الیهری و در الریان و الوكره زندگی میكنند
- قبیله السودان ( سویدی) كه منتسب به بنی كنده هستند. اینان بودند كه منطقه البدع را در شهر دوحه تأسیس كردند و از مهمترین فروع قبیله بنی یاس میباشند
- قبیله القبیسات (قبیسی) از قبیله بنی یاس هستند و در گذشته در العدید سكونت داشتند و سپس به وكره منتقل شدند
- قبیله الحمیدات( حمیدی): از بنی خالد هستند و در شمال قطر در منطقه صنع الحمیدی سكونت دارند و اغلب فرزندان این قبیله تحت پیمان المهانده در آمدند
- قبیله المزاریع ( المزروعی): منتسب به بنی یاس و ساكن و كره هستند
- قبیله الكعبان ( كعبی) به بنی كعب منتسب میشوند و در شهر كعبان در شمال قطر سكونت دارند و ریشه آنان به كعب بن عامر بن صعصه بن معاویه از العدنانیه به منطقه البریمی برمیگردند. آنان عمو زادههای قبیله كعب اهواز (عربهای فارس) هستند زیر شاخههای آنها عبارتند از:
الفضل، الشاوی، العجلان، البطی، الهندی، السریع، الغزوان، الفارس، الدیه، الشریان، المنصور، المنیف
- قبیله السبیعی: مفرد آن كلمه سبیعی میباشد كه به سبیع بن جعده بن عامر بن كعب بن ربیعه بن عامر بن صعصعه بن معاویه العدنانیه بر میگردد
زیر شاخه آنها عبارت است از: آل تركی، آل ثواب، آل بوبشیت( گفته میشود آنان از السبیع نیستند بلكه از الاحساء از قبیله الدواسر میباشند) آل فیاحین(الفیحانی)
- قبیله الموالك(مالكی): نسب آنان به بنی مالك از جهینه از قضاعه بر میگردد و در منطقه موالك در الریان زندگی میكنند بن نصر از آنان میباشند
- قبیله البنعلی: كه الهنمی از آنان میباشند اصل آنان از بنی سلیم است و از قدیمی ترین مردمانی هستند كه در قطر سكونت كردند فرزندان پیمان العتوب میباشند و نیز گفته میشود كه اینان عموزادههای آل صباح و آل خلیفه آل جلاهمه هستند
- قبیله المضاحكه: مفرد آن مضیحكی است گویا از نسل ضحاك بن قیس پادشاه عرب قبل از اسلام میباشند ولی نسب آنان به بنیهاجر میرسد
- الهوله: به افرادی گفته میشود كه از شبه جزیره عربستان به كشور ایران كوچ كرده اند الهوله قبیله نیستند اما مجموعه ای از قبایل هستند و این تنها یك لقب است كه بعضی از آنان این لقب را بعنوان اسمی برای خود انتخاب نموده است بر خلاف بحرین كه معتقدند هر سنی مذهبی كه از فارس بیاید هولی محسوب میشود
در قطر این اعتقاد نیست. آل فخرو(الدرویش، آل عثمان، آل خال، آل عبیدان، آل نعمه، آل راشد آل حسن و آل محمود از عربهای الهوله موجود در قطر هستند كه نسب آنان به بنی تمیم برمیگردد
- آل عبیدان(المفتاح، الجیده، الدرویش، الجابر، الجفیری، المالكی) كه اصالتاً منتسب به بنی تمیم و بنا به گفته برخی دیگر بنی كعب هستند
- الجابر: كه از آنان میتوان اسامی ذیل را نام برد: احمد بن یوسف الجابر شاعر متولد 1903 و ناخدا جابربن محمد جبر آل جابر متولد1880
- آل حمادی ( بنی حماد) از قحطان
- آل عبیدلی( العبدله) از الشمر
- آل حرمی( بنی حرم)
- الانصاری( الانصار) از مدینه كه شیخ عبدالله انصاری از آنان است و نسب برخی نیز به الجبور بر میگردد مانند سالم بن حسن الانصاری كه آنان نیز متفاوت از انصاری عماددهی هستند
الهوله برخلاف عجمها در میان خود تنها با زبان عربی فصیح صحبت میكنند
- العجم: آنان سنی مذهب هستند و اصالتاً هم عرب نیستند در اواسط دهه 50 و برخی از آنان در اواخر دهه شصت میلادی(1970) به قطر آمدند گروه كمی هم اوایل سال1900 به قطر آمده اند آنها نسبت كوچكی از بزرگترین قبایل عجمی در قطر هستند كه عبارتند از:
العمادی( عماددهی منتسب به روستای عماد ده در ایران هستند) كه غیر عرب یعنی عجم هستند
الاصمخ( از قدیم ترین گروه الاعمادیه هستند)
معرفیه، زینل، دربستی، صدیقی و انصاری از عجم بوده و جمعی از اعیان قطر از آنها هستند
شیعیان
به دو قسمت تقسیم میشوند:
گروه اول بحارنه: نامی است كه تقریباً همه شیعیان در بحرین، احساء، قطیف و قطر به آن وابسته اند همه بحارنه شیعه هستند ثروتمندان شیعه مشغول تجارت و فقرای آنان به كشاورزی اشتغال دارند ریشه بحارنه به قبایل عربی باسابقه مانند قبیله بنی ربیع باز میگردد كه اصالتا به عدنان و قحطان باز میگردند زبان اصلی آنها عربی است اولین افرادی هستند كه در بحرین سكونت گزیدند خانوادههای بحرانی موجود در قطر عبارتند از: الماجد، الصایغ، الصفار، الخزاعی، الحیدر
گروه دوم شیعیان عجم هستند (غیر عرب)
عجم شیعه اصالتاً ایرانی و بلوچی هستند و با عجم سنی فرق دارند و از آنان میتوان اسامی زیر را نام برد
الفردان، بوكشیشه، اشكنانی، كربون، ملا وزینل
نهاد خانواده
شرایط جامعه قطری بین دو وضعیت سنتی و مدرن در تلاطم قرار دارد و وضعیت فرهنگ و تربیت و آموزش در روند گذار از سنت به مدرنیته قرار دارد.
قوانین مربوط به خانواده
1) خانواده در قانون اساسی قطر
فصل دوم از قانون اساسی قطر به «امور بنیادین و زیرساختهای جامعه» اختصاص دارد. بر اساس اصول هیجدهم تا بیست و پنجم مندرج در این فصل از قانون اساسی قطر تاكید شده است:
«جامعه قطر بر اساس اصول عدل و احسان، آزادی و مساوات و مكارم اخلاق استوار میباشد.»
«دولت، ضمن پاسداری از اصول جامعه امنیت، ثبات و فرصتهای مساوی را برای هموطنان فراهم میآورد.»
«دولت در راستای تقویت و تحكیم روح وحدت ملی،همبستگی و برادری بین تمامی هموطنان، تلاش مینماید.»
«خانواده، نهاد اصلی جامعه و بر مبنای اصول و ارزشهای دینی، اخلاقی و عشق به میهن استوار میباشد.»
«قانون شیوههای چگونگی حمایت از آن را تنظیم ودر پرتو آن از كیان خانواده حمایت بعمل آورده، پیوندهای آن را تحكیم بخشیده و از مادران،كودكان وسالخوردگان حمایت بعمل میآورد.»
«دولت نسل جوان را مورد عنایت قرار میدهد و از وی در برابر هرگونه عوامل فساد محافظت نموده و از بهره كشی از آنان ممانعت بعمل میآورد و از آنان در برابر بی توجهیهای زشت جسمی، روحی و عقلی مراقبت مینماید و شرایط مناسب را در پرتو تربیت صحیح جهت پرورش استعدادهای آنان در زمینههای مختلف فراهم میآورد.»
«دولت به بهداشت عمومی اهتمام میورزد و وسایل پیشگیری ودرمان بیماریها وانواع بیماریهای واگیردار را براساس قانون فراهم مینماید.»
«دولت به علوم، ادبیات، هنر و میراث فرهنگ ملی عنایت داشته ودر حفظ و توسعه آن مساعدت مینماید و پژوهشهای علمی را مورد تشویق قرار میدهد.»
«آموزش، از زیر ساختهای اصلی توسعه و پیشرفت جامعه بشمار میرود و دولت آنرا مورد توجه و عنایت قـرار داده، و در جهـت توسعـه و گسترش آن تـلاش مـی نماید.»
2) نهادهای ذیربط امور خانواده، زنان و كودكان
در راستای تحقق و اجرای اصول قانون اساسی قطر و تحكیم بنیان خانواده در این كشور و بر اساس دستور امیر قطر به شماره 53 سال 1998 عالی ترین نهاد فعال در زمینه امور خانواده، زنان و كودكان در این كشور بنام «شورایعالی امور خانواده» به ریاست شیخه موزه بنت ناصر المسند شكل گرفت.
تشكیلات سازمانی و حوزه و تقویت فعالیت این نهاد متولی امور خانواده بر اساس دستور امیر به شماره 23 سال 2002 مشخص گردید كه بر اساس آن یك معاون رئیس با درجه وزیر برای این شورا انتخاب شد.
دیدگاه كلی شورایعالی امور خانواده بر اساس ایجاد و تحكیم و استقرار بنیان خانواده بر اساس فرهنگ و هویت عربی و اسلامی و پیگیری حقوق و مسئولیتهای آن و در راستای حمایت از سلامت روانی و جسمی خانواده و مشاركت فعال آن در ایجاد جامعـه ای پویا همراه با ثبات و رفاه تعریف شده است.
3) رسالت شورایعالی خانواده
پویایی و تقویت كانون و جایگاه خانواده از طریق مشاركت در روند قانون گذاری و پیشنهادهای قانونی جدید
پیشنهاد و طراحی برنامهها و طرحهایی برای توسعه و تقویت كانون خانواده
تقویت نقش موسسات ملی در ارائه خدمات اساسی در زمینههای اجتماعی و اقتصادی و آموزشی و بهداشتی و فرهنگی و رسانه ای و محیط زیستی برای افزایش سطح خدمات مطلوب در راستای طرحهای ملی و معیارهای بین المللی
تشویق ابتكارات و مشاركت ملی برای افزایش تلاشهای موسسات ذیربط برای بهبود جایگاه خانواده و حمایت از نقش آنها
4) اهداف شورایعالی خانواده
تقویت نقش خانواده در جامعه
حمایت از خانواده و تقویت روابط خانوادگی
بررسی مشكلات فراروی خانواده و ارائه راه حلهای مناسبت برای برطرف نمودن این موانع
تلاش برای تحقق اهداف مرتبط با امور خانواده بر اساس موازین بین المللی
تلاش برای تقویت توانایی زنان برای مشاركت در زندگی عمومی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و بهبود وضعیت عمومی زنان
نظارت بر روند حمایت و رسیدگی به امور معلولان و افراد با نیازهای خاص
هماهنگی بین فعالیت موسسات جامعه مدنی از یكسو و از سوی دیگر سازمانهای منطقه ای و بین المللی
بررسی مشكلات مرتبط با انحراف جوانان و پیشنهاد راه حلهایی مناسب با هماهنگی جهات ذیربط
5) ابزارها و شیوههای شورایعالی امور خانواده
شورایعالی امور خانواده در راستای انجام وظایف خود از ابزارها و شیوههای ذیل بهره میگیرد:
اجرای پیشنهادات و توصیههای ارائه شده از سوی كمیتههای تخصصی شورای عالی امور خانواده
كمیته امور معلولین و بیماریهای خاص، كمیته امور زن، كمیته كودك، كمیته سالمندان، كمیته جوانان، كمیته هماهنگی بین جمعیتها و سازمانهای خصوصی
هماهنگی و همكاری با كلیه دستگاههای دولتی
حمایت از مشاركت سازمانهای جامعه مدنی در برنامه ریزی و اجرا
تشویق امور داوطلبانه
تشویق مشاركت بخش خصوصی در برنامههای توسعه جامعه
مشاركت اشخاص حقیقی و حقوقی هدف در روند برنامه ریزی
6)تشكیلات سازمانی شورایعالی امور خانواده
تشكیلات سازمانی شورایعالی امور خانواده به ترتیب جایگاه شامل بخشهای رئیس و معاون و شواری ادری، دبیر كل، دفتر برنامه ریزی داخلی، دفتر توسعه سازمانی، دفتر مشاوره حقوقی، اداره امور مالی و اداری، اداره فناوری و خدمات اطلاعات، بخش رسانه ای و روابط عمومی، بخش هماهنگی و پیگیری، خدمات موارد انسانی، بخش مالی، بخش خدمات عمومی، دفتر موارد انسانی، انتشارات و آرشیو و خدمات مركز میباشد. همچنین كمیتههای مختلف امور معلولین و بیماریهای خاص، امور زنان، كودكان، سالمندان، جوانان و هماهنگی بین جمعیتها و سازمانهای خصوصی نیز در ادارات مختلف و مستقل تفكیك شده و فعالیت میكنند.
7) دستاوردهای شورایعالی امور خانواده
مهمترین برنامهها وطرحها وفعالیتهای شورایعالی امورخانواده عبارتند از:
تدوین استراتژی و تدوین سیاستها
تدوین استراتژی ملی برای پیشرفت زنان
تدوین استراتژی ملی كودكان (در دست تهیه)
تدوین استراتژی ملی سالمندان (در دست تهیه)
تدوین استراتژی ملی افراد با نیازمندیهای خاص و معلولین (در دست تهیه)
تدوین استراتژی ملی برای تحقیقات دانشگاهی در زمینه بیماریهای خاص (در دست تهیه)
طراحی برنامه ملی برای كودكان
تهیه استراتژی ملی برای بهبود خدمات پیشرفته برای افراد با بیماریهای خاص و معلولین
پیشنهادهای قانونی در زمینه حقوق كودكان، زنان و بیماران خاص و معلولین
تجدیدنظر در قوانین و مقررات در مورد احوال شخصیه، مجازاتها، مسكن خدمات مدنی، بیمه اجتماعی
شورایعالی امور خانواده همچنین طرحها و ابتكاراتی در در دست تهیه و اجرا دارد كه شامل جائزه ویژه جوانان، جائزه ادبیات كودكان، دیپلم افتخار كودكان مبتكر و تربیت ویژه، دفتر ملی كودك، ورزش كودكان، ورزش جوانان، مركز مشاوره، گسترش موافقت نامه حقوق كودك، طرح سبز قطر، ارائه گزارش توسعه بشری، ایجاد صندوقهای ازدواج، ایجاد پارلمان كودكان، اجرای برنامه آموزش دانشگاهی برای معلولین میباشد.
این شورا همچنین طرحهای مطالعات و تحقیقاتی را در ارتباط با مسائل مختلف مربوط به خانواده و زنان با همكاری مراكز تحقیقاتی و دانشگاهی در دست اجرا دارد. همچنین طرحهای را در ارتباط با سلامت روانی و جسمانی خانوادهها در خلال طرحها و ابتكارات و شعارهای خاص دنبال مینماید كه از جمله آنان در ارتباط حقوق كودكان و هوشیاری جوانان در ارتباط با سوانح رانندگی و كاهش تصادفات جاده ای و تشویق جوانان برای جذب به بازار كار در بخشهای خصوصی و دولتی و مشترك میباشد.
این موسسه همچنین اقدام به برگزاری دورههای آموزشی برای اعضای موسسات زیر مجموعه خود و سایر نهادها و سازمانها و خانوادههای آنها مینماید.
یكی از فعال ترین بخشهای فعالیت شورایعالی امور خانواده در قطر در زمینه برگزاری سیمنارها و همایشها و كنفرانسهای عمومی و تخصصی در سطح داخلی، منطقه ای و بین المللی میباشد كه میتواند به این موارد اشاره كرد: همایـش رسانـههای خلیج فارس در خصوص تلویزیون و حقوق كودك، همایش زن و سیاست و نقش آن در توسعه، سمینار علمی هفتم اتحادیه عرب حمایت از ناشنوایان، همایش نقش زن در اداره در منطقه خلیج فارس، همایش بیماریهای جسمی، همایش استراتژی خانواده عربی، سومین همایش امور سالمندان، همایش فرهنگ خلیج فارس برای بیماریهای خاص، همایش بین المللی خانواده در دوحه، همایش بین المللی حمایت از سالمندان در سایه تحولات معاصر در دوحه، همایش جوانان خلیج فارس و نقش آنها در آینده حركت دموكراسی در خلیج فارس و كنفرانس بین المللی بیماریهای خاص و معلولین و... این مركز همچنین در ارتباط با قراردادهای بین المللی و حقوق بشری فعالیت و همكاری مینماید.
موسسات جامعه مدنی
موسسات و سازمانهایی كه در زیر مجموعه شورایعالی امور خانواده تحت عنوان «موسسات جامعه مدنی» برای اجرای برنامههای این شورا تعریف شده وفعالیت میكنند، عبارتند از:
1) مركز كودكان نیازمندهای خاص موسوم به مركز «شفلح»
مركز تخصصی «شفلح» (Shaflah) برای كودكان معلول و نیازمندیهای خاص بر اساس نیازهای جامعه قطری و افزایش تعداد كودكان معلول و دارای نیازهای خاص – بویژه بدلیل محدودیت جامعه و ازدواجهای درون خانوادگی از سوی شیخه موزه همسر امیر قطر تشكیل شده است.
اهداف این مركز شامل افزایش خدمات تربیتی و آمادگی و اجتماعی و بهداشتی برای كودكان دارای نیازمندیهای خاص، ارائه خدمات حمایتی و مشورتی و راهنمایی فردی و گروهی خانوادگی به خانوادههای دارای كودكان نیازمندیهای خاص، مشاركت در هدایت جامعه برای تعامل با این كودكان و پذیرش و درك طبیعی ناتوانیهای آنها،، تربیت كادرهای ملی متخصص در این زمینه، تلاش برای ایجاد و گسترش قوانین و مقررات در تاكید بر ضرورت ایجاد فرصت خدمات تربیتی و آموزشی مناسب میباشد.
مركز شفلح خدمات تربیتی و آموزشی و آمادگی را به كودكان در سنین مختلف از زمان تولد تا هیجده سالگی ارائه میدهد كه شامل خدمات به بیماران ناتوانیهای عقلی و روانی در كلیه سطوح، ناتوانیهای جسمی و عقب ماندگی ذهنی است.
برنامهها و خدمات مركز شفلح نیز شامل حمایت از خانواده و آماده سازی جامعه، آموزش مدرس، برنامه همگانی، شواری حرفه ای و آماده سازی، خدمات آمادگی همیاری و خدمات تشخیص و برنامه ریزی میباشد.
2) موسسه قطری حمایت از ایتام
موسسه قطری حمایت از ایتام سازمانی خاص و مستقل در ارتباط با رسیدگی به امور كودكان یتیم است و مقر اصلی آن در دوحه قرار دارد. اهداف این موسسه حمایت از ایتام و ارائه خدمات برای زندگی سالم، حمایت از كودكانی مجهول الهویه، پیگیری امور ایتام در خانوادههایی كه مسئولیت آنها را پذیرفته اند، ایجاد فضای مناسب برای كودكان خانوادههای طلاق، معلول، زندانی و ناتوان و فقیر و مشاركت در فرهنگ سازی در جامعه برای حمایت از ایتام میباشد. خدمات این موسسه در دو بخش داخلی و خارجی تعریف شده است.
3) مركز مشاوره خانواده
مركز مشاوره خانواده با هدف ارائه مشورت و راهنمایی به جوانان و همچنین زوجهای جوان شكل گرفته است كه فعالیتهای آن به صورت رایگان و با شیوههای نوین علمی و به صورت حضور و تلفنی صورت میگیرد.
اهداف مركز شامل تعریف ازدواج و اهمیت و ابعاد شرعی، قانونی و اجتماعی آن، حمایت خانوادگی و بهداشتی از زوجهای جوان، ترویج اصول و شوابط شرعی و قانونی در جهت ثبات كانون خانواده، برطرف كردن مشكلات و موانع در مسیر ازدواج، حمایت جوانان در خصوص اخلاف فردی و اجتماعی در مقابل انحرافات، برسری مشكلات زندگی مشترك و ریشه یابی و یافتن راههای برای حل این مشكلات، كاهش تنس و نگرانی و خصومت به زوجها، آشنانی زوجین با حقوق و وظایفق قانونی خود، تشریح تبعات سلبی طلاق بر جامعه، آشنایی زوجین به حقوق و وظایف خود در صورت طلاق، ارائه مشورتهای شرعی، اجتماعی، قانونی و روانشناسی، هماهنگی با جهات ذیربط برای برگزاری همایشها و سمینارها و انتشار مجلاتی در خصوص حمایت از خانواده و... میباشد.
4) مركز فرهنگی كودک
مركز فرهنگی كودكان سازمانی خاص و مستقل است. این مركز مسئولیت پیگیری تربیت صحیح كودكان در مراحل مختلف زندگی و رشد اجتماعی، برنامه ریزی برای مادران از جنبه فرهنگی و اجتماعی و مادی برای تربیت فرزندان، آموزش و كسب مهارتها تربیتی و فرهنگی برای تقویت فرهنگ حمایت از كودكان در بین مادران، جلوگیری از آموزش و تربیت غلیط، شناسایی مشكلات روانشناسی و تربیتی و اجتماعی فراروی كودكان، آموزش زوجهای جوان و مادران در دوره قبل از تولد كودكان، آموزش مهارتهای آموزشی برای حرف آموزی و تواناییها و خلاقیتهای جسمانی و فكری، شناسایی شیوههای جدید آموزش كودكان و هماهنگی با سازمانهای منطقه ای و بین المللی در زمینه حقوق كودكان و مادران را دنبال مینماید.
این مركز در راستای تحقق اهداف خود اقدام به ایجاد ارتباط با نهادهای داخلی و خارجی، فرهنگ سازی تربیت كودكان و ارائه مشورتهای لازم، برگزاری همایشها و سمینارهایی مرتباط با امور كودكان میكند.
5) موسسه قطری حمایت از كودكان و زنان
اهداف موسسه حمایت از كودكان و زنان در راستای حمایت از زنان و كودكان از رفتارهای انحرافی در خانه و جامعه و تلاش برای برطرف كردن مشكلاتی ناشی از این رفتارها، ایجاد زمینه قانونی در زمینه حقوق كودكان و زنان و حمایت اجتماعی از ایشان، حمایت از حقوق بشری و انون اساسی و دفاع از آنها، تضمین عدم تبعیض علیه زنان در حقوق و وظایف زندگی انسانی و اقتصادی و اجتماعی و سیاسی و اداری، تضمین تطبیق و پگیری موافقتنامههای بین المللی و عربی و منطقه ای در ارتباط با حقوق كودكان و زنان. ایجاد زمینه اجتماعی برای توجه و اجرای عملی حقوق زنان و كودكان، ایجاد زمینههای قانونی برای جلوگیری و توقف نقض حقـوق زنان و كودكـان با هماهنگـی جهات ذیربط میباشد.
6) موسسه قطری حمایت از سالمندان
موسسه حمایت از سالمندان در راستای اهداف ذیل فعالیت میكند:
حمایت از سالمندان بدون خانواده یا متعلق به خانوادههای نیازمند
ارائه خدمات و حمایت از سالمندان در خانه و در بین خانوادههایشان
تشویق خانوادهها برای سرپرستی سالمندان
حمایت از سالمندان در مقابل مشكلات ناشی از افزایش سن و نحوه تعامل با شرایط سالمندی
تلاش برای فراهم كردن زمینه تعامل جامعه با سالمندان بر حسب امكانات و تواناییهای آنها
هماهنگی و همكاری با مراكز ذیربط داخلی و خارجی در زمینه فعالیتهای سالمندان
فرهنگ سازی در بین خانوادهها با ارائه مشورتهای روانشناسی
برگزاری همایش و سمینار و كنفرانس در این ارتباط
انتشار مجلات و توصیههایی در ارتباط با اهداف موسسه
7) مركز پزشكی و تحقیقاتی السدره
مركز پزشكی و تحقیقاتی السدره مجهز به جدیدترین فناوری پزشكی با هدف امور طبی و تحقیقاتی و آموزشی و انجام معالجات پزشكی شكل گرفته است.
این مركز جزئی از طرح شهرك آموزشی قطر است و در طرحها و تحقیقات آن موارد از جمله بررسی مسائل مرتبط با پزشكی زنان و امراض فلبی و بیماریهای مربوط به نوزادان و مادران قرار دارد.
مركز السدره با هزینه ای بالغ بر 9/7 میلیارد ریال بعنوان یكی از پرهزینه ترین مراكز پزشكی در قطر تاسیس شده است و مجموعههای پزشكی در زیر مجموعه این مركز در خصوص بیماریهای زنان و كودكان تاسیس گردیده است.
8) مركز توسعه اجتماعی
مركز توسعه اجتماعی سازمانی است غیرانتفاعی كه تحت اشراف همسر امیر قطر بعنوان بخشی از موسسه قطر شكل گرفته است و به رفع نیازهای همه آحاد و بخشهای جامعه بویژه در ارتباط خاص با زنان نیازمند میپردازد.
این مركز همچنین در جهت تقویت خانواده و تحقیقات در ارتباط با نقش زنان در قطر و افزایش توان اقتصادی از طریق برگزاری دورههای آموزش فنی حرفه ای و استقلال و درآمدزیایی اقتصادی تلاش مینماید.
تاكنون با حمایت مركز توسعه اجتماعی بسیاری از زنان قطری موفق به ایجاد مراكز تجاری و صنایع دستی و هنری و همچنین جذب زنان در شركتهای خصوصی تجاری شده اند. در راستای این طرح بسیاری از زنان قادرند تا تولیدات دستی خود را در منزل تهیه و برای فروش در اختیار این مركز قرار میدهند.
وضعیت زنان
بررسی وضعیت امور خانواده ؛ زنان و كودكان و موسسات جامعه مدنی مرتبط با آن در كشور قطر نیازمند توجه به چند نكته اساسی ضروری است:
نظام حاكمیتی پادشاهی در امیر نشین قطر موجب شده تا كلیه امور اجتماعی همه سازمانهای و نهادهای فعال در زمینه امور زنان و كودكان بطور مستقیم تحت مدیریت، نظارت و حمایت دولت قطر قرار داشته باشد.
نهادها و سازمانهای فعال در زمینه امور زنان و كودكان بسیار نوپا هستند و بعد از به قدرت رسیدن شیخ حمد بن خلیفه امیر قطر، شیخه موزا بنت ناصر المسند بطور كلی امور مربوط به آموزش و خانواده اعم از زنان و كودكان را در این كشور تحت اشراف خود قرار داده است.
از رویدادهای مهم سال 1999، شرکت زنان در انتخابات شورای شهر برای نخستین بار در این کشور بود.
آسیب شناسی اجتماعی
گسترش جامعهی مدنی و تغییر چهرهی شهر
ترویج و گسترش خزندهی فرهنگ غربی و شهرنشینی، تغییر بافتهای قدیم مسکونی از سنتی به برج نشینی، ایجاد تهسیلات لازم برای مسافرتهای مردم به کشورهای مختلف جهان، از متغیرهایی است که برای تغییر تدریجی فرهنگ مردم، برنامه ریزی شده است.
آزادی اتباع خارجی مقیم این کشور برای حضور در اماکن مختلف عمومی با فرهنگهای خاص خود، از جمله نوع پوشش خانمها و آقایان که با آداب و رسوم مردم بومی نامتجانس است، از دیگر شرایطی است که در برابر فرهنگ سنتی فراهم آمده است.
ایجاد رستورانها و هتلهای زنجیرهای خارجی دارای برندهای بینالمللی در گوشه و کنار شهر، تأسیس پاساژها و مراکز بزرگ و زیبای خرید، ارائهی مشروبات الکلی در هتلهای بزرگ و برنامههای شبانهی رقص و اجرای انواع موسیقی در هتلها و دیگر مکانها، از جمله امکاناتی است که به نوبهی خود توانسته است در فرهنگ پذیری مردم، به ویژه جوانان، تأثیر قابل توجهی برجای بگذارد؛ بنابراین با مطالعهای در اوضاع و احوال گذشتهی نه چندان دور کشورهای عربی حوزهی خلیج فارس، به این نتیجه میرسیم که حاکمان این کشورها در دورههای مختلف حاکمیت خویش، براساس سنت دیرینهی نیاکان خود؛ اما آمیخته با اندکی نوگرایی منطبق با متغیرهای زمانه، زمام امور را در دست داشتهاند. این حاکمان در روند و فرایند طبیعی امور، جای خود را خواسته یا ناخواسته به کسانی دادهاند که گرچه منسوب به خانواده یا قبیلهی خویش هستند؛ اما از نسل جدیدی بودهاند که به پوست اندازی بیشتری در سیاست مملکت داری و ادارهی امور مردم معتقد بودهاند.
با مطالعهی گذشتهی این کشورها، هربار که حاکم جدیدی زمام امور را در دست گرفته، عصری نو و اندیشهای تازه به وجود آورده که به هیچ وجه با سابق خود، قابل مقایسه نیست.
تغییر چهرهی شهر، تلاش برای زدودن مظاهر متحجرانه در مردم از طریق بسط روشنفکری دینی مبتنی بر سیاست سهله و سمحه، رشد فکری فرهنگی توده از طریق ساییدن شانه به شانهی دیگر فرهنگها از جمله فرهنگ و تمدن غرب، و سرانجام تغییر شرایط زندگی مردم و ایجاد رفاه بیشتر از جملهی این نواندیشیها بوده است.
هرچه زمان به پیش رفته و شرایط منطقهای و بینالمللی تغییر یافته، نگاه حکومتی در این کشورها نیز متناسب با این متغیرها، تغییر یافته و این تغییرها در مواردی آنقدر شتابان آغاز شده که به تغییر حاکمیت انجامیده است.
ظهور جنس سوم
حضور دختران پسرنما در سه چهار سال اخیر در اماکن تقریباً عمومی مربوط به زنان در دوحه، قابل توجه است. قطریها، این دختران را «بویه» مینامند. بویه برگرفته از کلمهی انگلیسی BOY است که با افزودن «تای تأنیث» به انتهای آن، عنوان بویه به خود گرفته و بویات نیز جمع آن است. قطریها، اینها را «مسترجل» و «بنوته»؛ یعنی مؤنث مذکر نما نیز مینامند. این موضوع درسالهای پیش چندان نمود عینی نداشت و به مطبوعات نیز کشیده نشده بود؛ اما از سال 2008 به بعد کم و بیش به سطح رسانهها هم کشیده شد و خانوادهها نتوانستند نگرانی خود را از ظهور این پدیده پنهان سازند.
مدیر یکی از پارکهای دوحه به یکی از روزنامههای قطری گفته بود: «دختران لباس پسرانه میپوشند، با هم قرار میگذارند و سیگار میکشند و در یک سال اخیر در برخی پارکها حضور علنی پیدا کردهاند». این دختران البته با لباس سنتی خود یعنی عبا و پوشیه از خانه خارج میشوند؛ اما وارد پارک که شدند هر دو را از تن بیرون آورده به خدمتکار همراه خود تحویل میدهند و مانند پسران با شلوار جین و موهای رنگ زده و عینک آفتابی ظاهر میشوند.
خانوادههایی که در این مورد اظهار نظر میکنند، علت ظهور این پدیده را بیتوجهی یا غفلت خانواده، رستورانهای غیر سنتی شرقی و غربی، عدم آموزش کافی در مراکز آموزشی، وسایل ارتباط جمعی به ویژه شبکههای تلویزیونی ماهوارهای، مراکز خرید، مسافرتهای مکرر به خارج از کشور و بالاخره ضعف آموزهها و آموزشهای دینی میدانند.
شورای عالی خانواده در قطر اخیراً به بررسی این پدیده و تبعات آتی آن در جامعه پرداخته و آنچه را که انحرافات جنسی دختران مینامد، بررسی میكند. این شورا، به نگهبانان پارکها دستور داده در صورت مشاهدهی این گونه دختران، به آنان تذکر دهند یا از پارک اخراج کنند و در صورت لزوم، به پلیس گزارش دهند. شورای خانواده در عین حال معتقد است که این پدیده، جدید نیست و از قدیم هم وجود داشته است؛ اما اخیراً به علت علنی شدن این گونه مسائل در کشورهای مختلف، در اینجا هم بیشتر بروز كردهاست.
برخی اندیشمندان، ظهور این گونه پدیدهها را ناشی از تهاجم فرهنگی و برخی تسامح فرهنگی و تداخل مردم در اماکن عمومی از جمله مراکز خرید و دیدن مظاهر بیحجابی و بدحجابی میدانند و این که بشر بالاخره تحت تأثیر شرایط محیط، جذب آن میشود و در صورت متنبه نشدن، آثار منفی آن در وی بروز خواهد کرد. برخی از روشنفکران قطری حتی معتقدند که برای جلوگیری از افزایش تهاجم ناخواستهی فرهنگی، باید از ورود نیروی کار کشورهایی که تفاوت فرهنگی بسیاری با آنان دارند، جلوگیری شود. جامعه شناسان قطری معتقدند، خانوادهها باید در این گونه شرایط به دختران خود اعتماد به نفس بدهند و تأکید کنند که دختر بودن عیب نیست و تعیین جنس زن و مرد نیز توسط خداوند صورت میگیرد.
یکی دیگر از علل روی آوری دختران به پسرگرایی و فرار از دختر بودن خویش، احساس انزوا و محرومیت از حقوق و مزایای اجتماعی است که در جوامع سنتی، تقریباً دربست در خدمت و اختیار پسران است؛ گرچه زنان در قطر برخلاف عربستان سعودی برای رانندگی و حضور در اجتماع، منع قانونی ندارند؛ اما در همسنجی با دختران دیگر کشورهای عربی مانند سوریه، لبنان، مصر و کشورهای عربی شمال آفریقا که در سفر خود به آن کشورها از نزدیک شاهد حضور و ظهور آنان هستند، حقوق بسیار کمتری دارند و خود را از ظواهر مادی زندگی مانند آزادی انتخاب لباس و معاشرت لازم با جنس مخالف محروم میدانند.
آسیب شناسی ازدواج
ممانعت دختران خلیجی از ازدواج با اتباع دیگر کشورها به ویژه کشورهای غیر عربی، یکی دیگر از مشکلات دختران قطری است. همان گونه که درباره سنت ازدواج در قبیلههای مختلف کشورهای عربی حوزهی خلیج فارس گفته شد، ازدواج برای دختران به مراتب سختتر از پسرهاست و یک دختر به اصطلاح عرب خلیجی، نخواهد توانست با یک پسر مصری ازدواج کند؛ چه رسد به این که بخواهد با یک تبعهی غیرعرب حتی اگر مسلمان باشد، ازدواج نماید. این در حالی است که عکس این موضع کم و بیش صادق است؛ یعنی مردان این کشورها حتی بیش از یک بار با زنان غیر هموطن و حتی غیرعرب اما مسلمان ازدواح میکنند و ممانعت دینی یا فرهنگی هم برای تعدد زوجات ندارند.
در همهی کشورهای عربی حوزهی خلیج فارس، مردانی هستند که برای ارضای خانوادهی خویش و پاسداشت سنت قبیلهای خود، برای نخستین بار به ازدواج با دختر فامیل یا قبیله تن در میدهند؛ اما برای فرار از شرایط تحمیل شده، ازدواج یا ازدواجهای بعدی خود را در دیگر کشورهای عربی یا غیرعربی صورت میدهند. در سه دههی اخیر، تعداد بسیاری از مردان همین کشورها که تعداد قابل توجهی از آنان را پیرمردان تشکیل میدهند ، با دختران بسیار جوان مصری، لبنانی، سوری و پاکستانی، ازدواج کرده اند.
بالا رفتن سن تجرد دختران
اشاعهی خواسته یا ناخواستهی فرهنگ غیربومی و تغییر شیوههای زندگی و تلاش برای پذیرش فرهنگ غیر خودی منطبق با نیازهای مادی روز، طبیعتاً آسیبهای اجتماعی و فرهنگی خاص خود را به دنبال خواهد داشت. جدیدترین آمار منتشر شده در قطر نشان میدهد که نسبت دختران ازدواج نكرده در گروه سنی 29 تا 39 ساله در این کشور، 3/14 درصد و در گروه سنی 30 تا 34 ساله، 20 درصد است. تحلیلگران قطری معتقدند که علت مجرد ماندن بخش قابل توجه دختران قطری، علاوه بر بسته بودن خانواده، افزایش هزینهی ازدواج، شامل مهریه و جشن عروسی و مسائل مربوط به تشکیل زندگی است. حداقل هزینهی ازدواج، برای یک خانوادهی متوسط در قطر، حدود 300 هزار ریال قطر؛ یعنی 71 میلیون تومان است که شامل 100 هزار ریال هزینهی مهریه و 200 هزار ریال نیز مخارج جشن عروسی است. جوانان قطری برای فرار از این هزینه و همچنین سنتهای دست و پا گیری مانند لزوم مقررات مربوط به خواستگاری و در برخی اوقات ازدواج اجباری با دختران فامیل، به ازدواج سهل و آسان با اتباع مجرد و رنگارنگ بیگانه روی میآورند که تعداد و تنوع آن در این کشور قابل توجه است. جامعه شناسان قطری میگویند[۱]، جوانان امروزی، سنت قبیله را مبتنی بر لزوم ازدواج با فامیل به ویژه دختر عمو را، زیرپا میگذارند و به جای این که خانواده برای آنها خواستگاری کند، شخصاً اقدام کرده و با بیگانگان ازدواج میکنند. این جامعه شناسان، علت دیگر روی آوردن جوانان به ازدواج با خارجیها را، تحمیلی بودن ازدواج در روش سنتی میدانند. در این روش وقتی یک جوان قطری از تحصیل در خارج از کشور باز میگردد، متوجه میشود که خانوادهاش دختری را در بین فامیل برای او نامزده کرده و منتظر ازدواج او هستند. در چنین شرایطی، جوان تحصیلکرده، نمیتواند به راحتی این زندگی را ادامه دهد و پس از مدتی این گونه ازدواجها به طلاق و جدایی میانجامد و اگر پای فرزندی در میان باشد، شرایط، به مراتب سختتر خواهد بود.
آسیب شناسی کارگران مهاجر
استمرار اجرای طرحهای عمرانی وزیربنایی وساخت وسازهای بخش خصوصی سبب شده است که کارگران ساده درکشورهای آسیای شرقی برای رهایی ازبیکاری ورساندن خود به بازار کاراین کشورها به هرمشقتی تن دهند.همین بازارسبب شده تا برخی افراد سودجو درکشورهای هدف نیزبا تاسیس شرکتهای صوری به "تجارت انسان" روی آورند وویزای کارواقامت رادربازار آزاد بفروشند.شهروندان، برخی اعضای شورای شهروحقوقدانان قطری درتازه ترین واکنش خودنسبت به این پدیده که هفته پیش دررسانههای قطرانعکاس یافت، خواستاروضع مقررات سخت گیرانه تری دربرابراین گونه تخلفات شدند.به گفته آنان، ویزای کارو اقامت درقطرتوسط شرکتهای صوری بین پنج هزارتا 60 هزار ریال قطرفروخته میشود و تبعات سرگردانی تعداد قابل توجهی ازکارگرانی که به این صورت درکشور رها میشوند، نصیب دولت و مردم میگردد.
ارتکاب به تخلفات بزهکاری مانند انواع سرقت وولگردی وگدایی توسط کارگران بیکارو سرگردان که دار وندارخودرا درکشورشان فروخته وبا خرید ویزابه این کشورها وارد شده اند، ازتبعات تخلفات شرکتهای صوری است.با این حال، تا زمانی که توسعه درکشورهای یادشده ادامه داشته باشد وبومی سازی نیروی کاربه منظورخودکفایی نیزبه علت فراهم نبودن شرایط – یعنی نابرابری جمعیت – امکان پذیرنگردد، همین وضعیت وتبعات مربوط به آن ادامه خواهد یافت
وضعیت اقتصادی و معیشتی
سیستم و ویژگیهای اقتصادی
قطر شبه جزیرهای خشك و لم یزرع كه زمینهای آن به دلیل شوری خاك و شنزار بودن قابلیت كشاورزی را ندارد بر همین اساس اقتصاد قطر در سالهای پیشین به طور سنتی اقتصای مبتنی بر پایه ماهیگیری و صید و صدور مروارید و در حد محدود نیز پرورش دامپروری و چادرنشینی استوار بوده است. كشف و استخراج نفت در سال 1939 به تدریج اقتصاد این كشور را از اقتصادی سنتی به اقتصادی درامدزا تبدیل نمودو در سالهای اخیر با كشف و استخراج منابع عظیم گاز این كشور را در ردیف یكی از ثروتمندترین كشورهای دنیا قرار داده است. در مجموع این كشور با پیشرفت در صنعت نفت و گاز اقتصاد تك محصولی را بدنبال نموده است. دولت قطر برنامهریزی گسترده را در جهت كاهش وابستگی اقتصاد قطر به نفت و گاز در دست اجرا دارد. قطر از نظر سرانه تولید ناخالص داخلی ثروتمندترین كشور در دنیای اسلام معرفی شده است. در سال 2010 میلادی سرانه تولید ناخالص داخلی در این كشور بیشتر از 102 هزار دلار بوده است. سرانه تولید ناخالص داخلی در این كشور به حدی بالاست كه اغلب وضعیت اقتصادی این كشور نه با كشورهای خاورمیانه یا كشورهای اطراف خلیج فارس كه با اقتصادهای بزرگ اروپایی مقایسه میشود. به گزارش واحد مطالعات اقتصادی EIU كشور قطر از نظر فرصتهای بازارین سیاستهای دولتی برای واحدهای تولیدی كوچك و قدرت رقابت در جهان، سیاستهای دولت برای سرمایهگذاران خارجی، سطح كنترل بر تجارت و نرخ تبادل ارز، مالیاتها، تأمین مالی طرحها، بازار كار و زیرساختها در موقعیتی است كه توجه بسیاری از سرمایهگذاران را به خود جلب كرده است. از طرف دیگر ثبات اقتصادی این كشور حوزه خلیج فارس نیز یكی دیگر مسائلی است كه ریسك سرمایهگذاری را كاهش میدهد و سبب میشودهر روز بر شمار سرمایهگذاران خارجی در این كشور افزوده شود. طبق آمارهای موجود سرانه تولیدات ناخالص داخلی این كشور كوچك عضو شورای همكاری خلیج فارس معادل سه چهارم كشورهای اروپایی است و با توجه به سیاستهای این كشور تا رسیدن به اقتصادهای برتر جهان راه درازی باقی نمانده است. قطر در سال 2008 میلادی ركوردی تازه را در خاورمیانه ثبت كرد و توانست كشوری كه بیشترین سرعت رشد اقتصادی را دارد نام بگیرد. متوسط نرخ رشد اقتصادی این كشور طی پنج سال گذشته برابر با 5/6 درصد بوده است و این كشور با بهرهگیری از درآمد كلان نفتی و گاز توانست سطح درآمد سرانه را در كشورش در سال 2010 به بیش از 102 هزاردلار برساند.
قطر همچون دیگر كشورهای حوزه خلیج فارس اقتصادی وابسته به نفت و گاز دارد. در كنار نفت، قطر یكی از بزرگترین دارندگان گاز طبیعی در جهان است. این كشور 7000 كیلومتر مكعب ذخیره گاز طبیعتی دارد كه معادل 5 درصد از كل ذخایر گاز طبیعیت جهان است. امروزه قطر نه به دلیل حجم ذخایر نفتی بلكه به دلیل پتانسیل بالا در تولید و صادرات گاز طبیعی و گاز طبیعی مایع مورد توجه سرمایهداران بزرگی همچون آمریكا است.
قطر در سالهای گذشته حجم زیادی سرمایهگذاری خارجی جذب كرده است. حجم این سرمایهها با افزایش حضور آمریكا و سرمایههای آمریكایی بیشتر شد و زمینه را برای بیشتر شدن نرخ رشد اقتصاد این كشور فراهم كرد. توسعه همه جانبه اقتصاد قطر و بالا رفتن سرانه تولید ناخالص داخلی در این سرزمین سبب شد تا قطر به پایگاه اقتصادی كشورهای حوزه خلیج فارس بدل شود. این كشور هم اكنون مركز بانكداری كشورهای حوزه خلیج فارس است و انتظار میرود تا چند سال آینده این نقش پررنگتر شود. شاید به همین دلیل است كه قطر به رغم دیگر كشورهای حوزه خلیج فارس عجلهای برای كاهش وابستگی به صنعت نفت و گاز و ایجاد تنوع در اقتصاد ندارد. این كشور در هرسال درآمد كلانی از نفت و گاز به دست میآورد و با توجه به حجم كلان سرمایههای خارجی موجود در آن و حمایتهای اقتصادی ایالات متحده آمریكار در نظر دارد تا حد امكان از این موقعیت استفاده ببرد. به گزارش كنفرانس توسعه و تجارت سازمان ملل متحد كشور قطر در میان 141 كشور رتبه دهم را از نظر شاخص پتانسیل جذب سرمایههای خارجی دارد و این نشان دهنده این مطلب است كه اقتصاد قطر خواهد توانست با سرعتی بسیار بیشتر از برآوردهای قبلی رشد كند. سهم اعظم این سرمایهها به بخش تولید گاز طبیعی مایع درون ریز شد. دولت قطر در نظر دارد با افزایش شمار پروژههایی كه با حضور شركتها و صنعتگران خارجی اجرا میشود سهم سرمایهگذاری خارجی را در كشور بیشتر كند. در سالهای اخیر سهم اعظم سرمایههای خارجی به صنعت گاز طبیعی مایع درون ریز شده است. قطر در انتهای سال میلادی 2010 به بزرگترین صادر كننده LNG در جهان تبدیل شد. البته دولت قطر برای فراهم كردن بستر مناسب برای جذب سرمایهها و صنایع خارجی اصلاحاتی را در سیاستهای كشور ایجاد كرد. دولت این كشور درصدد است سرمایههای خارجی را به بخش پتروشیمی و بخشهای غیرمرتبط با انرژی نیز هدایت كند. قطر موفق خواهد شد به هدف جذب سرمایههای كلان خارجی دست یابد. زیرا از یك طرف در میان كشورهای خلیج فارس بستر مناسبتری برای جذب سرمایهها دارد و از طرف دیگر در میان كشورهای عربی از نظر ساختار اجتماعی پیشرفتهتر است.
قطر از سال 1973، وارد عرصه تولید نفت و سپس گاز شد. این كشور با داشتن 21/15 میلیارد بشكه ذخایر ثابت شده نفت خام، چهاردهمین رتبه جهانی منابع نفت را در اختیار دارد و ظرفیت تولید روزانه 800 هزار بشكه نفت خام را دارد و انتظار میرود در سال 2013، این میزان به 31/1 میلیون بشكه در روز افزایش پیدا كند. از نظر منابع گاز، قطر رتبه سوم را بعد از روسیه و ایران با 26/15 تریلیون متر مكعب گاز، یا 4/14 درصد از منابع گازی دنیا، در اختیار دارد. روسیه، ایران و قطر هر كدام به ترتیب 6/20، 83/3 و 2 درصد گاز جهان را تولید میكنند. اما اهمیت و موفقیت قابل توجه قطر در تولید و صادرات گاز مایع یا LNG است. این كشور توانست در سال 2010، در تولید LNG از اندونزی پیشی بگیرد و به بزرگترین صادر كننده گاز طبیعی مایع جهان تبدیل شودو اكنون به مرز تولید 77 میلیون متر مكعبت گاز طبیعی رسیده است. قطر با مشاركت شركتهای بزرگ بینالمللی و به خصوص آمریكایی و دستیابی به فناوری تولید LNG به سطح بالای تولید این محصول رسیده است. تولید و صدور LNG آن را به عنوان كشوری متمایز در عرصه جهانی مطرح میسازد. بر این اساس این كشور توانسته است در عرصه گازی شهرت بیشتری را نسبت به رتبه سومی خود از منظر منابع گازی به دست آورد و حتی دوحه را به مقر مجمع كشورهای صادر كننده گاز طبیعی تبدیل كند.
اقتصاد قطر با توجه به پیشرفت قابل توجه به بخش نفت و گاز یكی از صنعتیترین اقتصادهای حوزه خلیج فارس است. به گزارش مقامات اقتصادی 2/71 درصد از اقتصاد قطر را صنعت، 7/28 درصد را بخش خدمات و غیره و 1/0 درصد را كشاورزی تشكیل میدهد. البته سهم صنعت در اقتصاد قطر در سالهای گذشته كاهش یافته است كه دلیل آن هم رشد قیمت نفت و رشد هزینههای صنعتی اعلام شد. این كشور در سال گذشته به فعالیتهای خدماتی روی آورد و سهم خدمات را در اقتصاد خود بیشتر كرد.
واحد پول این کشورریال قطری میباشد و تولید ناخالص داخلی آن 69/57 میلیارد دلار است. ۶۳۸ هزار نفر نیروی کار این کشور را تشکیل میدهند. نرخ بیکاری در این کشور 7/0 درصد است. در سال ۲۰۰۷ نرخ تورم در این کشور 8/13 درصد بود.
ورزش
امیرنشین قطر از مازاد مالی مهمی برخوردار است که بخشی را صرف برآوردن احتیاجات مصرفی کشور کرده و بخش عمده ی آن را صرف شناساندن قطر از لحاظ بین المللی میکند. در همین راستاست که قطر بر روی ورزش سرمایه گذاری مینماید. به غیر از فوتبال، تورنمت تنیس قطر (اولین تورنمت سال از بازتاب بین المللی خوبی برخوردار بود)، دور دوچرخه سواری قطر نیز که هرساله در ماه فوریه انجام میگیرد آماده سازی خوبی از لحاظ آب و هوایی را برای شرکت کنندگان در مسابقات اروپایی فراهم میسازد. قطر همچنین با کسب مدال طلایی در مسابقات جهانی دومیدانی پاریس که در اوت ٢٠٠٣ انجام گرفت، درخشید. قهرمان سابق کنیایی، استفان چرونو که نام خود را به صیف شاعید شاهین تغییر داده و ملیت قطری گرفته و از دولت تا آخر عمر دستمزدی معادل ١٠٠٠ یورو دریافت خواهد کرد. قطر همچنین به فوتبالیستهایی که در کشورشان به تیم ملی دعوت نشده اند، پیشنهاد داده با گرفتن ملیت قطری، این کشور را برای راهیابی به جام جهانی سال ٢٠٠٦ فوتبال یاری دهند. ولی فدراسیون بین المللی فوتبال به چنین پروژه ای رای ممتنع داد. تریسی ادوارد نیز برای نامگذاری کشتی اش به اسم قطر ٢٠٠٠، ٥٥ میلیون یورو از این کشور دریافت کرد. قطر همچنین ٤٠ میلیون یورو را صرف قهرمانی لیگ برتر قطر کرده که در آن فوتبالیستهای مشهوری چون بانیستوتا، لوبوف، افنبرگ و گاردیولا بازی کرده و دستمزدی بین صد هزار تا دویست هزار یورو در ماه دریافت میکنند. انتخاب قطر برای برگزاری بازیهای آسیایی در سال ٢٠٠٦ که سومین رخداد بین المللی مهم ورزشی بعد از جام جهانی و بازیهای المپیک به شمار میآید که برای نخستین بار یک کشور عربی میزبانی آن را به عهده دارد از اهمیت خاصی برخوردار است.
به گفته ی آقای شیخ تمیم بن حمد آل ثانی امیر قطر و مالک باشگاه پاریسنژرمن فرانسه «مهمتر است که شما در کمیته ی بین المللی المپیک (CIO) به رسمیت شناخته شده باشید تا در سازمان ملل متحد چون همگان به تصمیمات (CIO) احترام میگذراند». ولی پروژه ی واقعی قطر مطرح کردن کشورش در سطح جهانی است. روزنامهها و مطبوعات ورزشی صفحات زیادی را به قطر اختصاص داده یا راجع به آن مطالبی درج میکنند. ال مولا رئیس ارتباطات قطر فلسفه ی رهبران قطری را به درستی عنوان میکند: «ورزش راه مفید و سریعی برای شناساندن و فرستادن پیام و تبلیغی برای کشورمان به حساب میآید. وقتی صحبت از خاورمیانه میشود فورا به «تروریست» میاندیشند، مگر این طور نیست؟ برای همین رهبران مملکتی میخواهند قطر از شهرت و محبوبیتی در جهان برخوردار باشد».
مردم کشور قطر همانند بقیهی کشورها به ورزش فوتبال اهمیت خاصی میدهند و جهت قوی نمودن این ورزش، از بازیکنان خارجی استفاده مینماید، تا جایی که برای آنها ملیت قطری صادر مینمایند تا بتوانند تیم کشورشان را قوی نمایند تا در مسابقات بتواند رتبههای ویژه را کسب نماید. غیر از فوتبال در رشتهی والیبال، هندبال، دو و میدانی نیز آوازهی خوبی دارند و در این مسابقات نیز از افراد خارجی استفاده میشود. قابل ذکر است که قطر میزبان بازیهای جام جهانی 2022 نیز میباشد. یک سال بعد از آنکه قطر به عنوان اولین کشور عربی حق میزبانی جام جهانی فوتبال را بدست آورد، این کشور کوچک اما ثروتمند خلیج فارس به شدت در تلاش است تا با آوردن المپیک به خاورمیانه در سال 2020 بار دیگر تاریخ ساز شود.
قطر در ادامه تلاشهایش برای میزبانی جام جهانی فوتبال سال 2022 قصد دارد طرح شرکت معماری بریتانیایی فوستر را، برای ساخت ورزشگاهی کاملا خورشیدی اجرا کند.
ورزشگاه "لوسیل آیکانیک" که در دوحه پایتخت قطر ساخته خواهد شد وگنجایش میزبانی 86 هزار نفری تماشاچی را خواهد داشت توسط پارکینگها و غرفههای خدماتی محصور خواهد شد که سقف تمامی آنها را صفحات خورشیدی تشکیل میدهند.
این صفحههای خورشیدی به اندازه ای انرژی تولید خواهند کرد که انرژی مورد نیاز ورزشگاه در هنگام برگزاری مسابقات را تامین کرده و در عین حال به ساختمانهای همسایه ورزشگاه نیز انرژی خواهد رساند
این ورزشگاه که طرح آن در کنفرانس "رهبران فوتبال" رونمایی شده از تکنولوژیهای دوستدار محیط زیست برخوردار است که میتوانند هوای ورزشگاه را در حرارت غیر قابل تحمل دوحه، خنک نگه دارند. سقف توگود این ورزشگاه به سیستم عملیاتی بادگیر مانندی مجهز بوده و بخش مرکزی سقف زین مانند ورزشگاه از قابلیت باز و بسته شدن کامل برخوردار است.
تماشاچیان از طریق 6 پل که بر روی استخرهای آبی که ورزشگاه را احاطه کرده و شمایلی شناور مانند به آن داده اند، وارد ورزشگاه میشوند. دسترسی به این ورزشگاه که در شمال دوحه ساخته خواهد شد، از طریق جادههای اصلی و خطوط جدید مترو امکان پذیر خواهد بود.
بر اساس گزارش گیزمگ[i]، قطر برای دستیابی به حق میزبانی جام جهانی فوتبال سال 2022 با کشورهایی مانند استرالیا، بلژیک، انگلستان، هلند، پرتغال، روسیه، کره جنوبی، اسپانیا و آمریکا در حال دست و پنجه نرم کردن است.
سایر ویژگیهای ورزشگاههای قطر
قطر پنج طرح مختلف را برای ساخت ورزشگاههایی با ویژگیهای متفاوت ارائه کرده است. یکی از این طرحها ورزشگاهی است که از پوسته خارجی خاصی برای نمایش دادن تصاویر مسابقه فوتبال ساخته شده است. ورزشگاهی دیگر از روبانهای رنگارنگی پوشیده شده است که نمادی از تیمهای شرکت کننده در این رقابتها خواهد بود و ورزشگاه دیگر آن به استخر، چشمههای آب معدنی و فروشگاه مجهز خواهد بود.
چشم جام جهانی که با الهام از صدفهای دریایی طراحی شده و به یک چشم بزرگ شباهت داد
سقف این ورزشگاه قابل انعطاف بوده و نمای آن به واسطه باغچههای اطراف آن بسیار دیدنی است
در طرحی دیگر ورودی ورزشگاه با پل دوستی میان قطر و بحرین در ارتباط است. پلی که قطر را به جزیره همسایه اش وصل میکند و یکی از شگفتیهای معماری جهان به شمار میرود.انرژی اکثر این ورزشگاهها از خورشید تامین خواهد شد و هر یک از آنها از سیستم کنترل اقلیمی برخوردار خواهد بود که با وجود کویری بودن شرایط آب و هوایی، دمای ورزشگاه را زیر 27 درجه سلسیوس نگاه خواهد داشت.
روبانهای جام جهانی که رنگ آنها رنگ تیمهای حاضر در رقابتها را آشکار میکند
و به عنوان سمبلی برای دوستی، بردباری و احترام متقابل میان جام جهانی، فیفا و قطر است
پس از برگزاری رقابتهای جام جهانی 2022 برخی از قطعات این ورزشگاهها جدا شده و به منظور بهبود سطح ورزش فوتبال به دیگر کشورها انتقال خواهند یافت.
نحوه گذران اوقات فراغت
بیشتر شهروندان قطری، اوقات فراغت خود را در سفر به سر میبرند و در اولین فرصت تعطیلات به کشورهای مجاور مثل عربستان، کویت، امارات، عمان و بحرین سفر میکنند. به نظر میرسد مسئولین قطری برای پر کردن اوقات فراغت شهروندان خود تلاشی انجام ندادند برخی از قطریهادر اوقات فراغت به منطقهی سیلین رفته و با ماشینهای مدل بالای خود، بالای تپهای از خاک رفته و با پرت کردن این ماشینها با سرنشین به پایین سرگرم میشوند. این كارها بیشتر به دلیل عدم برنامهریزی برای پرنمودن اوقات فراغت است و جوانان كمتر به باشگاههای هنری و ورزشی روی میآورند تا اوقات فراغت خود را پرکنند؛ به خاطر درآمد کلانی که شهروندان قطری از درآمدهای نفتی وگازی نصیب آنها می شود بیشتر به کشورهای خارجی مثل جزیرهی مالدیو، فرانسه، آمریکا، مالزی، تایلند و ترکیه سفر میکنند و اوقات فراغتشان را در آن کشورها میگذرانند.
وضعیت بهداشت وسلامت
در آمار ارایه شده توسط سازمان ملل کشورهایی با جمعیت جوان مانند امارات و قطر دارای کمترین نرخ مرگ و میر هستند که البته ثروت واستفاده از امکانات بهداشتی و پزشکی پیشرفته نیز در این نرخ بی تاثیر نیست.امید به زندگی برای زنان 77 و برای مردان 72 سال است.
دولت قطربرای سال مالی 2011 حدود سه میلیون و 300 هزاردلاربودجه به بخش بهداشت و درمان اختصاص داده وتعداد تختهای بیمارستانی که درسال 2009 برای 1000 نفر2/1 بود درسال 2011 به 3/1 تخت رسیده و تعدادپزشکان نیز از 11/3 نفربرای هر1000 شخص درسال 2006 به 03/4 پزشک درسال 2010 افزایش یافته است.
سابقه بهداشت درمان در قطر
تا سال 1945 میلادی تنها یک درمانگاه در قطر وجود داشت و مردم ناگزیر بودند برای انجام کوچکترین عمل جراحی به خارج از کشور (عمدتا به شیراز) سفر کنند. در سال 1951 پس از رسیدن جمعیت کشور به 24000 نفر، نخستین اداره خدمات پزشکی و پیشگیری امراض – بویژه بیماری سل تاسیس شد.
بیمارستان حمد
بیمارستان "الرمیله" در سال 1975 تاسیس شد. سال 1981 خدمات درمانی براساس توزیع جمعیتی و برای هر 2500 نفر یک پزشک شکل یافت و سال بعد نیز بیمارستان "حمد" بنیان گذاشته شد.بیمارستان بزرگ حمد در سال 1982 با 261 تخت و 65 درمانگاه بعلاوه بخشهای امداد و اورژانس کار خود را آغاز کرد.
در همین سال "موسسه طبی حمد" هم با ادغام سه بیمارستان فعال وقت مانند بیمارستانهای حمد،الرمیله و بیمارستان تخصصی زنان تشکیل شد.تعداد پزشکان این بیمارستان طبق آخرین آمار منتشره درسال 2005، با یک رشد 5/97 درصدی به 1674 پزشک رسید وتعدادی از پزشکان قطری نیز در آن مشغول به کار شدند.
دولت قطر مانند دیگر کشورهای عربی خلیج فارس تلاش میکند تا در اجرای سیاست "بومی سازی" نیروی کار، نیروی کار ماهر و متخصص خود را در بخشهای مختلف اداری و خدماتی از جمله پزشکی و پرستاری از بین قطریها برگزیند.هم اکنون بیش از 90 درصد نیروی کار در بخشهای مختلف خدماتی، فنی مهندسی و حتی غیر تخصصی شاغل در قطر را اتباع کشورهای خارجی تشکیل میدهند.
بیمارستان حمد اکنون با دارا بودن همه بخشهای پزشکی و جراحی مختلف، یک بیمارستان مدرن بشمار میرود که دارای استاندارد بالای کشورهای اروپایی و آمریکا ست.
بیمارستان حمد گرچه تا حدودی نو بنیاد است و هنوز مراحل توسعه فیزیکی و پرسنلی را طی میکند، اما برای استاندارد سازی تلاشهای بسیاری به کار برده است تا بتواند در منطقه حرفی برای زدن داشته باشد و در این کار موفق هم شده است.
این بیمارستان برای اجرای سیاست استاندارد سازی، از طریق شرکتهای متخصص مشاوره ای غربی و مجری استانداردسازی، دهها میلیونها دلار هزینه کرده است.عمل جراحی قلب و پیوند اعضا و میزبانی جراحان و متخصصان مشهور مدعو از نقاط مختلف جهان از جمله فعالیتهای جانبی بیمارستان حمد است.
در چارچوب تلاش برای تربیت کادرهای تخصصی، آکادمی پرستاری قطر در سال 1999 زیر مرکزملی بهداشت تاسیس شد.دوه تحصیلی در این موسسه دوسال و نیم و زبان تدریس آن نیز انگلیسی است. در نظر است سطح تحصیل در این آکادمی با همکاری دانشکده علوم دانشگاه قطر به مقطع لیسانس ارتقا یابد.
مهاجرت و پناهندگی
زیرساخت حضور اتباع بیگانه در کشور قطر و کشورهای مشابه را در آغاز و در یک قرن گذشته، کارگران مهاجر، به ویژه از کشورهای ایران، هندوستان و پاکستان تشکیل دادهاند که تعریف مهاجرت براساس قواعد حقوقی در حقیقت بر این دسته از افراد صادق است.
مهاجرت انسان که کمتر از متغیرهای طبیعت هم نیست، یک حرکت یا جابهجایی جغرافیایی بشر است که در طول حیاتش از ازل بوده و تا ابد نیز ادامه خواهد یافت. بشر هرگاه در متغیرهای طبیعت و سایر تحولات پیش روی، در روی زمین مباینتی با اهداف خویش احساس کند، هجرت میکند و ادامهی زندگی در مقصد دارای قوهی جاذبهی بیشتر را به بقا در مکانی با قوهی دافعهی بیشتر ترجیح میدهد تا شاید نارضایتی از زندگی را به رضایت تبدیل نماید و امور خود را بگذراند. و سنگ بنای ظهور فرهنگی بیگانه در سرزمینی دیگر، از طریق همین مهاجران گذارده میشود.
مهاجرت، با تنوع در شکل اولیه، مانند موقت یا دائمی، اجباری و یا اختیاری و بالاخره قانونی و یا غیر قانونی، پیوسته یکی از عوامل مؤثر در توزیع و ایجاد تغییرات دموگرافی، فرهنگی و اقتصادی و حتی سیاسی همراه با نتایج خاص منفی یا مثبت در مقصد بوده است.
مهاجرت نیروی کار کشورهای آسیای شرقی به کشورهای عربی حوزهی خلیج فارس، از نوع مهاجرت اختیاری، قانونی، بینالمللی و موقت شناخته شده که در دل خود خالی از تنوع دائمی و غیرقانونی و سونامی فرهنگی نیز نیست.
از نیمهی دههی 70 میلادی، همزمان با شتاب تحول در استخراج نفت و سرازیر شدن ثروتهای ناشی از فروش نفت كشورهای عربی حاشیهی خلیج فارس، هزاران فرصت شغلی در بخشهای بنیادین توسعه ایجاد شد و خیل عظیم حضور بیگانگان را به ویژه از شرق آسیا در این کشورها در پی داشت. کارشناسان کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس در سالهای گذشته در فرصتهای مختلف به بررسی جوانب منفی و مثبت حضور میلیونها تن از افراد مهاجر یا موقت در این کشورها پرداخته و به همین منظور، چندین همایش منطقهای و بینالمللی برگزار کردهاند. آخرین آمار منتشره توسط دبیرخانهی شورای همکاری خلیج فارس، در سال 2007 میلادی نشان میدهد، 13 میلیون و 18 هزار و 919 تبعهی خارجی در این کشورها زندگی میکنند که حدود 12 میلیون نفر آنان از اتباع کشورهای شرق آسیا میباشند. در دو سال گذشته سرشماری یا آمار دقیق رسمی جمعیتی در بیشتر این کشورها اعلام نشده و آماری که سازمان ملل و شورای وزیران بهداشت کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس در سالهای 2005/2006 میلادی منتشر ساختهاند، ً در جدول زیر آمده است:
نام کشور | جمعیت مردم بومی | جمعیت خارجیهای مقیم | درصد جمعیت بومی نسبت به خارجی |
عمان | 1843000 | 666000 | 5/73% |
عربستان سعودی | 16854157 | 6264837 | 9/72% |
بحرین | 448500 | 276150 | 9/61% |
کویت | 973000 | 189400 | 9/33% |
قطر | 176000 | 637000 | 6/21% |
امارات | 825495 | 3280932 | 1/20% |
جمع | 21120152 | 13018919 | 9/61% |
توجه به سیر صعودی منحنی تحولات عمرانی در این کشورها به ویژه قطر، امارات و بحرین، در دو سه سال اخیر، آمار جمعیتی و تغییرات مربوطه در این جدول در سال 2008 افزایش قابل توجهی یافت؛ اما به دنبال بروز بحران اقتصادی جهانی، این روند متوقف شد و در برخی موارد نیز کاهش یافت.
در سال 2010، مرکز آمار قطر جمعیت این کشور را بالغ بر یک میلیون و 699 هزار و 435 نفراعلام نموده است که حدود بیش از 250 هزار نفر آن را بومیان تشکیل میدهند که آن نیز مخلوطی از مهاجران اولیه سعودی، ایرانیهای استانهای جنوبی کشور، بحرینی و عمانی هستند.
نیز نگاه کنید به
جامعه و نظام اجتماعی چین؛ جامعه و نظام اجتماعی روسیه؛ جامعه و نظام اجتماعی ژاپن؛ جامعه و نظام اجتماعی مصر؛ جامعه و نظام اجتماعی لبنان؛ جامعه و نظام اجتماعی کوبا؛ جامعه و نظام اجتماعی سنگال؛ جامعه و نظام اجتماعی کانادا؛ جامعه و نظام اجتماعی افغانستان؛ جامعه و نظام اجتماعی تونس؛ جامعه و نظام اجتماعی ساحل عاج؛ جامعه و نظام اجتماعی فرانسه؛ جامعه و نظام اجتماعی اسپانیا؛ جامعه و نظام اجتماعی تایلند؛ جامعه و نظام اجتماعی آرژانتین؛ جامعه و نظام اجتماعی مالی؛ جامعه و نظام اجتماعی زیمبابوه؛ جامعه و نظام اجتماعی اردن؛ جامعه و نظام اجتماعی سوریه؛ جامعه و نظام اجتماعی امارات متحده عربی؛ جامعه و نظام اجتماعی سیرالئون؛ جامعه و نظام اجتماعی اتیوپی؛ جامعه و نظام اجتماعی اوکراین.
پاورقی
[i] http://www.lifestyle.ir/category/sports/
کتابشناسی
- ↑ تحلیلهای كارشناسی رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در قطر ص 27