پرش به محتوا

تاریخ دوره باستان و میانی بنگلادش

از دانشنامه ملل

به اعتبار منابع موثق تاریخ باستانی در بنگال از 1000 پیش از میلاد و با ورود آریاییان آغاز می‌شود، هر چند از متون کهن آریاییان اطلاع چندانی درباره اوضاع سیاسی بنگاله به دست نمی‌آید[۱][۲].

تاریخ بنگلادش ، قابل بازیابی از https://www.travelmate.com.bd/history-of-bangladesh/#google_vignette

اغلب اطلاعات تاریخی موجود به ایندوس (Indus) (سند) و بالای دره‌های گنگ (Ganges Valleys) و پس از آن انتهای رودبیهار (Bihar) مربوط است. ابتدا مهاجرت گروه‌های هند و آریایی (Indo-Aryan) به شمال هند صورت گرفته است. بنظر می‌رسد قومی‌ غیرآریایی در بنگال می‌زیستند که به بنگ (Bang) شهرت داشتند و این نام از کلمه "بنگا" یا "ونگا" گرفته شده است.

از این قوم در متون حماسی قدیم به زبان سنسکریت و کتب مذهبی هندوان (پوراناها) و همچنین ادبیات بودایی یاد شده است[۳][۴].

بنگال از زمان امپراطوری شاهان گوپتا (Gupta) که هندو بودند شکل گرفت. شاهان گوپتا ابتدا در شمال بنگال و سپس بیهار حکومت را به عهده داشتند. در میان پادشاهان سلسله گوپتا، «چاندراگوپتا، «سامودراگوپتا»، «ویکرامادیتا» و «سکندا گوپتا» از دیگران مشهورترند.

در زمان گوپتاها برای نخستین بار آیین بودایی به این سرزمین راه یافت. در حدود هزار سال بعد، پادشاهی بودائی در بنگال به قدرت رسید. بسیاری از مورخان متفق القولند، «شاشانکا» (598 - 640 میلادی)، که وی هم هندو بود، نخستین پادشاهی بود که توانست در بنگال قلمرو مشخص ومهمی‌ را تحت پوشش قوای خود درآورد. در سال 750 میلادی، مردم، «گوپالا» (Gopala) را که بودایی بود، برای حکومت انتخاب کردند. وی سلسله «پالا» (pala) راتأسیس کرد. پادشاهان این سلسله پیرو آیین بودا بودند و به ترویج این آیین کمک کردند. آن‌ها صومعه‌ها ومدارس بودایی را تأسیس کردند. زائران چینی که در آن زمان به این منطقه مسافرت کرده اند، در مورد پارسایی و طرفداری بنگالی‌ها از مذهب بودا مطالبی نوشته‌اند. بودیسم بخصوص از طرف طبقات پایین مورد استقبال قرار گرفت. تبلیغ آرامش طلبی و صلح دوستی این آیین، سلطه گری «پالاها» به مناطق دیگر را تا حدودی تضعیف می‌کرد. «دارماپال» یکی از پادشاهان این سلسله به تعمیر و بنای معابد بوداها پرداخت و کشور را تا رودخانه ایندوس (سند) در غرب و کوه‌های ویندیا (Vindhya) در مرکز هند امتداد بخشید[۵].

حکمرانان بودایی پالا از قرن هشتم تا دهم بر این کشور حکومت کردند. سپس حکومت بدست هندوها افتاد و پادشاهان «سن» که هندو مذهب بودند، بعد از کشتارهای بی رحمانه، بر مقدرات این سرزمین مستقر شدند. در زمان حکومت سلسله شاهان سن، سپاهیان اسلام با فرماندهی اختیارالدین محمد بختیار خلجی در 595 در بنگال مستقر شدند و حکومت را از شاهان سن گرفتند.

تسلط بودایی‌ها بر مقدرات این کشور، حتی در زمان حکمرانی هندوها ومسلمانان، از یک سو و اختلاط قوم بودایی با ساکنین مناطق مختلف از جانب دیگر، موجب شد که آنان با فرهنگ و زبان محلـــی نیـــز آشنایی و موانست پیدا کنند. بدین طریق در میان پیروان مذهب بودایی، قومیت‌ها، نژادها و فرهنگ‌های مختلف و متفاوت به وجود آمد. این تفاوت‌ها هنوز در جوامع بودائی در مناطق جنگلی و کوهستانی چیتاگنگ و در سایر مناطق وجود دارد. در زبان‌ها و گویش‌های این قوم، تاثیر زبان‌ها و گویش‌های محلی محیط سکونت آنان بیشتر دیده می‌شود.

از آن جا که بنگلادش کشوری تازه تاسیس است، تاریخ باستانی و میانی آن همان دانسته‌های مربوط به بخش شرقی هند کنونی یعنی ایالت بنگال غربی است. از این جهت برای درک بیشتر وضعیت زمان‌های پیشین این سرزمین، مختصر اشاره‌ای به تاریخ دوران بحث شده در سرزمینی که کلا بنگال نامیده می‌شد، ضروری است.

سلسله سن ، قابل بازیابی از https://sellaismk.shop/product_details/23634130.html

سلسله سِن (1201- 1150م)

در سال 1150 میلادی، «بیجوی سن» یکی از فرماندهان هندو مذهب با شکست دادن آخرین پادشاه سلسله «پالا» قدرت را به دست آورد. وی سپس بنگال شرقی و کامروپا (در ایالت آسام هند) را به پادشاهی خود افزود و امپراتوری عظیمی‌ به وجود آورد. وی به مدت 64 سال حکومت کرد، که از نظر مدت زمان حکومت، در تاریخ حکمرانان مسلمان، هندو و بودایی شبه قاره بی سابقه است.

پس از وی فرزندش «والالا سن» به مدت 20 سال در کمال آرامش حکمرانی کرد. در همین زمان بود که «والالا» کنفرانس عظیم مذهبی هندوها را تشکیل داد (1158 - 1178) و سیستم کاست گرایی هندو را ترویج کرد. هر هندو به تناسب شغل و حرفه، ارزش و اهمیت پیدا می‌کرد. هندوهای بنگلادش و بنگال غربی تا امروز بر اساس همین سیستم طبقه بندی شده‌اند[۶].

وی در پایان عمر خود مذهبی‌تر شد و بر اثر گرایشات شدید به مذهب هندو و به دلیل ترک دنیا و به منظور پاک شدن از گناهان، به اتفاق همسرش خود را به رودخانه مقدس گنگ انداخت. اما قبل از ترک دنیا، حکومت رابه فرزندش «لاکشمن سن» واگذار کرد ( 1178 - 1201). او آخرین پادشاه سلسله هندو مذهب «سن» بود. «لاکشمن» فردی مقید به مذهب بود و پایتخت وی در بنگال غربی قرار داشت.

وی به هنگام حمله «اختیارالدین بختیار» (اواخر قرن دوازدهم م)، پیر و فرسوده شده بود. وی پس از حمله اختیار، به بیکرام پور در داکا گریخت و در همانجا وفات یافت. با پایان یافتن حکومت لاکشمن سن، حاکمیت هندوها در بنگال خاتمه یافت و سرانجام پرچم پر افتخار اسلام بتدریج در بنگال و همه شبه قاره، به اهتزاز در آمد[۷]. «پالا‌ها» بودایی مذهب بودند و «سن‌ها» هندو مذهب؛ ا ز آن جا که تضاد شدیدی بین تعلیمات بودایی و آیین هندوئی وجود داشت، طرفداران این دو آیین دائماً در ستیز با یکدیگر بودند به طوری که به هنگام حکمرانی پادشاهان هندو مذهب، بوداییان در سختی و مکنت به سر می‌بردند و اغلب بر اثر وضعیت آن زمان و سیاست وقت قتل عام می‌شدند. همین شرایط به هنگام حاکمیت پادشاهان بودایی مذهب، هندوان را شدیداً آزار می‌داد و گاه منجر به کشتار آنان می‌شد.

سرانجام پس از ظهور اسلام، مسلمانان در مقابل کینه جویی و آزار هر دوگروه قرا رگرفتند. به زودی آیین اسلام به لحاظ تبلیغ برادری و اجرای عدالت، توانست طرفداران بی شماری در بین دو گروه به دست آورد[۸].

حکومت مسلمانان در بنگال

حکومت مسلمانان در بنگلادش ، قابل بازیابی ازhttps://iastoppers.com/landing/web-stories/who-was-the-first-ruler-to-establish-muslim-rule-in-bengal-know-all-about-it/

حکومت مسلمانان در بنگال از سال 1201 تا 1757 میلادی به طول انجامید. در 1201م. نیروهای قدرتمند مسلمان ترک آسیای میانه با هدف کنترل بنگال و گسترش اسلام در آن ناحیه، به سمت شرق حرکت کردند. با فشار نیروهای ترک، «لاکشمن سن» آخرین فرمانروای سلسله "سنا" در 1204 به سمت وانگا (بنگال شرقی) گریخت و به زودی، پیش از مرگ، پایتخت خود را در شهر ویکرامپور بنا نهاد. وی بدون داشتن وارث تاج و تخت، بدرود حیات گفت و پیروان بودایی او نیز نتوانستند سلسله سنا را از سقوط نجات دهند[۹].

از این رو پس از شکست لاکشمن سن، به دست اختیارالدین بختیار، حکومت مسلمانان در بنگال شروع شد. این حکومت ادامه داشت تا زمانی که نیروهای بریتانیا با شکست «نواب سراج الدوله» (1765م.) در توطئه‌ای حساب شده آن را خاتمه دادند. بنگال در 1341 از انقیاد دهلی درآمد و مستقل شد. ترک‌ها در بنگال تا زمان فتح داکا توسط اکبر امپراتور هند، تا 1576 مستقل حکومت کردند[۱۰]. از این زمان بنگال به منزله ایالتی از هند، تحت سلطه تیموریان بزرگ هند درآمد و بعد از سقوط تیموریان (مغولان اعظم)، به دست نیروهای هند بریتانیا افتاد. در سده‌های13 تا 16 م. بنگال نقش اساسی در امپراتوری هند بازی کرد، زیرا با توجه به فرهنگ پیشرفته آن و نیز استفاده از زمین‌های کشاورزی فراوان، توانست به عنوان «سبد نان برای هند»[۱۱]  نقشی برجسته ایفا نماید. بدین ترتیب مسلمانان طی دهه‌های متوالی موفق شدند بخش‌ها و فرمانداری‌های مختلف بنگال را فتح کنند. به طوری که ظرف مدت کوتاهی تمام بنگال (اعم از بنگلادش فعلی و بنگال غربی هند) تحت سیطره و نفوذ آنان در آمد. دلیل سریع پیشرفت اسلام در بنگال شرقی را نارضایتی مردم از وجود سیستم کاست و همچنین دستگاه حاکم می‌دانستند که حکومت خود را به نیروهای الهی نسبت می‌دادند[۱۲].

فرهنگ و تمدن

سه عامل فرهنگی در ساخت فرهنگ و تمدن بنگلادش نقش داشته اند: بودیسم، هندوئیسم و اسلام. همچنین نباید از ذکر رودهای مهم این سرزمین و شاخه‌های آن‌ها که در آبادانی و یا ویرانی بسیاری از شهرها نقش مهمی‌ دارند و در عین حال پیشرفت فرهنگی و اقتصادی بنگاله در گرو همین رودهاست، غافل ماند[۱۳].

میراث فرهنگی و تمدنی بنگاله که از دوران پادشاهان مسلمان باقی مانده، این است که در گوشه و کنار مملکت بناهای دولتی، قلعه‌ها، مساجد، مدارس، اقامتگاه‌ها، سراها و خانقاه‌ها ساخته و شبکه راه‌ها ایجاد شد. همچنین علم رواج یافت و بر احترام علما افزوده شد، عمران و آبادی شهر‌ها رونق گرفت و بازرگانی با کشورهای همجوار شرقی و غربی توسعه یافت؛ به خصوص تجارت دریایی و آمد و شد بازرگانان خارجی بر درآمد کشور افزود و قلمرو تجاری بنگلا گسترش یافت. در عهد اورنگ زیب امپراتور تیموریان هند، صدها مدرسه، مسجد، پل، جاده و عمارت مسکونی احداث شد و فرهنگ بابری رواج یافت. در دوران حکمرانی مسلمانان، در سرزمین زرخیز بنگال، فراوانی محصولات و کالاها و ارزانی چندان بود که آن را "باغ بهشت" می‌خواندند. پول خرمهره که در زمان هندوان رواج داشت، در همین زمان به سکه‌های زر و سیم بدل شد. به قول ابوالفضل علامی‌ در داکا و میمن سینگ معدن آهن و در مناطق هگلی و بردوان معادن الما