پرش به محتوا

روسیه در یک نگاه: تفاوت میان نسخه‌ها

از دانشنامه ملل
Hamidian (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
Hamidian (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
 
خط ۶۷: خط ۶۷:
<references />
<references />


== منبع اصلی ==
== گردآورنده ==
کرمی، جهانگیر (1392). جامعه و فرهنگ [[روسیه]]. تهران: [https://alhoda.ir/ موسسه فرهنگی، هنری و انتشاراتی بین المللی الهدی]،
مینا دهاقین
 
== نویسنده مقاله ==
جهانگیر کرمی

نسخهٔ کنونی تا ‏۲ فوریهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۰۶:۲۶

فدراسیون روسیه دولت مستقلی است که با فروپاشی اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی و به عنوان جمهوری مرکزی و محوری آن در سال 1991 به استقلال رسید. این کشور از 7 نوامبر 1917 و پس از پیروزی انقلاب اکتبر، "جمهوری شوروی سوسیالیستی روسیه" نامیده شد و در روز 30 دسامبر 1922 همراه با سایر مناطق امپراطوری تزاری روسیه، به عضویت اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی در آمد.

روسیه 75 درصد از خاک و 50 درصد جمعیت و 45 درصد اقتصاد اتحاد شوروی را به خود اختصاص داده است. این کشور با 17/075/400 کیلومتر مربع در میان اروپا و اقیانوس آرام شمالی گسترده شده است که این مقدار مساحت، 6/12 درصد خشکی‌های دنیا است. حدود 73 درصد از خاک روسیه در آسیا واقع شده و مابقی آن در اروپا قرار دارد. گسترده‌ترین کشور جهان، اما از نظر جمعیتی و قومی، بسیار متنوع است و همین موضوع، سیاست، اجتماع و فرهنگ آن را نیز متاثر ساخته است.[۱]

جغرافیای انسانی

براساس سرشماری سال 2011، روسیه دارای 143 میلیون نفر جمعیت می‌باشد. رشد جمعیت روسیه منفی است و از سال 1991 تا 2012، جمعیت از 148 میلیون نفر به 143 میلیون نفر رسیده و و این کاهش 5 میلیون نفری را نشان می‌دهد. در یک آینده نگری بدبینانه از جمعیت 85 مییون نفری برای سال 2050 سخن گفته می‌شود. امید به زندگی در روسیه حدود 70 سال است[۲]. تراکم جمعیتی در روسیه به طور کلی 8 نفر در هر کیلومتر مربع است، اما این جمعیت به طور گوناگونی در سراسر کشور پراکنده شده است. تراکم جمعیت یک ناحیه‌ی خاص به طور عام بازتابی از ظرفیت کشاورزی زمین است و در عوض سبب استقرار مراکز جمعیتی در مراکز صنعتی و استخراج معدن می‌شود. بیشتر مردم کشور روسیه در روسیه‌ی اروپایی یعنی در مثلث حاصلخیز زندگی می‌کنند، که در طول مرز غربی میان بالتیک و دریای سیاه و باریکه‌ی شرقی سرتاسر جنوب کوه‌های اورال در جنوب شرقی سیبری، واقع شده است. متراکم‌ترین جمعیت روسیه در نواحی شهری در حال گسترش همچون اوبلاست(ناحیه) مسکو زندگی می‌کند. در میان بیشتر روس‌های بخش اروپایی روستایی، متوسط تراکم جمعیت در حدود 25 نفر در هر کیلومتر مربع است. هر چند، بیش از یک سوم قلمرو کشوری تراکم جمعیتی کمتر از یک نفر در هر کیلومتر مربع، دارد. این بخش شامل شمال روسیه ی اروپایی و بخش وسیعی از نواحی سیبری است. روسیه دارای 1067 شهر اصلی بوده که 11 شهر آن بیش از یک میلیون نفر جمعیت دارد.

پرچم روسیه، قابل بازیابی از https://pasparcham.ir/product/43/%D9%BE%D8%B1%DA%86%D9%85-%D8%B1%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%87-%D8%B1%D8%B3%D9%85%DB%8C/

تاریخ روسیه

تاریخ‌ روسیه‌ را می‌توان به دوره‌های باستان، تزاری، کمونیستی و روسیه جدید دسته بندی کرد. روسیه به عنوان یک دولت، تاریخی منحصر به فرد و پیچیده دارد که از حدود هزار سال پیش تا کنون جریان داشته است. از سده نهم پیش از میلاد، سکاهای هند و اروپایی که به یکی از شاخه‌های زبان‌های ایرانی سخن می‌گفتند، تا سده دوم پیش از میلاد بر این سرزمین حکومت می‌کردند و سپس سرمت‌های ایرانی زبان و به آرامی در سده‌های پسین‌تر، خزر‌ها، بلغارها و وندی‌ها که به عنوان تبار اسکلاونی‌ها یا اسلاوها از آن‌ها یاد شده، به تدریج بر سرزمین‌های میان خزر و شمال دریای سیاه حاکم گشتند[۳]. در واقع، از قرن سوم میلادی نفوذ و گسترش اقوام اسلاو از سمت کوه‌های آپارت آغاز گردید و آنان در قرن هفتم میلادی در نواحی میان دریا بالتیک، دریای سیاه و رود ولگا مستقر شده بودند. اسلاوهای ساکن جنوب روسیه تحت استیلای خزرها قرار داشتند و هنوز اتحادی میان آن‌ها به وجود نیامده بود.

جامعه و نظام اجتماعی

جامعه روسیه از سده هیجدهم به تدریج گام در مسیر نوسازی غربی نهاد. در عین حال، مدرنیسم روسی موجب نشد تا سنت‌ها و فرهنگ ملی و بومی نادیده گرفته شود و به ویژه از سال‌های پس از شوروی تا کنون توجه به سنت‌های روسی افزایش یافته و دولت نیز آن را تشویق نموده است. مدرنیسم تحمیلی از سوی حکومت‌ها، چه در دوره پتر و چه کمونیسم و نیز گسیختگی‌های ناشی از فروپاشی کمونیسم، جامعه روسیه را در دو دهه اخیر با مسائل و مشکلاتی رویارو نموده که آن را به لحاظ بسیاری از شاخص‌های جهانی در ردیف جوامع مشکل‌دار قرار داده است. در نبود ساختارهای اجتماعی سرمایه داری، ضعف نهادهای مدنی، مانند اتحادیه‌های تجاری، و نهادهای تخصصی، کثرت گرایی سیاسی نیز محدود مانده است. در روسیه، طبقه متوسط شهری هنوز جایگاه واقعی خود را پیدا نکرده و به لحاظ سیاسی نیز تجربه دو دهه اخیر برای گذار از تلاطم‌های پسا شوروی، شرایط را به تدریج بهبود بخشیده و نظام مردم سالاری خاصی در قواره شرائط و مردمان سختی کشیده آن رقم زده است که در حد فاصل نظام ایدئولوژیک پیشین و آمال و آرزوهای غیر عمل گرا قرار می‌گیرد.

سیاست و حکومت

اگر چه در قانون اساسی جدید روسیه، بسیاری از نظامات و هنجارهای نوین سیاسی مانند لیبرالیسم، سرمایه‌داری بازار آزاد و سکولاریسم پذیرفته شده‌اند، اما این نهادها و ساختارها البته که از فیلتر تفسیری روسی و سنت‌های پایدار دولت روسی گذشته و بر شرایط و ویژگی‌های تاریخی، ژئوپلیتیک و فرهنگی خود منطبق ساخته است. به همین خاطر است که بسیاری از تحلیل گران، از مفهوم پوتینیسم درباره نظام سیاسی روسیه یاد می کنند. در واقع روسیه امروز بر مبنای سیاست تمرکزگرا و با اولویت ماموریت امنیتی دولت برای سامان اجتماعی و اقتصادی و حکومتی هدایت‌گر اجتماع شناخته می‌شود.

بر اساس قانون اساسی فدراسیون روسیه، حکومت امری قراردادی و مبتنی بر رای مردم است و در اصول گوناگون آن بر نظام مردم سالار، فدرال، حقوق و آزادی‌های مردم تاکید شده است. مردم قدرت خود را به طور مستقیم و از طریق نهادهای قدرت دولتی و دستگاه‌های خودگردان محلی اعمال می کنند. همچنین مردم حق دارند به طور مستقیم و یا غیرمستقیم از طریق نمایندگان خود در اداره امور دولتی مشارکت نمایند. انتخابات در روسیه برای موارد مهمی چون ریاست جمهوری، مجلس دومای کشوری، مجالس منطقه‌ای و شوراهای شهری و روستایی در نظر گرفته شده است. مدل حکومتی روسیه، ریاستی و حتی فراتر از مدل معمول ریاستی است و رئیس جمهور اختیارات گسترده ای دارد، از سوی مردم به طور مستقیم انتخاب می‌شود، حق انحلال مجلس را دارد، و بدین ترتیب یک عدم تعادل جدی در توزیع قدرت به وجود می‌آید که با ذات و سرشت اصل تفکیک قوا مشکل پیدا می‌کند.

نظام فرهنگی

نظام فرهنگی کشور روسیه شامل مدیریت فرهنگی، سیاستگذاری فرهنگی، نهادها و سازمان‌های فرهنگی، تجارت فرهنگی، صنعت گردشگری و... است. مدیریت فرهنگی در جامعه گسترده و چند فرهنگی مانند روسیه یک مسئله بنیادین است. در نبود مدیریت متمرکز، دستوری، و ایدئولوژیک دوره شوروی، و از همه مهم‌تر، برنامه آزادسازی فضای سیاسی و بازگشایی عرصه مطبوعاتی و دوره‌گذار پروسترویکایی گورباچف و پس از آن، سرگردانی و سردرگمی و گسیختگی پساامپراتوری عصر یلتسین، حوزه فرهنگ دستخوش بی‌مدیریتی شده و هجوم فرهنگی غرب و رسانه‌های غربی، جامعه و فرهنگ را در مسیر فروپاشی و نابودی و بی‌هویتی قرار داده بود. در واقع، تا سال 1999، همانند بسیاری از عرصه‌های دیگر، مدیریت عرصه فرهنگ در دست جریان غرب گرا و لیبرال بود و مشکلات اقتصادی، اجتماعی و سیاسی به عرصه مدیریت فرهنگی هم سرایت کرده بود. اما پس از سال‌های 2000، به آرامی شرائط و محیط و ساختار اداری فرهنگی به سمت نظم و نسق رفت. از این رو، از اواخر دهه 1980 تا 1990، دولت با کمبود شدید منابع مالی روبرو بود و این موضوع موجب فراموشی بسیاری از عرصه‌های فرهنگی شد و منجر به اتخاذ نظام اولویتی برای برخی از مؤسسات فرهنگی کشور گردید.

ادیان در روسیه

روسیه از زمان شکل گیری نخستین دولت در کی یف، با دین عجین بوده و تزار‌های روس برای خود ماموریتی دینی قائل بوده‌اند. از زمان پتر کبیر به تدریج نقش مذهب تحت الشعاع رسالت قدرت محور، صنعتی و اقتصادی دولت قرار گرفته و دین نیز به عنوان یکی از ارکان دولت و تحت نظر آن آمد. ورود جریان‌های غرب گرا و سپس ایدئولوژی کمونیسم بزرگترین ضربه به جایگاه دین در ارتباط با سیاست بود. اگرچه مردم روسیه و به ویژه دهقانان روس همواره دیندار باقی ماندند. در دوره جدید اما بار دیگر نقش اخلاقی دین مورد اقبال واقع شده و دولت با کلیسا از در آشتی در آمده است. البته بر اساس قانون اساسی جدید، دولت امری قراردادی و نه امری الهی پنداشته شده و بر جدایی آن از دین تاکید شده است. در فصل نخست قانون اساسی و در ماده 14 آمده است که فدراسیون روسیه یک دولت غیر مذهبی است و هیچ مذهبی نمی‌تواند مذهب دولتی و یا اجباری باشد. مجامع مذهبی از دولت جدا و در برابر قانون یکسان هستند. ادیان مسیحیت به ویژه مسیحیت ارتدوکس، یهودی‌ها، اسلام، وهابیت در روسیه طرفداران خود را دارد.

فرهنگ عمومی روسیه

فرهنگ و سنن مردم روسیه آمیزه‌ای از زندگی اروپای غربی و اسلاو‌های شرقی است. اگر چه ملت روس از نژاد اسلاو و اروپایی هستند، اما برخورد نزدیک و تماس ممتد با نژاد‌های شرقی در طول قرون متمادی موجب شده است که فرهنگ ملت روس از ویژگی‌‌های شرقی فراوانی برخوردار باشد. حضور اقوام و ملیت‌های آسیایی و آمیزش آنان با روس‌ها در این جهت تأثیر به سزایی داشته است. حضور نزدیک به بیست میلیون جمعیت مسلمان (15 درصد جمعیت کشور) پیوستگی روسیه را به شرق و جهان اسلام تشدید می‌نماید.

زبان و ادبیات روسی

زبان رسمی در کشور روسیه، زبان روسی است که با خط سیریلیک کریلیک نوشته و خوانده می‌شود و به صورت متداولی در تجارت، حکومت و تحصیلات مورد استفاده قرار می‌گیرد. قومیت‌هایی که با زبان مادری خود صحبت می‌کنند تقریبا منحصر به فرد هستند. در سرشماری سال 1989، ۴/۱ در صد از قومیت‌های روسی در اتحادیه شوروی قادر بودند که با یکی از دیگر زبان‌های کشوری صحبت کنند، در حالی‌که افراد متعلق به دیگر گروه‌های قومی، دوزبانه بودند. به بیش از 100 زبان در روسیه صحبت می‌شود. زبان منطقه‌ای رسمی برخی از جمهوری‌های قومی شناسایی شده است، اما میلیون‌ها غیر روسی، زبان روسی را به عنوان زبان مادری‌شان اتخاذ کرده‌اند. حکومت شوروی به بخش زیادی از گروه‌های قومی کوچک‌تر کمک کرد تا دایره‌ی واژگانی و الفبایی خود را گسترش دهند. هر چند سیاست‌های آموزشی USSR گسترش استفاده از زبان روسی را تضمین کرد.[۴]خط سیریلیک یا آزبوکا یک خط الفبایی است که در امپراتوری مجارستان اول طی قرن ۱۰م میلادی در مدرسه ادبیات پرسلاو به خاطر بوریس یکم بلغارستان که می‌خواست بلغارها سیستم نوشتاری خودشان را داشته باشند، ایجاد شد.

ادبیات روسی

آثار ادبی در ادبیات روسیه از لحاظ شکل و ساختار به چهار دسته(حماسی، غنایی، حماسی-غنایی، نمایشی) تقسیم می‌شوند. هر یک از این دسته‌ها به انواع و قالب‌های مختلف ادبی مانند داستان بلند، رمان، وقایع نگاری، قصه، روایت، افسانه، قصیده، ترانه، غزل، منظومه، بالاد، رمان منظوم، داستان حماسی، تراژدی، کمدی، درام و... تقسیم می‌شوند.

هنر روسیه

هنر یکی از موضوعات مهم در زندگی مردم روسیه بوده و خود را در ابعاد مختلف نشان داده است. ولادیمیر اول، اولین قانون‌گذار روس (کشور باستانی که سلف روسیه، اوکراین و بلاروس کنونی بود) در سال 988 با شاهزاده خانمی از بیزانس ازدواج کرد و از بت پرستی به شاخه ارتدکس دین مسیحیت گرایید. گرایش کشور به مسیحیت باعث شد هنرهای زیبا در کشور ترقی کنند. برای مدت 600 سال انواع وارداتی هنر مسیحی در نقاشی، موسیقی، معماری و ادبیات روسیه برتری داشت. هرچند هنرمندان روس بینش مختص به خودی داشته و اشکال وارداتی هنر را بشدت متحول کردند.

بالاخص در زمینه ترسیم نقاشی‌های مقدس، پیوند هنر نقاشی بیزانس با نبوغ روسی باعث پدید آمدن برخی از زیباترین شمایل‌های مقدس جهان شد. آندری روبلیوف بزرگ‌ترین نقاش روسیه در اوایل قرن پانزدهم شمایل‌هایی را ترسیم کرد که از بهترین نمونه‌های بیزانسی فراتر رفتند. هجوم‌های خارجی در دوران تاریکی (1613-1598) و سیاست غرب‌گرایی دوران پتر کبیر باعث شد هنر روسیه تحت تأثیر روندهای جدید لائیگ قرار گیرد. در نتیجه توجه جامعه هنری روسیه به اروپای غربی معطوف شد. اواسط قرن هجدهم در روسیه خلق باله، اپرا، موسیقی کلاسیک، معماری سبک باروکو و نوشتن داستان‌های کوتاه رونق یافت. روس‌ها دوباره همچون مورد هنر بیزانس شکل اروپایی را قبول کردند ولی آن را حل کردند و به اوج بی‌نظیر درخشندگی روسی رساندند. ساختمان‌های مشابه با بناهای ساخته شده توسط بارتولومئو راسترلی معمار سنت پترزبورگ در قرن هجدهم و کارلو روسی جانشین وی در قرن نوزدهم در سراسر روسیه ساخته شد. در سال 1850 هنر و معماری سنت پترزبورگ به الگویی تبدیل شد که تمام روسیه سعی بر سرمشق گرفتن از آن داشت. بینش جدید تمام نفوذ گذشته و حال روسیه با تأثیر یونان و رم قدیمی را در هم آمیخت. در قرن نوزدهم شعر رمانتیک آلکساندر پوشکین، داستان‌های رئالیستی نیکولای گوگول، ایوان تورگنیف، فیودور داستایفسکی و لئو تولستوی و اپراها و باله‌های درخشان و بجا ماندنی میخاییل گلینکا، آلکساندر بورودین، پتر چایکوفسکی، نیکولای ریمسکی کورساکوف و مودست موسورگسکی نمونه‌های ماندنی نبوغ روسیه در زمینه پیوند زدن اشکال ملی و خارجی بودند. تحت مدیریت کنستانتین استانیسلاوسکی و ولادیمیر نمیرویچ دانچنکو تئاتر هنری مسکو آثار مشهور آنتون چخوف و آثار رئالیستی ماکسیم گورکی را روی صحنه به نمایش گذاشتند. اوایل قرن نوزدهم حرکت پیشاهنگی در زمینه هنر شروع شد. از سال 1900 تا 1917 در هنر روسیه شعر سمبلیک آلکساندر بلوک، آندری بلی و زیناییدا گیپیوس؛ موسیقی نوآورانه آلکساندر سکریابین و ایگور استراوینسکی؛ نقاشی ساده نو (نئوپریمیتیف) ناتالیا گونچارووا و واسیلی کاندینسکی و میخاییل لاریونوف و باله‌های مشهور سرگی دیاگیلف، رقص مشهور آنا پاولووا، واسلاو نژینسکی و اید روبینشتین نمونه‌های این هنر بودند که تا امروز شهرت دارند.

نظام آموزش، تحقیقات و فناوری روسیه

قانون اساسی فدراسیون روسیه در ماده چهل و سوم «حق آموختن و تحصیل را برای همه» به رسمیت شناخته است. تا پیش از دوره پتر، آموزش در روسیه صرفا در انحصار کلیسا و محدود به ادعیه و آکوزه‌های مذهبی بود. حتی نوشتن بجز در مورد انجیل و ادعیه حرام پنداشته می‌شد. اما از زمان پتر کبیر (1689 تا 1725) بود که مسئله پیشرفت متاثر از تحولات اروپا و رنسانس و صنعتی شدن، مسئله آموزش و تحصیل به عنوان یک موضوع مهم مطرح شد. در سال 1802م وزات آموزش و پرورش ملی روسیه تاسیس شد و سپس بر اساس فرمانی در سال 1804م سیستم آموزش و تحصیلات عمومی تحت نظارت این وزاتخانه شکل گرفت که شامل مدارس محلی، نواحی، دبیرستان‌ها و دانشگاه‌های استانی بود و تمامی این آموزشگاه‌ها با هم در ارتباط بودند. روسیه به نواحی آموزشی تقسیم شد که ریاست آن‌ها را متولیان خاصی از سوی دولت بر عهده داشتند. دانشگاه‌ها به عنوان مراکز اصلی رسیدگی به امور این آموزشگاه‌ها تعیین شدند. در ادامه موسسات آموزشی روسیه به تفکیک دوره‌های تحصیلی آمده و سپس به سیستم آموزشی روسیه اشاره شده است.[۵]

الف. مدرسه زِمسکی: این مدارس در مناطق روستایی گشایش یافتند و امور آن‌ها توسط زِمستواهای هر منطقه اداره می‌شد.

ب. مدرسه‌ی محلی کلیسایی: ابتدا آن‌ها را فقط مدارس محلی می‌نامیدند و تنها دو سال طول می‌کشید. در سال 1864م تحت نظارت شورای مذهبی کلیسا قرار گرفت و نام آن واژه‌ی کلیسا هم اضافه شد. این مدارس در ناحیه‌ی قلمرو کشیش کلیسا قرار داشت و به طور کلی می‌توان گفت در مناطق روستایی، مدارس سه ساله و پنج ساله وجود داشتند.

ج. مدرسه‌ی عالی تحصیلات ابتدایی: این مدارس ابتدا در شهرهای کوچک بر پا شد و به آن مدارس شهرستان‌ها یا ناحیه‌ها گفته می‌شد و مدت تحصیل در آن‌ها هم دو سال بود. در سال 1872م نام آن‌ها به مدارس شهری تغییر یافت و از سال 1912م هم به نام مدارس عالی تحصیلات ابتدایی نامیده شدند.

د. دبیرستان کلاسیک: تحصیلات متوسطه در دبیرستان‌ها دستور زبان، ادبیات، تاریخ میهنی، زبان‌های خارجی اغلب فرانسه و آلمانی و نیز زبان‌های باستانی همچون یونانی و لاتین تدریس می‌شد. دبیرستان‌های دخترانه و پسرانه وجود داشت و فرزندان هر نوع طبقه‌ی اجتماعی یا هر نوع مذهب و آیینی را می‌پذیرفتند که 8 تا 9 سال سن داشتند.

ه. موسسه و آموزشگاه رئال: از ابتدا این آموزشگاه را دبیرستان می‌گفتند و فقط 7 کلاس در آن درس می‌خواندند. در این نوع مدارس بیشتر علوم جامع و طبیعی تدریس می‌شد و به زبان‌های خارجی اهمیت بسیار داده می‌شد.

و. مدرسه نظام: در مدرسه‌ی نظام فرزندان اشراف و به خصوص نظامیان تحصیل می‌کردند و فرزندانی غیر این خانواده‌ها به ندرت وارد آن می‌شدند. در این مدرسه هم علوم جامع و طبیعی در صدر قرار داشت. همچنین دانش‌های مورد نیاز جهت خدمت دولتی مانند هنر رزم و دریانوردی، سنگربندی و توپخانه، تربیت اخلاقی و معنوی مانند نقاشی، طراحی، موسیقی، رقص و مانند این‌ها تدریس می‌شد.

ز. انستیتوی دختران اشراف: بیشتر دانش آموزان دختر این موسسه را دختران اشراف تشکیل می‌دادند و در آن بیش از همه بر تعلیم زبان‌های خارجی، زبان و زبان‌شناسی روسی، علم حساب، تاریخ، جغرافیا، نقاشی، رقص، کارهای دستی، و روش‌های مختلف خانه‌داری و آداب و رسوم رفتارهای اشرافی و غیره تاکید می‌شد.

دو موسسه‌ی آخر یعنی مدرسه‌ی نظام و انستیتوی دختران شبانه‌روزی بودند و در آن علاوه بر تحصیل علوم مختلف پسران و دختران آداب و رسوم روابط فردی و اجتماعی را هم فرا گرفتند.‌[۶]

ح. دانشگاه: اصلی‌ترین موسسات تحصیلات عالی دانشگاه‌ها هستند. در سال 1913 م در مناطق مختلف روسیه مانند مسکو، سن پتربورگ، خارکُف، غازان، کی‌اف، یوریِف، تُمسک (از سال 1888)، ورشو، اُدسا (از 1864)، ساراتُف (از سال 1909) یعنی به طور کل 10 دانشگاه وجود داشت.

ط. موسسات آموزشی: هم که متداول‌ترین شکل موسسات آموزشی در سطح تحصیلات عالی است. در روسیه موسسات و انستیتوهای پلیتکنیک و فنی، جنگل و مراتع، مهندسی حمل و نقل، راه آهن، بازرگانی، زراعت، آموزگاری و پزشکی هم برای زنان و هم برای مردان تدریس می‌شد.

رسانه‌ها و وسائل ارتباط جمعی روسیه

در روسیه جدید نیز از همان نخستین سال‌های دهه 1990، فضای باز رسانه‌ای به یک موضوع مهم تبدیل شد و با روی کار آمدن ولادیمیر پوتین، کنترل رسانه‌ها به یک اولویت مهم تبدیل شد. وضعیت آزادی رسانه‌ها در روسیه از همان ابتدای ظهور اولین روزنامه در روسیه یعنی روزنامه «ودوموستی» در سال 1702 با دیگر مناطق اروپا تفاوت بسیار داشت. ایده ایجاد رسانه‌ها مانند دیگر رفروم‌های روسیه نتیجه فکر دیر هنگام دولت و نه اندیشه و فکر مردم بود.

از همان پیدایش مطبوعات و رسانه‌ها پدیده سانسور به موازات ان ایجاد شد. پس از استالین و با روی کار امدن خروشچف که شخصیت استالین را زیر سوال برد کار بخش سانسور به شدت کاهش یافت و تعدادی روزنامه و مجله نیز منتشر شد. مخازن کتاب‌های مصادره شده نیز باز شد وحدود 30 هزار جلد از آن‌ها به فروش رسید.[۷] همچنین در این دوره کمیته دولتی رادیو و تلویزیون برای بررسی برنامه‌ها و فیلم‌ها تاسیس شد. پس از برکناری خروشچف ور وی کار امدن برژنف سیاست‌های سانسور دوره استالین دوباره به اوج خود رسید وبرنامه‌های تلویزیون مستقیما تحت نظارت برژنف قرار گرفت. در دوره برژنف اگرچه سیاست استالین زدایی متوقف شد اما در عین حال بزرگ‌نمایی شخصیت وی نیز ممنوع شد.[۸]

در دوره جدید و به ویژه سال‌های 2000 تا 2013، حکومت روسیه کنترل سیاسی جدی روی رسانه‌های گروهی دارد، اما این موضوع برای تحمیل یک ایدئولوژی سیاسی بر جامعه نیست بلکه برای جلوگیری از تحرکات مخالفان و رشد آن‌هاست. در روسیه پساشوروی فضای جدیدی برای فعالیت رسانه‌ای به وجود آمده است. تا سال 2011، 35500 روزنامه ثبت شده در این کشور فعال بودند.

روابط روسیه با جمهوری اسلامی ایران

ایران و روسیه در پانصد سال گذشته روابطی پر فراز و نشیب و همراه با دوستی و دشمنی با یکدیگر داشته‌اند. این روابط از همکاری‌های دوره صفویه، به‌خصومت، جنگ و مداخلات دوره قاجار و سپس روابط خصمانه و گاه دوستانه دوره پهلوی و سرانجام همکاری‌های پسا شوروی رسیده است. روابط ایران و شوروی تا زمان پیروزی انقلاب اسلامی با وجود برخی نگرانی‌ها و مسایل، به یک‌نوع ثبات نسبی رسیده بود و از این زمان تا پایان جنگ ایران و عراق در سال 1367 به‌خاطر مسأله افغانستان و حمایت مسکو از بغداد، شکننده و نا پایدار بود. با سفر هاشمی رفسنجانی رئیس مجلس شورای اسلامی به مسکو در سال 1368 و امضای قرارداد ده میلیارد دلاری همکاری‌های اقتصادی و فنی دو کشور روابط جدیدی شکل گرفت، اما نباید نادیده گرفت که روابط دو کشور به‌طور جدی از میانه دهه 1990 آغاز شد. بازدیدهای پیاپی مقام‌های دو کشور در سطح وزرا (وزرای خارجه، دفاع و دبیران شورای امنیت) و دیدار سران دو کشور در نیویورک در سال 2000 کمک کرد تا وضعیت جدیدی پدید آید و روابط نزدیک روسیه و ایران بیش از پیش تثبیت شود.

دیدار رئیس جمهوری ایران، محمد خاتمی در سال 2001 از روسیه و توافقنامه همکاری‌های اساسی با ولادیمیر پوتین، موجب شد روابط دو طرف برای دهه بعدی به‌طور جدی‌تر تداوم یابد. در گفتگوی سران دو کشور که در زمینه همکاری‌های نزدیک اقتصادی انجام شد بیانیه‌ای نیز درباره دریای خزر صادر شد. در سطح دوجانبه، تعاملات دو کشور در طی بیست و سه سال اخیر در زمینه‌های اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و نظامی جریان داشته و روندی رو به گسترش را برای آینده ترسیم می‌کند. در دو دهه اخیر، مناسبات اقتصادی تهران و مسکو در زمینه‌های گوناگون تجاری، انرژی، حمل و نقل، فنی و صنعتی در جریان بوده و به شکل روزافزونی ادامه داشته است. روابط اقتصادی دو کشور از سال 2000 و پس از روی کارآمدن پوتین، سفر خاتمی به مسکو و قرارداد همکاری‌های ده‌ساله دو کشور بیش از پیش گسترش یافت؛ به‌طوری که در سال 2005 روسیه به هفتمین شریک تجاری ایران تبدیل شد.

ایران و روسیه به‌طور جدی علاقمند به مشارکت در زمینه نفت، گاز، نیروگاه هسته‌ای و برق بوده‌اند. قرارداد ساخت نیروگاه اتمی بوشهر از سال 1995 و اجرای آن یکی از زمینه‌های مهم و به تعبیری، نماد اصلی همکاری دو کشور در سال‌های اخیر بوده است. یکی از اقدام‌های اصلی در همکاری دو کشور به‌عنوان یک پروژه بین‌المللی، ایجاد یک مجموعه حمل و نقل برای پیوند ایران و روسیه و دیگر کشورهای منطقه از اروپا تا اوراسیای مرکزی و جنوب و شرق آسیا است. در این چارچوب، طرح عملیاتی راه‌های ارتباطی از هلسینکی تا مسکو، آستاراخان، امیر آباد به بندر عباس در سال 2000 آغاز شد و در می سال 2002 وزیران حمل و نقل روسیه، ایران و هند تفاهم‌نامه‌ای اجرایی جهت آغاز فعالیت راه‌گذر شمال‌ - جنوب به امضا رساندند. همکاری‌های تهران و مسکو در بیست سال اخیر در عرصه‌های گوناگون، با وجود برخی محدودیت‌ها، جریان داشته و به‌ویژه در حوزه‌های امنیتی و دفاعی بسیار جدی‌تر شده است.

نیز نگاه کنید به

چین در یک نگاه؛ کانادا در یک نگاه؛ کوبا در یک نگاه؛ تونس در یک نگاه؛ مصر در یک نگاه؛ لبنان در یک نگاه؛ ژاپن در یک نگاه؛ سنگال در یک نگاه؛ تایلند در یک نگاه؛ آرژانتین در یک نگاه؛ فرانسه در یک نگاه؛ اسپانیا در یک نگاه؛ مالی در یک نگاه؛ ساحل عاج در یک نگاه، سودان در یک نگاه؛ اردن در یک نگاه؛ قطر در یک نگاه؛ سیرالئون در یک نگاه؛ اتیوپی در یک نگاه؛ سوریه در یک نگاه؛ اوکراین در یک نگاه

کتابشناسی

  1. کرمی، جهانگیر (1392). جامعه و فرهنگ روسیه. تهران: موسسه فرهنگی، هنری و انتشاراتی بین المللی الهدی، جلد اول، 21 .
  2. Sakwa, R.(2008), Russian Politics and Society, London: Routledge. 315-316.
  3. فادر، کیم براون (1385)، روسیه، ترجمه مهسا خلیلی، تهران: ققنوس. 12-13.
  4. Engelmann, K(2008). Russia,microsoft®student 2009[DVD].redmond,WA: Corporation Microsoft.
  5. ابراهیمی ترکمان، ابوذر و نوروزی، مهناز (1391). آشنایی با روسیه از دریچه آداب و رسوم. تهران: الهدی، 195.
  6. ابراهیمی ترکمان، ابوذر و نوروزی، مهناز (1391). آشنایی با روسیه از دریچه آداب و رسوم. تهران: الهدی، 197.
  7. بابکوف (2001). ص2.
  8. اسدی، اسراء (۱۳۸۹). رسانه‌های روسیه در دهه ۲۰۰۰ تا ۲۰۱۰. کارشناسی ارشددانشکده مطالعات‌جهان.

گردآورنده

مینا دهاقین